نگاه - شاهکار بعدی اوباما چه خواهد بود؟

شبح کنترل مرزی

شماره روزنامه: ۲۱۲۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۱۳۴۴۳ اندیشه-اقتصاد

پدرام ضیا

منبع: فریمن آنلاین<br> مترجم: پدرام ضیا<br>چنان که گویی پیش از این مطلع نبودیم، مقیم فعلی کاخ سفید دیروز ثابت کرد به‌اندازه تمام اسلاف فقیدش مهندس همه چیز است: بیمه خدمات درمانی، انرژی، صنعت مالی، آموزش، شهرسازی؛ در تمام این زمینه‌ها و بسیاری زمینه‌های دیگر، مرد شماره یک قوه مجریه، باراک اوباما، سیاست فراگیر یک بام و دو هوا را در پیش گرفته است و عملا مدعی است برنامه‌ریزان دولت همه چیز می‌دانند، اما بیشتر مردم – که مطابق با اصول رضایت، تعاون و رقابت با هم به تعامل می‌پردازند- هیچ نمی‌دانند. واقعا اگر این رهبران را نداشتیم باید چه می‌کردیم؟!

شبح کنترل مرزی

منبع: فریمن آنلاین

مترجم: پدرام ضیا

چنان که گویی پیش از این مطلع نبودیم، مقیم فعلی کاخ سفید دیروز ثابت کرد به‌اندازه تمام اسلاف فقیدش مهندس همه چیز است: بیمه خدمات درمانی، انرژی، صنعت مالی، آموزش، شهرسازی؛ در تمام این زمینه‌ها و بسیاری زمینه‌های دیگر، مرد شماره یک قوه مجریه، باراک اوباما، سیاست فراگیر یک بام و دو هوا را در پیش گرفته است و عملا مدعی است برنامه‌ریزان دولت همه چیز می‌دانند، اما بیشتر مردم - که مطابق با اصول رضایت، تعاون و رقابت با هم به تعامل می‌پردازند- هیچ نمی‌دانند. واقعا اگر این رهبران را نداشتیم باید چه می‌کردیم؟! بنا بر این اصلا جای شگفتی نیست که شاهد اعمال همین سیاست در مورد حق نقل مکان آزادانه مردم، یعنی مهاجرت هستیم.

اوباما اخیرا اولین سخنرانی بزرگ خود را، که در آن کوشیده رضایت همه را جلب کند، منتشر کرد. فقط یک اشکال کوچک وجود دارد، آن هم این که تقریبا می‌توان گفت هیچ کس را راضی نکرده است. من که از جمله ناراضیان هستم. او همچنان که در مورد گام‌های بلندی که در راستای حفظ امنیت مرزها برداشته گزافه‌گویی کرده، راجع به مهاجران سختکوش در آمریکا به حماسه‌سرایی پرداخته است. وی سروده، اما لازاروس در مورد ظرف‌های تلنبار شده‌ای که آرزوی نفس کشیدن دارند، خوانده و اعلام کرده است: «امروز بیش از هر زمان در تاریخ ایالات متحده، در حوالی مرزهای جنوب غربی سرباز پیاده داریم. تکرار می‌کنم: امروز بیش از هر زمان در تاریخ ایالات متحده، در مرزهای جنوب غربی سرباز پیاده داریم.»

تصویر زیبای آمریکا

پیام اوباما این است: می‌خواهید به اینجا بیایید؟ بیایید، اما بر اساس شرایط من (اگر اصلا آمدنی در کار باشد). او گفته است: «ما باید شرایط را جهت ورود بهترین‌ها و درخشان ترین‌ها در به راه‌انداختن کسب و کارهای جدید و تولید محصولات و کارآفرینی مساعد کنیم.» بهترین‌ها و درخشان‌ترین‌ها، البته بعد از آقای رییس‌جمهور!

او برای اینکه نشان دهد برای نقض آزادی بعضی از مردم، باید آزادی سایر مردم را هم زیر پا گذاشت، گفته است: «شرکت‌های تجاری چنانچه با استخدام و بهره‌برداری از کارگران ثبت نشده در اسناد اداری، قانون را زیر پا بگذارند، باید پاسخگو باشند. ما از چندی پیش اقدامات علیه مخرب‌ترین متجاوزان به محیط‌های کاری را آغاز کرده‌ایم و اکنون نیز در حال به کارگیری و پیشبرد سیستمی هستیم که یک چارچوب مطمئن برای تشخیص قانونی بودن کارکنان، در اختیار کارفرمایان قرار می‌دهد».

پس سیستم تجاری آزاد ما حتی آنقدر برای کارفرمایان آزادی قائل نیست که بتوانند هر کسی را که بخواهند برایشان کار کند، استخدام کنند. کنار آمدن با دولت انحصارطلب واقعا کار سختی است. به همجواری و توالی زیرکانه‌ کلمات «استخدام» و «بهره‌برداری» دقت کنید.

آیا اوباما نمی‌گوید: هرگونه استخدام یک کارگر ثبت نشده - بخوانید یک انسان فاقد اوراق صادره از سوی دولت- بهره‌برداری به حساب می‌آید؟ آنچه او ترجیح می‌دهد کسی متوجه نشود، این نکته است که: این قانون کار است که امکان بهره‌برداری را فراهم می‌آورد. هنگامی که کارگران به دلیل احتمال شناسایی توسط سازمان گمرکات و مهاجرین، از اعتراض به شرایط بد کاری و استعفا هراس داشته باشند، لاجرم گزینه بسیار مناسبی برای بهره‌برداری خواهند بود.

بله. کارفرمایانی که از چنین کارگرانی بهره‌کشی می‌کنند موجودات رذلی هستند، اما سیاستمداران و دولتمردانی که تبصره‌هایی را که امکان این بهره‌کشی را فراهم می‌آورند تصویب و اعمال می‌کنند، بدترند. بدون همسویی آنان چنین پدیده‌ای روی نمی‌داد.

دولت با پیگرد کارگران، برای انسان‌های به شدت بینوایی که تلاش می‌کنند زندگیشان را کمی بهتر کنند، موانع بیشتری ایجاد می‌کند. اوباما خود نیز تصدیق می‌کند که کار کردن تنها خواسته‌ کارگران است، اما او به هر صورت می‌خواهد آنها را تار و مار کند. او نهایتا گفت: «اگر تقاضا برای کارگران ثبت نشده‌ غیرقانونی از بین برود، انگیزه افراد برای ورود غیرقانونی به ایالات متحده نیز از بین خواهد رفت». مهرورزی دولت در مرزها متوقف می‌شود.

نیازی به تعمق بیشتر در گفته‌ اوباما نیست: او خواهان «یک چارچوب مطمئن برای تشخیص قانونی بودن کارکنان است.» تمام سیستمی که او از آن صحبت می‌کند یک پایگاه داده و یک شناسه کاربری است.

تقاضای مسوولیت پذیری

او ادامه داده است: «آخرالامر، ما از تمام کسانی که غیرقانونی در ایالات متحده زندگی می‌کنند، تقاضای مسوولیت‌پذیری داریم. آنها باید بپذیرند که قانون‌شکنی کرده‌اند. آنها باید ملزم به ثبت رسمی، پرداخت مالیات، پرداخت جریمه و فراگیری زبان انگلیسی شوند.»

بله! چطور جسارت می‌کنند که در جا خودشان را به دولت معرفی نمی‌کنند؟ فکر کرده‌اند اینجا آمریکاست؟ اوه! صبر کنید! راستی اینجا آمریکاست! خوب مشکلی نیست. فقط اعتراف کنید که یک لایحه دولتی را که در تضاد با قانون طبیعت است زیر پا گذاشته‌اید. اسمتان را ثبت رسمی (!) کنید، باج سبیل بدهید؛ و انگلیسی را فرا بگیرید! چرا باید انگلیسی یاد بگیرند؟ ندانستن زبان انگلیسی هم تجاوز به حقوق دیگران است؟ (انگار که پیش از این هیچ انگیزه‌ای برای یادگیری زبان انگلیسی وجود نداشته است).

اوباما ادامه می‌دهد: «آنها باید قبل از آن که به شکل نظام‌مند حق شهروندیشان را دریافت کنند، با قانون همسو شوند. نه فقط چون این کاملا منصفانه است؛ نه فقط چون این اقدام برای تمام کسانی که خواهان ورود به ایالات متحده هستند روشن خواهد کرد که ورود به خاک آمریکا باید در چارچوب قانون صورت بپذیرد؛ بلکه چون این شیوه‌ عمل ماست. آنچه معنای «یک آمریکایی بودن» است». تند نروید. آیا زمانی نبود (مدت‌ها پیش) که «آمریکایی بودن» به معنای عملکرد دولت در چارچوب قانون طبیعت بوده باشد؟ (بی‌عیب نیست، اما به هر حال نظریه غالب این بود.) اکنون اوضاع فرق می‌کند.

دولتمردان به دلخواه و برای تفنن، «قانون» سر هم می‌کنند و از دیگران انتظار می‌رود در چارچوب این «قانون» زندگی کنند، انگار که وظیفه شهروندیشان باشد. امروز آنچه معنای «آمریکایی بودن» می‌دهد، این است.

اوباما گفت: «شهروند این مملکت بودن صرفا مترادف با داشتن یک سری حقوق نیست، بلکه متضمن رعایت یک سلسله مسوولیت‌های بنیادین ویژه هم هست.» و آنقدر ساده نباشید که گمان کنید مسوولیت‌های بنیادین شما به احترام به حقوق دیگران و مراقبت از خانواده‌تان محدود می‌شود؛ دولت محترم لیست بلندبالایی از سایر کارهایی که شما باید انجام بدهید تهیه کرده است.

دولتمردان می‌توانند ده‌ها دلیل برای لزوم حفظ امنیت مرزها به شما ارائه کنند؛ اما تمام آنها فقط توجیه است؛ و همین دلایل می‌توانند روزی برای توجیه تصویب طرح گذرنامه داخلی و حفظ امنیت مرز ایالت‌ها به کار گرفته شوند. حتی اگر چنین اتفاقی نیفتد، فقط تصور کنید دولت به چه میزان نیرو برای جلوگیری از تحرکات در مرز مشترک ۲۰۰۰ مایلی با مکزیک (از مرز کانادا و مرزهای ساحلی شرق و غرب که بگذریم) نیاز دارد. این قبیل اقدامات شدنی نیست؛ حاصل، در عمل فقط بسیج بیهوده نیروها (و از میان رفتن آزادی) خواهد بود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن