داستان بازار

تفاوت میان مالکیت و قرارداد

شماره روزنامه: ۱۸۵۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۶۶۶۳۸ اندیشه-اقتصاد

جان مک‌‌میلان<br> ترجمه و تنظیم: مهدی نصرتی<br>در اوایل دهه ۱۹۹۰ بیشتر کامیون‌ها در ویتنام خراب شده بودند. این موضوع مستند به گزارشی است که از سوی انستیتو مرکزی مدیریت اقتصادی در ویتنام منتشر شده‌است. <br>

تفاوت میان مالکیت و قرارداد

جان مک‌‌میلان

ترجمه و تنظیم: مهدی نصرتی

در اوایل دهه ۱۹۹۰ بیشتر کامیون‌ها در ویتنام خراب شده بودند. این موضوع مستند به گزارشی است که از سوی انستیتو مرکزی مدیریت اقتصادی در ویتنام منتشر شده‌است.

این کامیون‌ها که از جماهیر شوروی وارد شده بودند، از تکنولوژی و روش‌های تولیدی شوروی بهره می‌بردند و لذا به طور آشکاری غیرقابل اطمینان بودند؛ اما با فروپاشی شوروی اوضاع از این هم بدتر شده بود؛ زیرا دسترسی به قطعات یدکی نیز غیر ممکن شده بود. بدون وجود کامیون‌ها، کشور با بحران حمل و نقل مواجه شد. دولت از سر ناچاری تضمین کرد که هر راننده‌ای سهمی‌از مالکیت روی کامیون خود داشته باشد. «معجزه‌ای رخ داده بود. ناگهان همه کامیون‌ها روشن شده‌بودند.»

دقیقا منظور از مالکیت چیست؟ در تعریف ارائه شده توسط دو اقتصاددان به نام‌های الیور هارت و الیور ویلیامسون دو ویژگی شناسایی شده‌است. مالک یک دارایی، نظیر یک ماشین یا قطعه‌ای از یک زمین، در مورد هرگونه پسماندی که دارایی تولید می‌کند دارای حق است. (پسماند در اینجا اشاره به هرچیزی دارد که فرای تعهد مالک به کارفرما یا طلبکار خود باشد).

لذا مالک هرگونه درآمد اضافی را که از دارایی تولید می‌شود، برای خود نگاه می‌دارد و از این رو انگیزه دارد که از آن دارایی به صورتی کارآ استفاده کند. اگر عواید به طور غیرمنتظره‌ای بالا باشد، این مالک است که صاحب این سود بادآورده می‌شود. علاوه بر درآمد پسماند، مالک حق کنترل پسماند را نیز دارا است؛ یعنی قدرت نهایی درباره این که تصمیم بگیرد از دارایی چگونه استفاده شود.

مالکیت کامیون‌های ویتنامی، با دولت بود یا برای این که با تعریف ما دقیق‌تر و سازگارتر باشد، بهتر است بگوییم مالکیت کامیون‌ها با هیچ کس نبود. حقوق کنترل پسماند، مبهم بود- مشخص نبود که کنترل نهایی کامیون‌ها با چه کسی است- و هیچ کس حق برداشت درآمدهای اضافی تولید شده توسط کامیون‌ها را نداشت.

تضمین مالکیت رانندگان به این معنی بود که به آنها حق کنترل پسماند اعطا شده بود. رانندگان بدون درگیر شدن با رویه‌ها و قوانین بروکراتیک می‌توانستند کامیون‌های خود را با هر روش ابتکاری تعمیر کنند و در میان زباله‌ها به دنبال قطعات یدکی بگردند. از آنجایی که مالکیت به رانندگان بخشی از درآمدهای پسماند را نیز اعطا می‌کرد، رانندگان انگیزه داشتند که کامیون‌ها را راه بیندازند و راه‌های جدید و پرمنفعتی برای استفاده از آنها بیابند.

داستان کامیون‌های ویتنامی‌مثالی است که نشان می‌دهد مالک یک دارایی، در صورت امکان، باید همان کسی باشد که تصمیماتش بیشترین تاثیرات حیاتی را بر استفاده از دارایی می‌گذارد. مالکیت، قوی‌ترین منشاء انگیزه‌ها است. مالکیت عاملی برای اعمال تلاش‌ها، تنظیم نقشه‌ها و‌پذیرفتن خطرهاست.

تملک یک دارایی تولیدی به شما این قدرت را می‌دهد که چگونگی استفاده از آن را کنترل کنید؛ به اضافه این دلگرمی که عواید ناشی از آن مال شما خواهد بود. چیزهایی که دارای مالکیت عمومی هستند، معمولا خوب نگهداری نمی‌شوند. مالکیت شما را تشویق می‌کند تا بیاموزید که بهترین راه استفاده از دارایی چیست، از آن نگهداری کنید و آن را خراب نکنید و آن را با سایر دارایی‌های مکمل

به‌گونه‌ای کنار هم بگذارید که به طور کامل از آن بهره‌مند شوید.

بند ۱۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام می‌کند: «هرکسی به تنهایی یا به همراه دیگران حق مالکیت دارد. هیچ کس را نمی‌توان از این حق محروم کرد.» فراتر از حقی اساسی، وجود مالکیت برای بازار ضروری است. تضمین حقوق مالکیت، انگیزه‌ای قطعی برای تلاش تولیدی و ریسک‌پذیری است. این موضوع با این که عادی است؛ اما دارای بیشترین درجه اهمیت است.

تنها وقتی مالکیت وجود داشته باشد بازار می‌تواند باشد. اگر قرار است بازارها با موفقیت کار کنند، تضمین علیه سلب مالکیت باید وجود داشته باشد. مردم در صورتی سرمایه‌گذاری می‌کنند که مطمئن باشند، عواید سرمایه‌گذاری خود را درو می‌کنند. یک ویژگی در تعریف بازار که قبلا به آن پرداختیم، استقلال مشارکت‌کنندگان است. مردم آزادند که که تصمیماتی درباره خرید و فروش بگیرند که منعکس‌کننده ترجیحات آنها است و توسط قواعد بازی و گستردگی مایملک آنها محدود می‌شود. آزادی عمل که عصاره بازار است، نیازمند حقوق مالکیت است؛ به گونه‌ای که مردم بتوانند منابع خود را کنترل کنند.

البته مالکیت، تنها منشاء ممکن برای انگیزه‌ها نیست. انگیزه‌ها را با استفاده از شرایط قرارداد نیز می‌توان به کارکنان اعطا کرد. رویه‌های پرداخت بر مبنای عملکرد، برخی از ویژگی‌های مالکیت را دارند.

پاداش به مدیران برای رسیدن به اهداف تعیین شده، حق دلالی فروشنده، دستمزد کارگر بر مبنای نرخ تولید همگی سهمی در تولیدات خود دارند. در این صورت فرق میان کارکردن برای دیگری تحت قرارداد و کارکردن برای خودتان چیست؟ چرا مالکیت برانگیزاننده قوی‌تری است؟

بازرس پیتر سلر در فیلم «شلیکی در تاریکی» به دستیار خود توصیه می‌کند، «همیشه انتظار غیرمنتظره‌ها را داشته باش». البته که ما نمی‌توانیم انتظار هرچیزی را داشته باشیم. به قول آلفرد هیچکاک «برنامه داشتن برای غیر منتظره‌ها ذاتا بی‌فایده است.» ما می‌توانیم برای حوادث غیرممکن برنامه داشته باشیم؛ اما نمی‌توانیم برای حوادثی که نه تنها صرفا غیرمحتمل که تصور آنها نیز غیرمحتمل است، برنامه‌ریزی کنیم. این شرایط بر آنچه که قرارداد می‌تواند انجام دهد؛ محدودیتی را تحمیل می‌کند.

مالکیت دقیقا به این خاطر موضوعیت دارد که غیر منتظره‌ها گاهی اتفاق می‌افتند. اگر در هنگام نگارش قرارداد هر احتمالی قابل پیش‌بینی بود، به لحاظ عملی تفاوتی میان مالک بودن و کارمند بودن وجود نداشت. به عنوان یک کارمند، قرارداد پرداخت بر مبنای عملکرد می‌توانست به گونه‌ای محکم نوشته شود که این اطمینان خلل‌ناپذیر را به شما بدهد که در قبال تلاش خود درآمد کسب می‌کنید؛ اما در واقع در این گونه قرارداد نوشتن نمی‌توان طیف کاملی را از هرآنچه که در آینده اتفاق می‌افتد، پیش‌بینی کرد، لذا قراردادها الزاما ناکامل هستند.

وقتی که چیزی که در قرارداد قید نشده اتفاق می‌افتد، مالک، به عنوان مدعی پسماند، به صورت یک طرفه تصمیم‌گیری می‌کند. اگر شما تحت قرارداد کار می‌کنید و چیز غیرمترقبه‌ای پیش آید، حقوق شما نامشخص است؛ اما در مقابل حقوقی که از طریق مالکیت منتقل می‌شوند، حتی وقتی غیرمنتظره‌ها پیش آیند، پابرجا است.

به دلیل عدم امکان مقرر کردن همه احتمالات بی‌پایان، قرارداد به اندازه مالکیت کارآ نیست. با قرارداد ما نمی‌توانیم پیش‌بینی غیرمنتظره‌ها را داشته باشیم؛ اما با مالکیت تاحدی می‌توانیم. مالکیت، راه جامعه برای سر و کار داشتن با امور غیرمنتظره است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن