آهسته، عجله نکنید
مهدی عباسزاده
منبع: اکونومیست<br> مترجم: مهدی عباسزاده <br>در این مقاله جاستین لین، یکی از مدیران اقتصادی بانک جهانی، بحث میکند که کشورهایی با درآمد پایین نیاز به ایجاد بانکهای کوچک و محلی به عنوان تکیهگاه اصلی سیستمهای مالی شان دارند.
منبع: اکونومیست
مترجم: مهدی عباسزاده
در این مقاله جاستین لین، یکی از مدیران اقتصادی بانک جهانی، بحث میکند که کشورهایی با درآمد پایین نیاز به ایجاد بانکهای کوچک و محلی به عنوان تکیهگاه اصلی سیستمهای مالی شان دارند. اصلاح کردن بخشهای مالی، اگر یک ایده روشن در مورد اینکه آن را برای چه میخواهیم داشته باشیم آسانتر است. مساله مهم، ایجاد یک بخش مالی که در خدمت بخشهای رقابتی یک اقتصاد باشد، است و در بسیاری از کشورهای فقیرتر، به معنای تمرکز کردن بر روی فعالیتهایی است که اکثرا به وسیله واحدهای کوچک صنعتی و کشاورزی و شرکتهای خدماتی انجام میشوند. اندازه و مهارت موسسات و بازارهای مالی در کشورهای پیشرفته مناسب بازارهایی با درآمد اندک نیستند. بانکهای کوچک محلی، بهترین موسسات مستقل برای مهیا کردن خدمات سرمایهگذاری، که برحسب مزیتهای نسبی بسیار مهم هستند، برای تشکیلات اقتصادی و خانوارها میباشند. کشاورزی در پرو و شرکتهای گل در کنیا و کارخانههای پوشاک در بنگلادش بر حسب همین مزیتهای نسبی ایجاد شدهاند.
تجربه کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و چین بیانگر این موضوع میباشد. آن کشورها توانستند از بروز بحرانهای مالی در مدت زمان طولانی که درحال توسعه بودند، جلوگیری کنند که این موضوع آنها را از کشورهایی با درآمدهای کم به کشورهایی با درآمد متوسط و بالا تبدیل کرد. این موضوع کمک شایانی به آنها در این زمینه کرد؛ به طوریکه به سیستم ساده بانکی وفادار ماندند و تا زمانی که بیشتر پیشرفت کنند حسابهای دارایی ثابتشان را لیبرالیزه نکردند. تجربه ایالات متحده
نیز آموزنده است. بانکهای ملی استخواندار و بازارهای ارزش ویژه (حساب دارایی خالص) فقط زمانی که کشور پیشرفتهتر گردید و شرکتهای سرمایه محور بر اقتصاد مسلط گردیدند مهم شدند. افزایش مبادله بازار سهام نیویورک فقط بعد از ایجاد شرکتهای صنعتی بزرگ در نزدیکی قرن ۱۹ اتفاق افتاد. در اوایل که نیروی کار در توسعه اقتصاد آمریکا محور بود، بانکهای محلی نقش شایانی داشتند.
دولتها و موسسات بینالمللی که به دولتها کمک میکنند باید در برابر وسوسه ایجاد بازارهای مالی مدرن در مراحل ابتدایی از توسعه کشورها مخالفت کنند.
بعید به نظر میرسد در آیندهای نزدیک بازارهای سهام به نیرویی جلو راننده در کشورهای فقیر تبدیل گردند. چرا که شرکتهای مالی خرد و دیگر موسسات مالی غیربانکی نقش مهم تری در تامین سرمایهگذاری برای خانوارهای فقیر بازی خواهند کرد. بازارهای سهام بهترین مجرا برای مهیاسازی سرمایهگذاری در کسبوکارهای مقیاس کوچک و متوسط، که مشخصه مراحل اولیه توسعه اقتصاد یک کشور میباشد، نیستند. در عوض هنگامی که در مورد نقش موسسات مالی صحبت میکنیم، بانکها بسیار حساسترند.
با این حال بانکهای غول پیکر در این زمینه به درد ما نمیخورند، در آفریقا و دیگر کشورهای در حال توسعه به نسبت دیگر نقاط، بانکهای خارجی بزرگ که در زمان استعماری ایجاد شدهاند نقش بزرگی را برای یک مدت طولانی ایفا کردهاند. اما این موسسات گرایش به کمک کردن به مشتریان ثروتمند دارند. در کشورهای در حال توسعه بانکهای کوچکتر داخلی، برای تامین سرمایهگذاری کسبوکارهای کوچک که اکثر فعالیتهایشان در زمینه صنعت و کشاورزی و بخش خدمات است، بسیار مناسبترند. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد رشد در کشورهایی که بانکهای کوچکتر داخلی بازار بیشتری دارند سریعتر است، زیرا قسمتی از رشد سرمایهگذاری فقط حاصل از فعالیتهای این گونه موسسات میباشد.
بانکهای بزرگ میتوانند از نظر مقیاس و چشمانداز، اقتصاد را گسترش دهند که این موضوع آنها را متنوع میسازد، بنابراین باعث بهبود ثبات سیستمی میشوند. اما بانکهای محلی
به گونهای متفاوت ثبات دارند. در آمریکا بحران مالی بر روی ۷۶۳۰ بانک محلی فقط تاثیر کوچکی گذاشت؛ چرا که آنها مبادلات خود را با همان مشتریهای کوچک محلی که سالها با آنها کار میکردند، ادامه دادند. دولتها در کشورهایی با درآمد کم باید اهمیت استراتژیک بانکهای کوچک خصوصی داخلی را تشخیص دهند. آنها همچنین باید تغییراتی اساسی در سیستم اقتصادی خود انجام دهند. در بخش تقاضا، نیاز است که شرایط اعتباری برای کارآفرینان در اقتصادهای در حال توسعه آسانتر باشد. البته کارآفرینانی که دارای اعتبارات لازم برای گرفتن وامها هستند. تلاشهای پیوسته برای بهبود ثبت اعتبار و ثبت وثیقهها منافع زیادی را ایجاد کرده است. ثبت اعتبار، کارآفرینان تازهکار را قادر میسازد که پیشینه اعتباری خودشان را مستند کنند و در اختیار قرضدهندگان قرار دهند. ثبت وثیقه، قرضدهندگان را قادر میسازد که مطمئن شوند که قرض گیرنده داراییهایش مانند املاک و خودرو را پیش از این برای ضمانت نگذاشته باشد. همچنین از دیگر سو، روند کارآمد و شفاف دادگاه این اجازه را به قرض دهنده میدهد که در هنگام ایجاد مشکل در باز پرداخت وام، اموال قرض گیرنده را مصادره کند.
مواردی که باید تغییر کنند
در بخش عرضه، بانکهای ناموفق، چه کوچک باشند و چه بزرگ، باید از طریق ادغام یا انحلال اصلاح گردند. از نظر مسوولان نظارتی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه اصلاح و جدا کردن داراییهای مشکلزا ممکن است مشکل به نظر بیاید. در بعضی کشورها مسوولان نظارتی حتی بعد از مدت طولانی که بازنشسته شدهاند، هنوز با مشکلات قضایی از طرف صاحبان بانکها روبهرو میشوند. همه اینها، مانع ورود و خروج کارآمد موسسات، که برای ایجاد بانکداری پویا لازم است، میشود. همچنین بانکهای محلی ضررده یا باید توسط بانکهای بزرگتر خریداری شوند یا اگر خریداری پیدا نشدند باید منحل گردند. بعد از انحلال این بانکها، بانکهای جدید با ساختار درست باید اجازه ورود به این بخش را داشته باشند. کمک در ساخت بانکهای محلی جدید و بهبود روشهای برخورد با بانکهای مشکلدار، رقابت و انگیزههای سالمتری را ایجاد میکند. این موضوع به بانکها کمک میکند که رشد سرمایهگذاری بخش خصوصی را ترقی دهند که در تمام شدن بحران مالی کنونی بسیار مهم است. هنوز اینکه بازارهای توسعه یافته چگونه میتوانند سیستمهای بسیار رشد یافته خود را اصلاح کنند، مسالهای حل نشده است. اما آنچه روشن است اینکه کشورهای با درآمد اندک برای ایجاد روند پیوسته از بین بردن فقر حاصل از بحران مالی نیاز دارند که موسسات مالیشان را کوچک و ساده کنند.