قیمتهای ناعادلانه؟
مریم کاظمی، فیاض خاک
دونالد جی. بودروکس<br> مترجم: مریم کاظمی، فیاض خاک <br> فرآیند شکلگیری قیمتها و چگونگی ناعادلانه شدن آنها
دونالد جی. بودروکس
مترجم: مریم کاظمی، فیاض خاک
فرآیند شکلگیری قیمتها و چگونگی ناعادلانه شدن آنها عواقب ناگهانی یک بلای طبیعی، به ناچار قیمتهای بالاتری را برای کالاهای فوق ضروری همچون الوار، انواع باتری، سوخت و آب آشامیدنی به همراه میآورد، اما جالب است که تنها در هنگام ضرورت، این قیمتهای بالاتر به عنوان قیمتهایی غیرعادلانه و غیرموجه تلقی میشوند.
اینگونه افزایشهای قیمتی با نام مضحک «قیمت زوری» نام برده میشوند و حتی افرادی که نوعا بازارها را تصدیق میکنند، اغلب معتقدند که باید این نوع قیمت را غیر قانونی اعلام کنند.
مثالی که اخیرا در این زمینه ذکر شده، توسط سوآمیناتان ایایر، ستون نویس Times of India که خود را به عنوان فردی لیبرال معرفی میکند، مطرح گردیده است. وی در ستون خود، افزایش قیمتهای ناشی از سونامی را محکوم کرد و از آنها به عنوان تراژدیای که دوباره بر قربانیان رنج کشیده نازل میشود، یاد کرد.
این نوع تفاسیر از افزایشهای قیمتی، بهاندازه اشتباهی که مرتکب آن میشوند، تاسفبرانگیز است. حال برای درک بهتر موضوع سری به برخی از اصول ابتدایی اقتصاد «قیمتهای زوری» میزنیم.
قیمتها به صورت دلبخواهی تعیین نمیشوند. آنها ماحصل عوامل گوناگونی هستند. این عوامل تحت دو عنوان «عرضه» و «تقاضا» خلاصه میشوند. قیمتها در واقع شرایط موجود عرضه و تقاضا را منعکس میکنند. اگر قیمت آبهای معدنی افزایش یابد، این امر به خاطر یکی از این دو دلیل اتفاق میافتد که یا عرضه آبهای معدنی کاهش یافته یا تقاضای مردم افزایش یافته است. بنابر همین اصل، در حدوث بلایای طبیعی، این دو اثر به شدت به قیمتها ضربه وارد میکنند.
بلایای طبیعی، موجودی انبارها، تجهیزات، وسایل حملونقل و زیرساختها (از جمله جادهها و فاضلابها) را نابود میکند.انبارهای آب معدنی و ذخایر مشابهی همچون آب لولهکشی نیز کاهش مییابند. همچنین بسیاری از مسیرهای عرضه آب نیز تخریب میشوند. بسیاری از جادهها و وسایل حملونقلی که در حالت معمولی برای حمل آبهای معدنی به بازار استفاده میشدند، اکنون خراب شدهاند. در چنین مرحلهای، عرضه آب معدنی در مناطق ویران شده به شدت افت میکند.
البته در همین زمان، تقاضا برای آبهای معدنی نیز افزایش مییابد، چرا که اساسا اکنون آب لولهکشی کمتری در دسترس بوده و خطرات آن هم بیشتر است. این ترکیب کاهش در عرضه و افزایش در تقاضا، بدان معناست که ارزش هر آب معدنی موجود افزایش مییابد. افراد اکنون مایلند که برای هر آب معدنی مبلغ بیشتری بپردازند.
قیمت بالاتر آب معدنی واقعیت اساسیای را منعکس میکند. این قیمت این حقیقت را آشکار میکند که عرضه آبهای معدنی کمتر و تقاضای آبهای معدنی بیشتر شده است.
بنابراین، حقیقتی که مایه تاسف است، قیمت بالاتر نیست، بلکه واقعیت اساسی منعکس شده توسط قیمت بالاتر است و در واقع بلای طبیعی ویرانکننده عرضه و خطوط تولید، مایه بدبختی است، اما این یک حقیقت است و همانطور که توماس سوول نیز به ما یادآوری میکند، واقعیت امری اختیاری نیست و ما باید به بهترین شیوهای که میتوانیم با آن روبهرو شویم.
برخورد صادقانه با واقعیت
بهترین روش برخورد با این واقعیت تاسفبرانگیز چیست؟ در وهله اول هیچ گاه وانمود نکنید که واقعیت چیزی متفاوت از آن چیزی است که هست. با واقعیت به صورت صریح، کامل و عاقلانه روبهرو شوید. اگر این توصیه به نظرتان پیش پا افتاده یا مضحک میرسد، متوجه باشید که دولت با تحمیل تحریم «قیمت زوری» ماسکی بر چهره واقعیت زده که مردم را از حمایت از حقیقت نهفته در آن باز میدارد.
اگر ارزش بازاری یک بطری آب معدنی ۲۵دلار باشد، با منع کاسبان از مطالبه بهایی بیش از ۵دلار، از مصرفکنندگان در مقابل این حقیقت که آب آشامیدنی اکنون بسیار باارزش تر از زمان پیش از فاجعه است، حمایت میشود. از دیگر سو بالابردن قیمت توسط دولت همچنین از تولیدکنندگان در مقابل حقیقتی همسان حمایت میکند.
نتیجه حتمی این شوخی فریب آمیز تنها افزودن به مشکلات ناشی از وقوع بلای طبیعی است. با قیمتی که به طور مصنوعی پایین نگه داشته شده است- در سطحی که پیش از وقوع فاجعه قرار داشت- مصرفکنندگان تلاش میکنند که از این کالای اکنون گرانبهاتر استفاده کنند، بدون آنکه مراقبت و مباهات بیشتری را نسبت به دیروز در مصرف آن به کار برند.
اما آنها موفق نخواهند شد که با سهلانگاری مشابهی نسبت به قبل از وقوع فاجعه، از آب معدنی استفاده کنند.
مصرفکنندگانی که به خاطر قیمت ساختگی پایین دچار اشتباه شدهاند، در ابتدا برای استفاده بادقت تر از آب، تلاشی نخواهند کرد، اما سریعتر از آنکه شما بتوانید کلمه سونامی را تلفظ کنید،علائم دیگری به آنها هشدار میدهند که اکنون آب فوقالعاده باارزشتر است. صفهای طولانی برای خرید آب ظاهر خواهند شد و به محض خالی شدن قفسهها، بازارهای سیاه و گزارش همسایگان از آبهای معدنی که در زیرزمینهایشان ذخیره کردهاند، آغاز خواهند شد.
نه تنها اکثر مردمی که خواهان آب معدنی هستند، نمیتوانند تمام نیازشان را در این قیمتهای ساختگی تامین کنند، بلکه برخی از آنان نیز زمان باارزشی را در صفوف طولانی (که اغلب هم بینتیجه است) به انتظار خواهند نشست. برخی در فواصل مابین شهرها در جادههای مسدود به رانندگی میپردازند تا بتوانند مقداری آب بخرند و این در حالی است که برخی دیگر نیز از روابط سیاسی یا شخصی خود در این راه بهره میبرند.
این نتایج ناشی از ترکیب بدبختیها و آلام بلایای طبیعی، اجتنابپذیرند، البته باید به چندین حقیقت قابل تاسف توجه نمود.
حقیقت اول: زدن بر سر قیمتها باعث پایین نگه داشتن هزینه آب معدنی نمیشود. زمانی که صرف انتظار در صفها میشود، زمان و سوختی که صرف رانندگی در مسافت بین شهرها و مکانهایی که ذخیره آب بیشتر است میشود و اضطرابی که به خاطر ناتوانی در به دست آوردن آب حاصل میشود، همه و همه جزیی از هزینهها هستند. این حقیقت که این هزینهها در قیمت آب معدنی آشکار نیست، آن را از بین نمیبرد، بلکه شاید برای برخی تشدید هم بکند.
حقیقت دوم: درحالی که یک قیمت بازاری بالاتر، هم مصرفکنندگان را اغوا میکند تا به صورت داوطلبانه، در صرفهجویی آب کوشاتر عمل کنند و هم میزان عرضه آب را افزایش میدهد ( با انگیزه دادن به تولیدکنندگان برای آوردن آب بیشتر به این بازار)، صفوف طولانی و قفسههای خالی ایجاد شده از طریق قیمت ساختگی نیز، مصرفکنندگان را مجبور میکند که بیشتر صرفهجویی کنند، اما هیچ کاری برای تشویق عرضهکنندگان به آوردن آب بیشتر به بازار انجام نمیدهد.
حقیقت سوم: فشار آوردن به مصرفکنندگان از طریق قیمتهای ساختگی در جهت رفتارهای صرفه جویانه، عملی زشت و بی نتیجه است. کسانی که مجبور به انجام این کارند، اما در نهایت هم هیچ عایدی به دست نمیآورند، افراد بدشانسی هستند که نمیتوانند در زمان مناسب در صف بایستند یا کسانی هستند که هیچ گونه روابط سیاسی و تجاری به درد بخوری ندارند. همچنین این مصرفکنندگان بدشانس معمولا آنقدر فقیرند که نمیتوانند قیمتهای بالای مورد تقاضا در بازار سیاه را بپردازند. حقیقتی که همیشه توسط طرفداران قیمتهای ساختگی نادیده گرفته میشود آن است که قیمتهای بازار سیاه بالاتر از قیمتهایی است که میتواند در بازار خود تنظیم وجود داشته باشد و دلیل آن هم این است که قیمتهای بازار خود تنظیم - که قابل مشاهده و قانونی هستند- نسبت به قیمتهای بازار سیاه، عرضهکنندگان بیشتری را برای ورود به بازار تحریک خواهد نمود.
نمیتوان منکر شد که مردم قیمتهای بالاتر را دوست ندارند اما چیزی که صحیح نیست این تفکر است که قیمتهای بالاتر یک مشکل هستند. آنها مشکل نیستند، بلکه منعکسکننده مشکلات هستند. چون مشکل به خودی خود مایه بدبختی است و انعکاس طبیعی آن این بدبختی را آشکار میکند، اما تنها اگر فردی بتواند با آشکار شدن این بدبختی، به حداقل شدن اثرات آن کمک کند، اوضاع به سرعت به حالت نرمال باز خواهد گشت.
آیا فروشندگان نباید بخشندهتر باشند؟
چرا باید سود فروشندگان به بهای بدبختی افراد دیگر باشد؟ آیا فروشندگان میتوانند و باید بتوانند که کالاهایشان را به قیمتهای پیش از وقوع فاجعه بفروشند؟ چنین پرسشهایی ایرادات عمیق و ماندگاری را نسبت به افزایش قیمتهای پیش از وقوع فاجعه آشکار میکند- یعنی به سادگی میتوان گفت که این غیرمنصفانه است که فروشندگان از بدبختی دیگران سود ببرند.
البته فروشندگان میتوانند به صورت داوطلبانه قیمتهایشان را زیر سطوح قیمتی بازار نگه دارند، اما انجام این کار نه تنها مضر که ناعادلانه نیز خواهد بود. اگر یک فروشنده با افزایش قیمتی که برای آب معدنی در سطح بازار مطالبه میشود مخالفت کند، مغازهاش توسط مصرفکنندگان محاصره خواهد شد، اما تنها مصرفکنندگان ابتدای صف در به دست آوردن آب خوششانس خواهند بود و آنهایی که به انتهای صف نزدیکترند، دست خالی به خانه برمیگردند. آیا صف برای تصمیم گیری در مورد این که چه کسی آب دریافت کند ابزار عادلانه است؟ همچنین با عدم افزایش قیمت، فروشنده پیام قیمتی که باید به بازار جهانی فرستاده شود، مبنی بر اینکه آب معدنی در این منطقه به شدت مورد نیاز است را خنثی میکند. سرعت انتقال این پیام که چه میزان آب معدنی مورد نیاز است و با چه سرعتی باید از جایی که بهایش کمتر است به مناطق فاجعهزدهای که این آب برایشان به مراتب مطلوب تر است انتقال یابد، با خنثی کردن پیام کاهش مییابد.
برای تاجران بهترین روش به منظور کمک به مردم، مطالبه قیمتهای بازار است، جدای سودی که به دست میآورند و به منظور کمک نقدی به قربانیان بی پولی که از حادثه جان به در بردهاند، میتوانند استفاده کنند، این قیمتها قربانیان را قادر میسازد که نیازشان به آب معدنی و دیگر تولیدات را به نحو بهتری در بازار اظهار کنند- بدون کمکردن انگیزههای تمام مصرفکنندگان برای صرفهجویی در مورد کالاهایی که اکنون بسیار کمیاب ترند و عرضه آنها در مکانهایی که اکنون نیاز مبرم تری به آن دارند.
در نهایت باید یادمان بماند که از بینبردن نیروهای بازار تنها به بدتر کردن فاجعه میانجامد و در نتیجه بسیار غیر منصفانه است.