اقتصاد برای سیگاریها
اقتصاددان عزیز<br>متوجه شدهام که بر روی پاکتِ سیگار من به جای آن عکس وحشتناکی که از کبدِ افراد سیگاری چاپ میکنند تنها یک شماره تلفن نوشته شده که در صورت تمایل به ترک با آن تماس بگیریم. این باعث شد نتیجه بگیرم که من حاضرم پول بیشتری بابت سیگارم بدهم اگر به جای آن عکس هولناک، روی پاکتاش تنها یک شماره نوشته شده باشد. آیا یک مفهوم اقتصادی را کشف کردهام؟<br>خانم لاوگراو
اقتصاددان عزیز
متوجه شدهام که بر روی پاکتِ سیگار من به جای آن عکس وحشتناکی که از کبدِ افراد سیگاری چاپ میکنند تنها یک شماره تلفن نوشته شده که در صورت تمایل به ترک با آن تماس بگیریم. این باعث شد نتیجه بگیرم که من حاضرم پول بیشتری بابت سیگارم بدهم اگر به جای آن عکس هولناک، روی پاکتاش تنها یک شماره نوشته شده باشد. آیا یک مفهوم اقتصادی را کشف کردهام؟
خانم لاوگراو خانم لاوگراو عزیز
فکر میکنم که بله، چیزی کشف کردهاید. عکسهایی که دربارهشان گفتید نوعی از «تخریبِ کالا» هستند، تاکتیکی که توسط برخی شرکتها که تا اندازهای دارای قدرت قیمتگذاریاند به کار گرفته میشود. بعضی از مشتریان خیلی به قیمت حساساند، در حالی که سایرین اهمیت چندانی نمیدهند. بنابراین تولیدکننده عاقل، میکوشد تا این دو گروه را از هم جدا کند و برای یک کالای خاص دو قیمت مختلف بگیرد. این کار زمانی راحتتر میشود که کالای ارزانتر را با عیبی عرضه کنیم که مشتری حساس به قیمت حاضر به پذیرش آن باشد و مشتری غیرحساس خیر.
نمونههای چنین کاری فراواناند. کالاهای تسکو ارزاناند، اما بستهبندیشان مرا به یاد غذاهایی میاندازد که سازمان ملل با هلیکوپتر برای سیلزدهها پرت میکند. «کاپوچینوی شور » از شرکت استارباکز ارزان است - ولی در منوها نوشته نمیشود. بیشتر بستههای نرمافزاری نسخه ارزانتری هم دارند که در آن برخی امکانات غیرفعالاند. همچنین برخی از سختافزارها. دولت میتواند به دو طریق اجازه فروش سیگار بدهد: نسخه فعلی، یعنی با مالیات و تصاویر آزاردهنده، و نسخه بدون «عذاب وجدان» که عکسی ندارد ولی مالیاتاش بالاتر است. نتیجه این کار قابل آزمون است، اما انتظار من این است که بچه مدرسهایها و فقرا همان نسخه اول را دنبال کنند، درحالی که بزرگترها و سیگاریهای توانمندتر شکل گرانتر را بخرند. حدس من این است که با دو طرح موجود، دولت باید بتواند از افزایش سیگاریها جلوگیری کند ضمن آنکه پول بیشتری هم به جیب بزند.