دانشجویان اقتصاد
اقتصاددان عزیز<br>من یک دانشجوی اقتصاد هستم که خانهای را با دو دانشجوی اقتصاد دیگر شریکم و مساله تمیز نگاه داشتن آشپزخانه برای ما معضلی شده است.
اقتصاددان عزیز
من یک دانشجوی اقتصاد هستم که خانهای را با دو دانشجوی اقتصاد دیگر شریکم و مساله تمیز نگاه داشتن آشپزخانه برای ما معضلی شده است. ابتدا فکر میکردم که یک سیستم تنبیهی سختگیرانه نظمی برای تمیز کردن آشپزخانه برقرار خواهد کرد. اما تهدید من به تنبیه در مقابل سرپیچی از تمیزکاری به نظر آن قدرها هم برای اهل خانه اعتبار ندارد، چون هیچ کدام به اندازه من به تمیزی اهمیت نمیدهند. پس چه باید کرد؟
تام
تام عزیز
من «سختگیری» را یک استراتژی نمیدانم. چون اینطور که تو میگویی سختگیری منظورت تنبیهی است که رفتارهای ناشایست را بیرحمانه عقوبت میکند. در بیشتر موارد، از جمله همین مورد، چنین تهدیدهایی چیزی جز باد هوا نیست. هیچ کدام مان تا به حال کم از این اخطارهای مکرر نشنیدهایم.
مشکل جدیتری این میان وجود دارد. تو با مساله به مانند یک معمای زندانی یا بازی کالای عمومی برخورد میکنی، که در آن همه محرک لازم برای خودخواهانه عمل کردن را دارند در صورتی که امیدوارند دیگران چنین نکنند. اما در خانه دانشجویان اقتصاد نه تنها میتوان تمیزکردن آشپزخانه را کار شاق و توانفرسایی نامید، بلکه اصلا آنجا چه کسی ممکن است به غیر از تو به تمیز بودن خانه اهمیت بدهد؟
پس اگر بخواهی که ترغیبشان کنی که به تمیزی آشپزخانه اهمیت بدهند، بهترین کاری که بتواند از عهدهات بربیاید این است که بتوانی قانع شان کنی که یک خدمتکار برای تمیزکاری استخدام کنید، نه اینکه انتظار داشته باشی خودشان برای این کارها آستین بالا بزنند. اقتصاد رفتاری میگوید اگر مساله پول نقد در میان باشد افراد بسیار بیشتر از تقلب دوری میکنند. اما مساله این است که اصلا چطور دانشجوی اقتصاد را به خرج کردن پول مجاب کنی؟ شاید بتوانی بهشان بگویی که بخاطر همین خانه کثیف است که هیچ دانشجویی حاضر نیست پایش را آنجا بگذارد. بگو که هرچند خانمها به فرهنگ به عنوان بخشی از تفریح روزانه اهمیت میدهند، اما دوست ندارند که بقایای کارهای فرهنگی را در یخچال ببینند.