اجارهنشینها
حسین عباسی*<br>نایب رییس کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور گفت در حال حاضر حداقل ۷۰ درصد از کارگران کشور فاقد مسکن هستند و در واحدهای استیجاری زندگی میکنند. تمامی آمارهای موجود نشان میدهند که این ادعا نادرست است و با واقعیت فاصلهای زیاد دارد.
حسین عباسی*
نایب رییس کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور گفت در حال حاضر حداقل ۷۰ درصد از کارگران کشور فاقد مسکن هستند و در واحدهای استیجاری زندگی میکنند. تمامی آمارهای موجود نشان میدهند که این ادعا نادرست است و با واقعیت فاصلهای زیاد دارد. طبق آمار مرکز آمار ایران درصد خانوادههای شهری که در سال ۱۳۸۷ دارای خانه بودهاند ۶۵ درصد (و در مناطق روستایی ۸۳ درصد) بوده است. از مابقی ۳۵ درصد خانوارهای شهری هم ۱۰ درصد در خانههای سازمانی یا مجانی زندگی میکردهاند. در حدود ۲۵ درصد از خانوارهای شهری اجارهنشین بودهاند.
این ۲۵ درصد از چه گروههایی هستند؟ من اطلاعات خرد برای سالهای اخیر را ندارم و از اطلاعات خرد خانوارها برای سال ۱۳۸۳ استفاده میکنم. در فاصله این ۵ سال البته ارقام فرق کرده است، ولی احتمالا این تفاوت آنقدر نیست که اعتبار تحلیل را مخدوش کند. قابل تصور است که در این فاصله درصد اجارهنشینی در همه گروهها افزایش یافته، ولی ساختار اجارهنشینی در میان گروههای مختلف تغییر نکرده است.
گروههای شغلی طبق گروه بندی مرکز آمار ایران به ۹ گروه (۱)مدیران، (۲)متخصصان، (۳)تکنسینها، (۴)کارمندان، (۵) کارکنان خدماتی، (۶)کشاورزی، (۷)صنعتگران، (۸)متصدیان ماشینآلات و رانندگان و (۹)کارگران ساده تقسیم میکند. درصد اجارهنشینی در میان کارگران ساده و متصدیان ماشینآلات پایینترین (در حدود ۱۲ درصد) و در میان مدیران، کارمندان و کارکنان بخشهای خدماتی بالاترین (در حدود ۲۰ درصد بوده است). درصد اجارهنشینی کارگران بخشهای صنعتی و کشاورزی در حدود ۱۵ درصد بوده است.
این نسبتها نشان میدهد که درآمد تنها عامل موثر در مالکیت خانه یا اجارهنشینی نیست. علت این امر تفاوت خانه با کالاهای معمولی است. خانه کالایی همگن نیست. قیمت خانه توسط عوامل متعددی از جمله مکان جغرافیایی، سطح زیربنا، نوع مصالح و امکانات تعبیه شده در آن تعیین میشود. در نتیجه، تقاضای خانه در واقع تقاضا برای کلیه این ویژگیها است. به علاوه نقش ویژگیهای اجتماعی در تقاضا برای این ویژگیها پررنگ است.
دو خانواده، ترجیحا جوان، را در نظر بگیرید، یکی کارمند یا متخصص و دیگری کارگر یا صنعتگر. هر دو این خانوادهها مایل به خانه دار شدن هستند، ولی تعریف و انتظاراتی که این دو گروه از خانه دارند، متفاوت است. خانوادههای کارگران معمولا ساکن مناطقی هستند که قیمت خانهها پایینتر است. در حالی که کارمندان و مدیران و متخصصان طبقات میانی شهرها را تشکیل میدهند و ساکن مناطق گرانتر هستند. به علاوه بسیاری از خانوادههایی که عضو یا اعضای آن کارمند یا متخصص هستند، خدمات خاصی (از جمله وسایل خانه) را از خانه انتظار دارند. از آنجا که این خانوادهها نمیتوانند همزمان هم خانه و هم این خدمات را بخرند، به خرید خدمات که همان اجاره کردن خانه در محلهای مورد نظر است، اقدام میکنند.
نکته موثر دیگر نقش خانه به عنوان ابزار پوشش ریسک است. دسترسی بسیاری از خانوادههای کم درآمد به منابعی که بتواند در مشکلات و مخاطرات ریسک را پوشش دهد کمتر از خانوادههای پردرآمد است. در نتیجه خانوادههای کم درآمد تمایل بیشتری به پوشش دادن این ریسک از طریق مالکیت خانه دارند. یکی از این ریسکها کاهش درآمد در نتیجه بیکاری، از کار افتادگی، بیماری و … است. خانوادههای کم درآمد بیشتر در معرض این ریسکها هستند و بیشتر آسیب میبینند. در نتیجه حتی در حالی که نسبت درآمد و قیمت خانه برای دو گروه یکسان باشد، گروههای پرریسک بیشتر تمایل به مالکیت دارند. (توضیح اینکه به دلیل عدم کارآیی بازار سرمایه در ایران، کالاهای سرمایهای نقش کاهش ریسک را هم بر عهده دارند.)
اینکه کارگران جزء گروههای کم درآمد جامعه هستند، روشن است. اینکه سیاستهایی باید اتخاذ شود که رفاه این خانوادهها و از جمله کیفیت منازل این افراد بهبود یابد، هم روشن است؛ ولی اینکه برای حمایت از کارگران ادعایی بکنیم که درستی آن با مراجعه به آمار موجود به سادگی قابل نقض است، هیچ کمکی به آنها نخواهد کرد. در نتیجه در آینده هر ادعایی در مورد مشکلات کارگران، هر چند درست، با تردید مواجه خواهد شد.
https://irpdonline.wordpress.com