معمای مایکل جکسون
مجید روئین پرویزی
تیمهارفورد<br> مترجم: مجید روئین پرویزی<br>اقتصاددان عزیز<br>به تازگی فصل مربوط به نظریه بازیها را در کتاب شما خواندهام و اکنون سوالی برایم پیشآمده: همانطور که شنیدهاید به طرفداران مایکل جکسون (یعنی آن ۸۰۰هزار نفری که بلیت کنسرتهای لغو شده او را دارند) پیشنهاد شده که بلیت کنسرت را به عنوان یادبود مایکل نگه دارند یا پولشان را پس بگیرند.
تیمهارفورد
مترجم: مجید روئین پرویزی
اقتصاددان عزیز
به تازگی فصل مربوط به نظریه بازیها را در کتاب شما خواندهام و اکنون سوالی برایم پیشآمده: همانطور که شنیدهاید به طرفداران مایکل جکسون (یعنی آن ۸۰۰هزار نفری که بلیت کنسرتهای لغو شده او را دارند) پیشنهاد شده که بلیت کنسرت را به عنوان یادبود مایکل نگه دارند یا پولشان را پس بگیرند. به نظرم ارزش آتی هریک ازاین بلیتها بیش از هرچیز دقیقا بهاین بستگی دارد که تصمیم آن ۷۹۹،۹۹۹ نفر دیگر چه خواهد بود. حال سوالاین است که برای طرفداری که زیاد اهل نوستالژی نیست و بدنبال انتخاب بهترین گزینه مالی ممکن است، کدام گزینه ارزش بیشتری دارد؟
پاتریکهادسون
پاتریک عزیز
معقول است که فرض کنیم اگر ۷۹۹،۹۹۹ نفر بلیت یادبود را بپذیرند، آن یک طرفدار باقی مانده با پس گرفتن پولش وضع بهتری خواهد داشت؛ و اگر ۷۹۹،۹۹۹ نفر پول شان را بگیرند، آن یک بلیت یادبود ارزش بسیاری خواهد یافت. (البته به شرطی که برگزارکنندگان کنسرت اقدام به فروش عمومیآن ۷۹۹،۹۹۹ بلیت پس داده شده نکنند.) از منظر یک تئوریسین نظریه بازی، راهحل تعادلی بسیار ساده است. بگذار فرض کنیم که اگر ۱۰۰هزار نفر یادبود را بپذیرند و ۷۰۰هزار نفر هم پول شان را پس بگیرند، آنگاهاین دو گزینه ارزش یکسانی دارند. در چنین حالتی هر طرفدار باید به طور مستقل یک استراتژی مختلط را، با احتمال یکهشتم قبول یادبود، اتخاذ کند. (نکته نبوغآمیز: سه تاس را همزمان بیندازید، احتمال آنکه مجموع اعداد رو شده دقیقا برابر ده باشد یک هشتم است.) دراین حالت هریک از طرفداران میتوانند به راحتی به شکل تصادفی عمل کنند، زیرا همه میدانند که در هر دو صورت ارزش یکسانی را بدست خواهند آورد. متوجه هستم که تمام اینها نامحتمل به نظر میرسد، و واقعا هم همینطور است. نظریه بازی فروض متوقعانهای نسبت به عقلانیت انسان دارد که شاید درباره یک دسته هواخواه عزادار صدق نکند. اگر من بودم بیشتر به جنبه روانشناسی اقتصادی قضیه توجه میکردم که میگوید مردم وقتی نسبت به چیزی احساس مالکیت کردند به زحمت از آن دل میکنند. به هر حال یک طرفدار غیرنوستالژیک باید پول را بگیرد.