جلوگیری از پرخوری
گلچهره پاکدل
تیمهارفورد<br> مترجم: گلچهره پاکدل<br>اقتصاددان عزیز<br>بعد از آنکه طرح جالب شما را خواندم که میخواهید از کریسمس آینده تمرینهای ورزشیتان را جدی بگیرید (و اگر نگرفتید مبلغی را به عنوان جریمه به خیریه خواهید پرداخت) من هم میخواهم نظرتان را درباره طرحی برای یک مشکل تعهد مشابه بدانم. مشکل من شیرینی است. من خیلی زیاد شیرینیهای گران قیمت میخورم و نمیتوانم خودم را قانع کنم که انجام این کار برای سلامتیام مضر است.<br>
تیمهارفورد
مترجم: گلچهره پاکدل
اقتصاددان عزیز
بعد از آنکه طرح جالب شما را خواندم که میخواهید از کریسمس آینده تمرینهای ورزشیتان را جدی بگیرید (و اگر نگرفتید مبلغی را به عنوان جریمه به خیریه خواهید پرداخت) من هم میخواهم نظرتان را درباره طرحی برای یک مشکل تعهد مشابه بدانم. مشکل من شیرینی است. من خیلی زیاد شیرینیهای گران قیمت میخورم و نمیتوانم خودم را قانع کنم که انجام این کار برای سلامتیام مضر است.
ایده شما برای بخشیدن پول به خیریه در مورد من کارساز نیست. من اعتقادی به اینطور حرفها ندارم و احتمالا حتی دروغ خواهم گفت تا مجبور نشوم پولی را که به زحمت درآوردهام به کسی ببخشم. طرح جایگزین من این است: هر ماه حداکثر مبلغی را که اجازه دارم صرف خرید شیرینی کنم در حسابی میگذارم که مشترکا متعلق به تمام اعضای خانواده است. هر وقت که بخواهم شیرینی بخرم پولش باید از این حساب بیاید، اما در پایان ماه هرچه که در حساب باقی بماند متعلق به همسر و فرزندم خواهد بود.
به نظرم این طرح فوقالعادهای است. چون در مورد من عذاب وجدان از دریغ کردن چیزی از همسر و فرزندم بسیار بزرگتر از دریغ داشتن چیزی از خودم است. نظر شما چیست؟
دبلیو
دبلیو عزیز
در تئوری اقتصاد کلاسیک، طرح تو بیمصرف تلقی خواهد شد. چون هر پوندی که صرف خرید شیرینی میکنی همیشه پولی بوده است که از همسر و فرزندت دریغ کردهای و فرقی هم نخواهد کرد که آن را در کدام حساب گذاشته باشی.
اما ریچارد تیلر، یک اقتصاددان رفتاری پیشرو، نظریهای دارد به نام «حسابداری ذهنی» که از طرح تو پشتیبانی میکند. او میگوید ما به واحدهای پول مان اسمهای مختلفی میدهیم: پس انداز بازنشستگی، هزینه خورد و خوراک و غیره و این اسامی بر شیوه رفتار ما در عمل اثر میگذارند.
پس طرح تو هم ممکن است که کارآیی داشته باشد. اما مثل تمام طرحهایی که برای حفظ تعهد برنامه ریزی شدهاند ممکن است لگد بزند و عاقبت کارت از اول هم بدتر بشود. شاید یکدفعه به خودت بیایی و ببینی که نمیتوانی جلوی پرخوریات را بگیری، احساس گناهت هم بیشتر شده است و خانوادهات هم مطمئنتر شدهاند که تو نه تنها دوست شان نداری، بلکه اصلا به فکرشان هم نیستی. به نظر من تو دوستداری که با خطر زندگی کنی: پس موفق باشی!