موش نازنین
گلچهره پاکدل
تیمهارفورد<br> مترجم: گلچهره پاکدل<br>اقتصاددان عزیز<br>با درگذشت موش نازنینم من بهاندوه عظیمی فرو رفتهام؛ او حیوان خیلی خوبی بود و برای همین هم من بیشتر ناراحتم؛
تیمهارفورد
مترجم: گلچهره پاکدل
اقتصاددان عزیز
با درگذشت موش نازنینم من بهاندوه عظیمی فرو رفتهام؛ او حیوان خیلی خوبی بود و برای همین هم من بیشتر ناراحتم؛ درحالی که اگر حیوان بدی بود این قدر ناراحت نمیشدم. سوال من این است: آیا ممکن است که در این جور روابط هزینه (اندوه از دست دادن حیوان خانگی، دوست، یا عضوی از خانواده) بر فایده آن (بودن در کنار آنها) بچربد و در نتیجه مثلا خرید حیوان خانگی را بی توجیه سازد؟ آیا امکان دارد که به نقطهای برسیم که بگوییم: «من نمیخواهم وارد ماجرایی شوم چون آنقدر x را دوست دارم که اگر زمانی از دستش بدهم نابود میشوم؟»
ایلکا
ایلکای عزیز
پرسش تامل برانگیز تو، تا آنجا که من میدانم، پیش از این توسط اقتصاددانان مورد بررسی قرار نگرفته است؛ هرچند هنرمندان خیلی به آن پرداختهاند؛ مثلا پل سیمون در ترانه «من یک صخرهام» همین بده بستان را خیلی مستقیم تر بیان میکند: «اگر هرگز عاشق نمیبودم هرگز گریه نمیکردم.»
اما احساسات شاعرانه ما را به جایی نمیرساند. اجازه بده مستقیما به سراغ دادهها برویم. آندرو اسوالد، استاد اقتصاد دانشگاه وارویک، اطلاعات زیر را که از مطالعهاش روی رضایت از زندگی به دست آورده، در اختیارمان میگذارد. ازدواج، درقیاس با هرگز ازدواج نکردن، ۳۸/۰ واحد رضایت از زندگی را بالاتر میبرد (برمبنای ۱ تا ۷). ارزش متارکه ۲۴/۰-، بیوه شدن ۱۹/۰-، و طلاق ۰۹/۰- است.
کمک بزرگی نیست؛ اما از هیچی بهتر است. اگر با بیاحتیاطی این دادهها را به شکل علی تفسیر کنیم؛ درحالی که در واقع تنها بیانگر همبستگی هستند، آنوقت میتوانیم نتیجه بگیریم که ۲۰سال ازدواج به حدود ۴۰ سال بیوه ماندن میارزد و ده سال ازدواج حتی بیشتر از ۴۰ سال زندگی مطلقه را توجیه میکند. پس برای ازدواجهای انسانی این ارقام خیلی امیدبخش است؛ اما برای موشها کمتر؛ چون آنها سر ۶ هفته مریض میشوند و به ندرت بیشتر از سه سال عمر میکنند. شاید بهتر باشد که دفعه بعد لاکپشت بخری.