اقتصاددان عزیز چطور جلوی تنبلی را بگیرم؟
مجید روئین پرویزی
تیمهارفورد<br> مترجم: مجید روئین پرویزی<br>اقتصاددان عزیز<br>من معمولا کارهایم را پشت گوش میاندازم و تا دقیقه نود به هیچ عنوان زیر بارشان نمیروم. در نتیجه همواره احساس میکنم که میتوانستم خیلی بیشتر از اینها کار کنم و اینکه تواناییهای بالقوهام بیمصرف ماندهاند؛ <br>
تیمهارفورد
مترجم: مجید روئین پرویزی
اقتصاددان عزیز
من معمولا کارهایم را پشت گوش میاندازم و تا دقیقه نود به هیچ عنوان زیر بارشان نمیروم. در نتیجه همواره احساس میکنم که میتوانستم خیلی بیشتر از اینها کار کنم و اینکه تواناییهای بالقوهام بیمصرف ماندهاند؛
هرچند، متوجه شده ام که وقتی با ضربالاجل روبهرو باشم خیلی بهتر تمرکز میکنم و سخت کوشتر میشوم. آیا اقتصاد میتواند به حل این تنش من کمک کند؟
تی. ان.
تی. ان. عزیز
جواب بدیهی است: سعی کن همیشه ضربالاجلی دم دستت داشته باشی تا همیشه پرکار باشی. حداقل نتیجه منطقی نامه ات که این است. تحقیقات هم از همین رفتار پشتیبانی میکنند.
دو اقتصاددان رفتاری به نامهای دن ارایلی و کلاس ورتنرچ با انتخاب سه گروه از دانشجویان MIT پژوهشی درباره پشت گوش اندازی انجام دادهاند. هر کدام از این سه گروه ملزم بودند سه مقاله طی دورهای دوازده هفتهای ارائه دهند. گروه اول برای هر مقاله ضربالاجلی جداگانه داشت، بعد از چهار، هشت و دوازده هفته. گروه دوم هیچ ضربالاجل میان دورهای نداشت: هر سه مقاله باید در پایان دوره ارائه میشدند و از گروه سوم خواسته شده بود که هریک از اعضا خودشان برای خود ضربالاجل تعیین کنند.
دانشجویان گروه اول که به خوبی برای شان ضربالاجل تعیین شده بود - و همینطور بعضی از آنهایی که در گروه سوم بودند و ضربالاجل خودشان را برگزیده بودند - بالاترین نمرهها را گرفتند، اما آنهایی که باید در آخر دوره کارها را تحویل میدادند یا آنهایی که در گروه سوم هیچ ضربالاجلی برای خود تعریف نکرده بودند، نمرههای ضعیفی گرفتند.
باید این درس را بیاموزی. مطمئن شو که همیشه ضربالاجلی الزامآور برایت وجود دارد. کارهای بزرگ را به کارهای کوچکتر بشکن و برای هر کدام تاریخی تعیین کن. اگر استادهایت به چنین کاری مجبورت نمیکنند خودت به این فکر باش. به همکاران یا مشتریانت تعهدات محکم داشته باش یا اینکه برنامه زمانی بنویس و با دوستانت بر سر اجرای آن شرط ببند. اگر همیشه آن لحظه آخر را به «الان» تبدیل کنی، پرکارترین «پشت گوشانداز» جهان خواهی شد.