دورنمای اقتصاد آمریکا در کوتاهمدت و میانمدت
کوین دود<br> مانا مصباحی<br>قصد دارم تا به بررسی چشمانداز اقتصاد بپردازم. این چشمانداز خیلی خوب نیست. به علت کمبود وقت، بر اقتصاد آمریکا متمرکز میشوم، اما غالب مطالبی که بیان میکنم برای سایر اقتصادها نیز تا حدی صادق است.
کوین دود
مانا مصباحی
قصد دارم تا به بررسی چشمانداز اقتصاد بپردازم. این چشمانداز خیلی خوب نیست. به علت کمبود وقت، بر اقتصاد آمریکا متمرکز میشوم، اما غالب مطالبی که بیان میکنم برای سایر اقتصادها نیز تا حدی صادق است. با تورم شروع میکنیم. اگر به سالهای ۲۰۰۸-۲۰۰۶ نظری بیفکنیم، در مییابیم نرخ تورم ۲ و ۴درصد بوده است، حجم کل پول با سرعت بالایی رشد کرده و این رشد تا پایان سال ۲۰۰۸، دو رقمی بوده است. همچنین در نتیجه اتخاذ سیاست خطرناک و غیرمسوولانه «سیاست پولی انبساطی» در این سال حجم پایه پولی رشد صد در صدی داشته است.
آنطور که اذعان شده، از ابتدای امسال رشد پول متوقف و قیمتها اندکی کاهش یافتند. با این حال این کاهش کوتاهمدت نرخ رشد حجم پول در خور توجه نیست مخصوصا در شرایطی که تقاضای پول به خاطر اثر رکود اقتصادی به وضوح کاهش یافته است. در عوض باید نگاه بلندمدتتری داشته و اثر احتمالی مقادیر زیادی پول اضافی که از قبل در سیستم موجود بودند را نیز در نظر بگیریم. این اعداد و ارقام در خصوص میزان حجم پول و نرخهای بهره همچنان پایین، همگی گواه بر اجرای سیاست پولی انبساطی دارند و خبر از بازگشت تورم درست در هنگام بازگشت اقتصاد به سطح فعالیتهای طبیعیاش، میدهند. نرخهای بهره پایین کنونی تا حدی به خاطر اجرای سیاست پولی «ضعیف» است و بخشی به خاطر جریان پولهای راکد(سفتهبازی) به بازار اوراق قرضه مثلا امن خزانه داری. قیمت پایین نرخ بهره به مفهوم قیمت بالای اوراق قرضه است و نشانههایی وجود دارد مبنی بر اینکه در بازار اسناد خزانه (کوتاهمدت) به خاطر معاملات سفتهبازی در آن، حباب تشکیل میشود. حباب مذکور بسیار آسیبپذیر و حساس به نظر میرسد، به گونهای که با افزایش اندک تورم به راحتی اعتماد از این بازار رخت بر بسته و حجم عظیمی از این بازار خارج میشوند. اگر چنین امری رخ دهد، نرخ بهره بازار به شدت افزایش مییابد. البته فراموش نکنیم که بدهیهای عظیم چندین ساله فدرال نیز به نرخ بهره در جهت افزایش فشار میآورد. پس نرخهای بهره آمادهاند تا افزایش یابند.
با این وجود، فدرال رزرو با وضع دشواری مواجه است. چنانچه فدرال رزرو به سیاستهای کنونیاش ادامه دهد، آنگاه تورم (احتمالا ابر تورم) به وجود میآید. بدترین سیاستی که فدرال رزرو میتواند اتخاذ نماید، شدت بخشیدن بیشتر به رشد پول است. سیاست پولی انبساطی موقتا نرخ بهره را کاهش میدهد، اما در آینده نرخ تورم و بهره بالاتری را به بار میآورد و حتی به احتمال قوی رکود تورمی و نیز دوره رونق و رکود دیگری هم در راه خواهد بود. اما از سوی دیگر، بهترین و البته سختترین سیاستی که فدرال رزرو میتواند اتخاذ نماید، پذیرفتن شرایط سخت و کاهش رشد پول است. چنین سیاستی با مقاومت زیاد سیاستگذاران مواجه خواهد شد؛ چرا که از بین رفتن اعتماد به ترکیدن بازار اوراق قرضه منجر شده و رونق نوپا و نه چندان قوی اقتصادی را متوقف میکند.
در حقیقت، فدرال رزرو چوب ولخرجیهای گذشتهاش را میخورد. لذا با دورنمای نه چندان خوبی برای اقتصادمان مواجهیم. دورنمایی با تورم مجدد، حتی ابر تورم، نرخهای بهره بالاتر، سقوط بازار اوراق قرضه، بهبود اقتصادی متزلزل و حتی توقف بهبود اقتصادی و خطر بحران ارزشدلار. دورنمای اقتصاد آمریکا در بلند مدت، کسری بودجه به علاوه تعهدات تامین مالی نشدهای از قبیل طرحهای درمانی و تامین اجتماعی نگرانیهای کوتاهمدت در قیاس با دورنمای بلندمدت اقتصاد آمریکا ناچیز به نظر میرسد. کسری بودجه فدرال طی سالهای آتی بیش از ۱۰درصد تولید نا خالص داخلی خواهد شد، این حجم از بدهیها فوقالعاده بالا است، اما این بخش کوچکی از ماجرا است؛ چراکه ما باید هزینه خدماتی که دولت فدرال خود را متعهد به انجامش کرده نیز در نظر بگیریم. خدماتی از قبیل کمکهای پزشکی، طرحهای درمانی و تامین اجتماعی که هزینه آنها را سال به سال مردم باید متقبل شوند، اینها همه یعنی دولت مقرری و حقوق بازنشستگی را از طریق مالیات بر درآمد جاری پرداخت میکند و این درآمد مالیاتی صرف امور توسعهای نمیشود. اینگونه هزینهها به شدت در حال زیاد شدن هستند، زیرا افراد بازنشسته بیشتر عمر میکنند و در عین حال تعداد افراد بازنشسته نسبت به تعداد افراد شاغل بیشتر است، در نتیجه حقوق دریافتی سالمندان که دولت موظف است بپردازد، در حال افزایش است. به چندین عدد و رقم نظری داشته باشیم. هزینههای تامین اجتماعی و درمانی که هنوز تامین اعتبار نشدهاند بالغ بر ۱۰۰ تریلیوندلار است و این هزینهها در حال زیاد شدن است. این مبلغ تقریبا ۱۰ برابر بیشتر از کل بدهی کنونی ایالات متحده است و این حدودا میشود ۳۳۰۰۰۰دلار برای هر مرد، زن و بچه در آمریکا یا معادل است با ۳/۱ میلیوندلار برای یک خانوار ۴ نفره آمریکایی. شایان ذکر است که این مبالغ در حال افزایشند. در نتیجه اگر بهطور میانگین خانواده ۴ نفری داشته باشید، علاوه بر مالیاتهای کنونی با چک ۳/۱ میلیوندلاری از طرف دولت مواجهاید که باید تامین اعتبارش کنید (پاسش کنید). اگر این مبلغ از حساب خانوارها خارج نمیشد، بلکه حتی واریز میشد آنگاه آنان میلیونر میشدند! بنابراین باید گفت که به عصر میلیونرهای منفی خوش آمدید.
جای تعجب ندارد که متخصصان امر علنا میپرسند که اگر ایالات متحده ورشکست شود چه پیش خواهد آمد و در پاسخ از آیندهای صحبت میکنند که در آن تعداد زیادی از جوانان و افراد تحصیلکرده آمریکایی برای رهایی از مالیاتهای فلجکننده از کشور فرار میکنند. و البته با این تصمیم، هموطنانشان را با هزینه سرانه تحمیلی بیشتری تنها میگذارند. ترجیح میدهم با طالع بین کوتاهمدت، جان مینارد کینز مطلبم را تمام کنم. کینز در سال ۱۹۳۰، مقاله دلنشینی را با عنوان «امکانات اقتصادی برای فرزندانمان» نوشت و در آن پیشبینی کرد که زندگی اقتصادی ۱۰۰ سال پس از آن، یعنی سال ۲۰۳۰ چگونه خواهد بود. کینز پیشبینی کرد که منافع ناشی از پیشرفت تکنولوژی بتدریج بشر را به سوی سعادت اقتصادی رهنمون خواهد کرد و مشکل ضروریات اقتصادی حل خواهد شد. او شیفتهای کاری ۳ ساعته و ۱۵ ساعت کار در هفته را پیشبینی کرد. این میزان کار به واسطه نیاز افراد نیست، بلکه محض این است که بیکار نباشند و او نگران بود که چگونه افراد برای اوقات فراغتشان برنامهریزی میکنند. اما لرد کینز کاملا در اشتباه بود، نسخههایی که او برای دولتها پیچید، اکنون به زنجیرهایی برپای مردمان تبدیل شده است و گویا زندگی واقعی، در نهایت به نوشته سنگ روی قبر زغالفروشان میماند: پس از یک عمر کار بیامان و دشوار، او به خاک سپرده شد. دوستان برایم سوگواری نکنید، هرگز اشکی نریزید. برای اینکه قرار نیست تا ابد کار بکنم.