نوبلیستهای اقتصاد - جوایز نوبل در سال ۱۹۹۶
ویلیام ویکری و جیمز میرلس
بخش نخست
ویلیام ویکری
یکی از مهمترین و جذابترین زمینههای تحقیقات اقتصادی در سالهای اخیر به موقعیتهایی برمیگردد که تصمیمگیران دارای اطلاعات مختلفی هستند.
مهدی محمدی
بخش نخست
ویلیام ویکری
یکی از مهمترین و جذابترین زمینههای تحقیقات اقتصادی در سالهای اخیر به موقعیتهایی برمیگردد که تصمیمگیران دارای اطلاعات مختلفی هستند. چنین عدم تقارنی در اطلاعات در بسیاری زمینهها رخ میدهد. برای مثال، یک بانک دارای اطلاعات کاملی درباره درآمد آینده وامگیرندگان نیست. در حالتهایی که مزیت اطلاعاتی میتواند به طور راهبردی ارزش خود را از دست دهد، اطلاعات ناقص و با توزیع نامتقارن منجر به نتایج قابلتوجهی میشوند. تحقیقات در باب اقتصاد اطلاعات میتواند بر این سوال تمرکز کند که چگونه قراردادها و نهادها میتوانند برای رویارویی با انگیزههای مختلف و مسائل کنترل طراحی گردند. این امر موجب درک بهتر بازارهای بیمه، بازارهای اعتبار، مزایدهها، سازماندهی درونی بنگاهها، شکلهای دستمزد، سیستمهای مالیاتی، بیمه اجتماعی، شرایط رقابتی، نهادهای سیاسی و غیره میگردد.
برندگان نوبل سال ۱۹۹۶ پایهای را برای بررسی موضوعات به ظاهر کاملا پراکنده از طریق کار تحلیلی خود درباره مسائلی که عدم تقارن اطلاعاتی عنصر کلیدی آن است، بنا کردند. بخش اساسی تحقیقات ویلیام ویکری به خواص انواع مختلف مزایدهها و چگونگی بهترین شکل طراحی آنها برای ایجاد کارآیی اقتصادی پرداخته است. تلاشهای او بنایی را برای تحقیقاتی ایجاد کرد که اخیرا به زمینههای کاربردی از قبیل مزایده اوراق خزانه کشیده شده است. در اواسط دهه ۱۹۴۰ ویکری مدلی را برای چگونگی مالیاتبندی درآمد برای رسیدن به توازن بین کارآیی و عدالت ارائه کرد. سه دهه بعد، علاقه به این مدل در زمانی دوباره مورد توجه قرار گرفت که جیمز میرلس راه حل کاملتری را برای مسائل مربوط به مالیاتهای بر درآمد بهینه ارائه نمود. میرلیس خیلی زود دریافت که روش او میتواند در بسیاری مسائل مشابه دیگر نیز به کار رود. این روش، عنصر اساسی تحلیل مدرن اطلاعات پیچیده و مسائل انگیزه را در بر میگیرد.
ویلیام ویکری
ویلیام ویکری در سال ۱۹۱۴ در ایالت ویکتوریای آمریکا متولد شد و لیسانس خود را در سال ۱۹۳۵ از دانشگاه ییل گرفت و در همان سال مطالعات خود را در دانشگاه کلمبیا ادامه داد و در سال ۱۹۳۷ فوق لیسانس خود را به اتمام رساند؛ اما ده سال بعد دکترای خود را دریافت کرد. او از سال ۱۹۴۶ به عضویت هیات علمی دانشگاه کلمبیا درآمد و مشاور مالیاتی برایسازمانهای مختلفی بین سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۷ بود. سالها بعد او به درجه استاد کاملی در دانشگاه کلمبیا رسید. ویکری در سراسر زندگی حرفهای خود با تحقیق و تدریس سروکار داشت، همچنین عضو برخی کمیسیونهای بازرسی برای برخی مقامات دولتی بود. برای مثال او سیستم کرایهای را برای حملونقل شهری نیویورک طراحی کرد و در برنامه ریزی شهری و حملونقل در هند، آرژانتین و ونزوئلا مشارکت داشت. از بین فعالیتهای شناخته شده او به عنوان مشاور میتوان به مطالعات سیستم ترافیک و حملونقل در واشنگتن در اواخر دهه ۱۹۵۰ و همچنین مشاورسازمان ملل در مالیاتبندی اشاره کرد. ویکری به ارتقای دانش اقتصادی در استفاده بهینه منابع در بخش عمومی کمک شایانی کرده است. خلاقیت او در مطالعات انتخاب اجتماعی و مکانیسمهای تخصیص منابع بسیار قابل ملاحظه است.
مزایدهها و تخصیص منابع
ویکری در مقاله سال ۱۹۶۱ به تحلیل انواع مختلف مزایدهها پرداخت و مزایده قیمت دومی را معرفی کرد که به مزایده ویکری معروف شد. مطالعه او الهام گرفته از پیشنهاد لرنر بود که در بازار با رقابت ناقص، نهادهای ارتقادهنده کارآیی بایستی برای تخصیص منابع مانند رقابت کامل توسعه پیدا کنند. تحلیل ویکری نه تنها برای نظریه مزایدهها مهم بوده، بلکه دیدگاههای عمومی برای طراحی مکانیسمهای تخصیص با هدف ایجاد انگیزههای مطلوب در شرایط اطلاعات ناقص را نیز ارائه میکند. در مزایده قیمت دوم، یک منبع یا حق با پیشنهادهای مهر و موم شده در مزایده قرار میگیرد و بالاترین پیشنهاد میتواند قلم مورد نظر را در بالاترین پیشنهاد قیمت دوم خریداری کند. این مکانیسم باعث میشود تا تمایل به پرداخت واقعی افراد آشکار شود. در این نوع مزایده، استراتژی برتر همان پیشنهاد واقعی طرف مزایده است. مزایده همچنین کالا را در طریقی کارآ از نظر جامعه توزیع میکند و کالا با بالاترین پیشنهاد تمایل به پرداخت تعلق مییابد. زمانی که مزایده قیمت دوم در مقاله ۱۹۶۱ معرفی شد، علاقه اصلی ویکری جنبه کارآیی بود. مساله دیگری که مورد توجه او بود نوع مزایدهای بود که بالاترین قیمت انتظاری را ارائه کند. علاوه بر مزایده قیمت دوم او سه نوع مزایده انگلیسی، هلندی و اولین قیمت را نیز مطالعه کرد. ویکری مزایده انگلیسی و قیمت دوم را از نظر استراتژیکی معادل دانست و مزایده هلندی و اولین قیمت را نیز از نظر استراتژیکی معادل هم دانست. او همچنین نشان داد که اگر ارزشگذاری پیشنهاددهندگان از نظر آماری مستقل از هم باشد و در فاصلهای به صورت متحد توزیع شده باشد، آنگاه تعادل نش تمامی چهار نوع مزایده در قیمت انتظاری یکسانی به فروشنده منجر خواهند شد. این یافته مهم بعدا به قضیه معادل درآمد مشهور گردید. وجه تمایز مزایده قیمت دوم این است که تنها مستلزم عقلانیت فرد است؛ یعنی پیشنهاد بهینه مشارکتکننده در چنین مزایدهای مستقل از انتظارات او از پیشنهاد سایرین است. ویکری در مقاله دیگری (۱۹۶۲) تحت عنوان مزایدهها و بازی پیشنهادها بر جنبه نظریه بازی مزایدهها توجه کرده و تحلیل اولیه خود را در جنبههای مختلفی تعمیم داد.
مالیاتبندی بهینه درآمد
خلاقانهترین تلاش ویکری درباره مالیاتبندی به مقاله اندازهگیری مطلوبیت نهایی با واکنشها به ریسک در سال ۱۹۴۵ بر میگردد که به توازن بین کارآیی و عدالت در طراحی سیستم مالیات بر درآمد توجه دارد. مقاله کلاسیک اچورث (۱۸۹۷) درباره ساختار مالیات بر درآمد مبتنی بر جنبه رفاه مطلوبیتی است. قصد او بررسی سیستم مالیات بازتوزیعی بود که در پی حداکثرسازی رفاه اجتماعی بود.
با فرض مطلوبیت نهایی نزولی مصرف، او از سیستم مالیات تصاعدی حمایت کرد. اگر تمام افراد مطلوبیت یکسانی را از مصرف کسب کنند، حالت بهینه رفاه مستلزم آن است که مطلوبیت نهایی مصرف برای همه افراد یکسان باشد. اگر درآمدهای ناخالص آنها متفاوت باشد، درآمد خالص آنها باید یکسان باشد.
ویکری(۱۹۴۵) تاکید کرد که چنین مالیاتبندی انگیزه لازم برای کار را به افراد نمیدهد. تحلیل او همان رویکرد مطلوبیتی اچورث را دارد؛ یعنی دولت میخواهد مجموع مطلوبیت افراد را حداکثر کند. فرض ویکری آن است که همه افراد دارای ترجیحات یکسانی برای تلاش مولد و مصرف هستند ولی تواناییهای آنها برای تولید کالاها و خدمات متفاوت است. او همچنین فرض میکند که تلاش مولد نیازمند آن است که فرد با توانایی مقدار را با تابع تولید کند یا به بیان ریاضی هدف دولت این است که مجموع مطلوبیت افراد را با در نظر گرفتن اینکه کل درآمد مالیاتی به سطح از پیش تعیین شدهای برسد، حداکثر کند. ویکری از پیش فرض کرده که بازتوزیع توسط تابع مالیات صورت میگیرد که مصرف هر فرد را بر مبنای تولید او تعیین میکند. با در نظر گرفتن تابع مالیات، هر فرد تولید را طوری تعیین میکند که مطلوبیتش حداکثر شود. اگر انتخاب بهینه تلاش مولد فرد باشد و نیز سطح مطلوبیت حاصله برای فرد باشد، آنگاه هدف انتخاب تابع دولت است که این تابع موجب حداکثر شدن مطلوبیت افراد تحت قیدی است که کل مالیات برابر سطح معینی میگردد. ویکری معادله موسوم به اویلر را برای محاسبه مساله استخراج کرد و آن را شرط لازم برای تابع بهینه مالیات دانست. ویکری حتی در این حالت ساده نیز راه حل آسانی را متصور نشد و این نتیجه او از دیدگاه دیگران بسیار بدبینانه بود. ویکری همچنین در زمینه اقتصاد شهری و حملونقل نیز کارهای قابلتوجهی را انجام داد.
ارسال نظر