درباره بازسازی خانههای فرسوده
حسین عباسی<br>در خبرها آمده بود که قرار است در یکی دو سال آینده شانزده درصد از بافتهای فرسوده شهرها بازسازی شود.
حسین عباسی
در خبرها آمده بود که قرار است در یکی دو سال آینده شانزده درصد از بافتهای فرسوده شهرها بازسازی شود. همچنین گفته شد که در سی سال گذشته فقط هفت درصد از بافت فرسوده شهرها بازسازی شده است. اهمیت بازسازی خانههای فرسوده با توجه به زلزله خیز بودن اکثر مناطق کشور ضروری است، ولی این امر کاری نیست که از دولت بربیاید. نه دولت میتواند آن شانزده درصد بافتهای فرسوده را بازسازی کند و نه در سی سال گذشته بازسازی محدود به هفت درصد بوده است. اصولا در ساختمانسازی دولت حرف زیادی برای گفتن ندارد. مردم بنا به شرایط اقتصادی خانههای فرسوده را بازسازی کردهاند و خواهند کرد. در این میان، دولت، اگر میخواهد بهترین نتیجه از این فعالیتها حاصل شود، باید استانداردهای ساختمانسازی را وضع و اعمال کند. این کار در شهرهای بزرگ از جمله تهران جواب داده است و در سایر مناطق هم جواب میدهد.
نگاهی به آمار موجود در مورد خانهها در ایران بیاندازیم.
در حدود ۱۲ میلیون خانه (معادل واحد مسکونی، یعنی واحدی که یک خانوار در آن ساکنند) در مناطق شهری و ۵ میلیون خانه در مناطق روستایی ایران وجود دارد. در سالهای اخیر، هر ساله حدود ۵۰۰هزار خانه در شهرها و روستاها ساخته شده است. بخش عمدهای از این خانهها جایگزین خانههای قدیمی هستند. سهم شهرها و روستاها از خانههای جدید در حدود سه به یک است. یعنی در مقابل هر سه خانه که در شهرها ساخته میشود، یک خانه در روستاها ساخته میشود. حدود ۲ میلیون خانه عمری بیش از سی سال دارند و در حدود چهل درصد خانهها در سالهای بعد از ۱۳۷۵ ساخته شدهاند.
شش میلیون از این خانهها با استفاده از بتن یا اسکلت فلزی ساخته شدهاند که کمتر از یک دهم آنها در مناطق روستایی هستند. خانههایی که با بتن یا اسکلت ساخته نمیشوند معمولا در برابر زلزله آسیبپذیرتر هستند. بازسازی خانههای غیرمقاوم و جایگزینی آنها با خانههای استاندارد خسارات مستقیم زلزله را تا حد بسیار زیادی کاهش میدهد.
بیشتر سرمایه خانهها توسط بخش خصوصی تامین میشود. در سال ۱۳۸۷ بخش خصوصی بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان یا ۳۰ میلیارد دلار، در ساخت خانهها در مناطق شهری سرمایهگذاری کرد. اگر با تسامح نسبت یک به سه را برای سرمایهگذاری در روستاها هم اعمال کنیم به رقم نزدیک به ۴۰ میلیارد دلار میرسیم.
آمار بالا نشان میدهد که تقریبا هر پانزده سال نیمی از خانههای موجود بازسازی شدهاند و این کار توسط بخش خصوصی صورت گرفته است. این سرعت به نظر زیاد میآید. اینکه آیا این سرعت واقعا بالاست و اینکه اثرات اقتصادی آن چیست و نیز اینکه چه عاملی این سرعت را کم و زیاد میکند به نظرم جای کار دارد، ولی چیزی که میتوان گفت این است که این امر امکان سیاستگذاری دولت را فراهم میکند. دولت نباید کاری غیراز سیاستگذاری در این زمینه انجام دهد.
اجرای دو نوع سیاست میتواند در فراهم کردن محیط لازم برای ساخت خانههای مقاومتر مفید باشد. یکی وضع و اعمال استانداردهای ساختمانسازی است. اگر دولت استانداردهای ساختمانسازی را اعمال کند، با توجه به سرعت جایگزین کردن خانهها، در زمان قابلقبولی درصد بزرگی از ساختمانها مقاوم خواهند شد. (روشن است که این سیاستها برای تاثیر گذار بودن باید شفاف، قابل اجرا با هزینههای معقول و فراگیر باشند. همچنین باید در واقع اعمال شوند.) این کار در تهران با موفقیت اجرا شده است. آمار نشان میدهد که در سالهای اخیر در استان تهران تمامی پروانههای ساختمانی مربوط به ساختمانهای بتنی یا با اسکلت فلزی بوده است. در حالی که در بسیاری از استانها هنوز آجر و آهن مصالح اصلی ساختمانسازی هستند.
سیاست دوم میتواند کاهش برخی از هزینههای جایگزینی خانههای فرسوده باشد. رایجترین نوع این سیاستها این است که برای مدت زمان مشخصی، مثلا سه سال، دولت یا شهرداریها از گرفتن برخی هزینهها صرفنظر کنند. مثلا هزینههای اداری (مثل صدور پروانه و …) بازسازی خانههایی که بیش از سی سال عمر دارند را صفر کنند.
البته از آنجا که هنوز در بسیاری از مناطق روستایی امکان اعمال این سیاستها وجود ندارد، سیاستهای دیگری باید برای این مناطق پیش بینی شود. به نظرم مهمترین این سیاستها در وهله اول دادن اطلاعات درست به روستاییان در مورد ایمن کردن خانهها است. ساکنان روستاها خود در ایمنسازی خانههایشان سرمایهگذاری خواهند کرد. تجربه سرمایهگذاری در بهداشت و آموزش در روستاها موید این امر است.
https://irpdonline.wordpress.com