اقتصاد سیاسی طرحهای محیط زیستی
مصطفی جعفری
مایکل کراگ، ماتیو کان<br> مترجم:مصطفی جعفری<br>چه عواملی بر سیاستهای تغییرات آب و هوایی اثرگذارند؟ دراین مقاله انتشار سرانه کربن در مناطق مختلفی که به کنگره نماینده میفرستند بررسی شده و نشان داده شده که هر چه ایدئولوژی محافظهکارانه در یک منطقه بیشتر رواج یابد، احتمال این که نماینده آن منطقه در کنگره به نفع طرحهای زیستمحیطی رای بدهد کاهش مییابد و هر چه درآمد سرانه یک منطقه خاص افزایش یابد، این احتمال افزایش مییابد.
مایکل کراگ، ماتیو کان
مترجم:مصطفی جعفری
چه عواملی بر سیاستهای تغییرات آب و هوایی اثرگذارند؟ دراین مقاله انتشار سرانه کربن در مناطق مختلفی که به کنگره نماینده میفرستند بررسی شده و نشان داده شده که هر چه ایدئولوژی محافظهکارانه در یک منطقه بیشتر رواج یابد، احتمال این که نماینده آن منطقه در کنگره به نفع طرحهای زیستمحیطی رای بدهد کاهش مییابد و هر چه درآمد سرانه یک منطقه خاص افزایش یابد، این احتمال افزایش مییابد.
با در نظر گرفتن رشد جمعیت و رشد درآمد سرانه در جهان، میتوان تخمین زد که انتشار گازهای گلخانهای در ۵۰ سال آینده دو برابر میشود. دانشمندان و اقتصاددانان بسیاری بر لزوم کاهش انتشار گازهای گلخانهای اصرار دارند (برای مثال نگاه کنید به Heal, ۲۰۰۸, Stiglitz and Stern ۲۰۰۹). در حال حاضر، دولت اوباما به منظور کاهش انتشار گازهای گلخانهای مقررات بیشتری را در نظر گرفته است. ما نشان دادهایم که چه عواملی در تعیین سطح سیاستهای آب و هوایی اثرگذارند.
در تحقیقاتی که اخیرا انجام دادهایم(کراگ و کان ۲۰۰۹) جغرافیای انتشارکربن را در نقاط مختلفایالات متحده مورد مطالعه قرار داده و مشاهدات تجربی را که در فهم مقررات مربوط به انتشار کربن میتواند به ما کمک کند، بررسی کردهایم. همانطور که در تئوری پایهای گروههای فشار مطرح میشود، گروههایی که هزینه احتمالی قوانین زیست محیطی برایشان بالا و هزینه مبادلاتی سازماندهی کردن برایشان پایین است با نمایندگانشان در کنگره لابی میکنند تا مانع تصویب چنین قوانینی شوند حتی اگر تصویب چنین قوانینی کارآیی را در سطح جهان افزایش دهد.
با استفاده از دادههای مربوط به مناطق مختلف در انتخابات کنگره که در سال ۲۰۰۲ جمعآوری شدهاند، میتوان توزیع جغرافیایی انتشار کربن را با توجه به گرایشهای سیاسی و مشخصات جمعیتی رای دهندگان هر منطقه تحلیل کرد. ما نشان دادهایم که مناطقی که در آنها انتشار سرانه کربن بالاتر است با احتمال بیشتری فقیر هستند و با احتمال بیشتری نمایندهای محافظهکار را به کنگره فرستادهاند (این شواهد بر سوابق رایدهی در انتخابات کنگره اتکا دارد). اگر فرض کنیم که مناطقی که انتشار کربن در آنها بالاتر است، برای کاهش انتشار آن با مشکلات بیشتری مواجه میشوند، منطقی است که بگوییم همین مناطق بیشترین هزینه را در نتیجه اجرای قوانین مربوط به کاهش کربن متحمل میشوند. به عبارت دیگر انتظار میرود که مناطق روستایی فقیر و محافظهکار هزینه بیشتری را برای کاهش کربن بپردازند. این واقعیت ابهامات ناشی از هر گونه مالیات بر انرژی و سیاستهایی را که باعث افزایش یافتن هزینه تولید میشود، بیشتر میکند. حتی در مواردی هزینههای این سیاستها به حدی میرسد که ضرورت اعمال سیاست با سوال مواجه میشود.
توزیع جغرافیایی کربن
در این قسمت، ما از مجموعه دادههایی که در سال ۲۰۰۲ جمع آوری شدهاند استفاده کردهایم. واحد اندازهگیری کربن(کربن و نه دی اکسید کربن) تن است که به صورت سرانه بیان میشود. به علاوه دادهها بر اساس تولید به دست آمده است و نه مصرف . شکل یک جغرافیای تولید سرانه کربن را نشان میدهد. ایالتهای ساحلی مانند کالیفرنیا، اورگان و واشنگتن به خاطر نزدیکی به تسهیلات هیدروالکتریکی شمال غربی کشور و به علت در دسترس بودن گازهای طبیعی جزو مناطقی هستند که انتشار دیاکسیدکربن در آنها از متوسط کشور پایینتر است. انتشار سرانه کربن در میدوست و جنوب به دلیل رواج داشتن ژنراتورهایی که با سوختهای فسیلی کار میکنند بیش از متوسط است.
تخمین انتشار کربن
با توجه به مشخصات جغرافیایی
در تحقیق ما نشان داده شده است که میتوان با در نظر گرفتن ایدئولوژی سیاسی و درآمد خانوارها، سرانه انتشار کربن در مناطق مختلف را توضیح داد. به طور خاص، در مناطقی کهایدئولوژی محافظهکارانه در آنها حاکم است انتشار کربن بیشتر است.
در اصلی ترین شهرهای لیبرال مانند پورتلند، سان فرانسیسکو و بوستون، هم صنایع و هم استفاده از زغال سنگ در تولید برق کمتر است؛ بنابراین این مناطق برای این که خود را با مقررات جدید در زمینه تغییرات آب و هوایی تطبیق دهند هزینه کمتری را متحمل میشوند. به علاوه دراین مناطق پیش از این هم قدمهایی به سمت کاهش کربن برداشته شده است. بنابراین به دلیل مزیتهای جغرافیایی در حال حاضر انتشار کربن در آنها پایین است.
راه دیگر بررسی فاکتورهای اقتصاد سیاسی این است که به الگوهای رایدهی در انتخابات کنگره نگاه کنیم. ما یک رویکرد هزینه فایده را در نظر گرفتهایم. نمایندگان لیبرال از رای دهی به قوانین مربوط به تغییرات آب و هوایی منافع بیشتری را به دست میآورند، زیرا هم به طور شخصی علایق ویژهای به مباحث مربوط به قوانین آب و هوایی دارند و هم کسانی که به آنها رای میدهند از تصویب چنین قوانینی استقبال میکنند. در طرف هزینه نیز ما بر تفاوتهای سرانه انتشار کربن در سطح کشور تمرکز کردهایم. اگر در یک منطقه جغرافیایی تولید سرانه کربن بیشتر باشد، بدیهی است که برای کاهش انتشار کربن هزینه بیشتری را متحمل میشود. همچنین مصرفکنندههای کالاهایی که در جریان تولیدشان کربن زیادی تولید میشود و صاحبان داراییهایی که ارزششان از سوختهای فسیلیایجاد میشود(برای مثال، سهامداران کارخانههایی که با سوخت زغال سنگ کار میکنند) بخشی از هزینههای کاهش انتشار کربن را متحمل میشوند.
از طریق آزمون این که آیا کشورهای ثروتمندتر با احتمال بیشتری از قوانین آب و هوایی حمایت میکنند، میتوان دریافت که آیا مبارزه با تغییرات آب و هوایی یک کالای نرمال است یا خیر. با استفاده از این مدل ساده پیشبینی کردهایم که مناطق روستایی فقیر که در آنها ایدههای محافظهکارانه رواج دارد و انتشار کربن در آنها بالا است با احتمال کمتری از قوانین کاهش تغییرات آب و هوایی حمایت میکنند.
برای تست کردن نقش درآمد سرانه، کربن سرانه و ایدئولوژی در الگوهای رایدهی به قوانین کاهش کربن، از دادههای مربوط به انتخابات اخیر(انتخابات کنگره ۱۱۰ ام) استفاده کردهایم. دراین انتخابات، نمایندگان به طرحهای متعددی که دلالتهای مستقیمی برای کاهش تغییرات آب و هوایی داشتهاند رای دادهاند. با توجه به الگوهای رای دهی نمایندگان کنگره به طرح ۵۵۵ (که به منظورایجاد محدودیت در روند گرمایش جهانی ارائه شده بود)، طرح ۸۲۷(شامل الزامات مربوط به انرژی تجدید پذیر در صنایع همگانی) و طرح ۸۳۵ (قانون سال ۲۰۰۷ مالیات بر مصرف انرژی و انرژی تجدید پذیر) میتوان فاکتورهای اساسی در تصویب قوانین کاهش کربن را تشخیص داد.
همانطور که پیش از این گفتیم، در این مقاله بررسی کردهایم که آیا رای نمایندگان، تابع سرانه انتشار کربن در حوزه انتخاباتی، درآمد سرانه و ایدئولوژی نمایندگان بوده است یا خیر. همانطور که در جدول یک نشان داده شده است، نمایندگان محافظه کاری که از مناطق فقیری که انتشار کربن در آنها بالا است انتخاب شدهاند، با احتمال کمتری به نفع سیاستهای زیست محیطی رای میدهند. نتایج رگرسیونی که برای طرح ۸۲۷ تخمین زدهایم را ملاحظه کنید. همانطور که میبینید اگر انتشار سرانه کربن در یک منطقه دو برابر شود، احتمال اینکه نماینده آن منطقه به نفع یک طرح محیط زیست محیطی رای مثبت دهد ۱۷ واحد درصد کاهش مییابد. حال اگر درآمد سرانه دراین منطقه دو برابر شود، احتمال اینکه نماینده آن به نفع یک طرح زیست محیطی رای دهد ۶۲ واحد درصد افزایش مییابد. با افزایش ایدئولوژی محافظهکارانه به اندازه یک انحراف معیار، احتمال اینکه نماینده منطقه به نفع چنین سیاستی رای دهد ۵۹ واحد درصد کاهش مییابد. در ستون چهارم جدول یک، میتوان متوسط رای به سه طرح زیست محیطی را مشاهده کرد. با توجه بهاین دادهها یک مدل احتمال خطی
تخمین زده شده است. نتایج به دست آمده با نتایجی که قبلا حاصل شده بود کاملا همخوانی دارد.
در ستونهای یک تا سه (جدول یک) تغییرات نهایی احتمالات وابسته که با دستور dprobit در نرم افزار stata تخمین زده شده نشان داده شده است. انحراف معیار برای ایدئولوژی نماینده کنگره برابر ۵۱/۰ است.
متغیر وابسته در ستون چهارم نیز سهم رایهای زیست محیطی نماینده کنگره در سه طرح زیست محیطی که در ستونهای یک تا سه خلاصه شدهاند را نشان میدهد. انحراف معیارها نیز در براکت نشان داده شده اند. ضرایبی که در سطح ده درصد معنی دارند با * نمایش داده شدهاند و ضرایبی که در سطح یک درصد معنی دارند با *** نشان داده شده اند.
نتیجه گیری
با در نظر گرفتن کلیه دادههای مربوط به سرانه انتشار کربن، دادههای جمعیتی مناطق و دادههای مربوط به رای مثبت یا منفی نمایندگان کنگره به طرحهای زیست محیطی نشان دادهایم که میتوان به نتایج مهمیرسید و به واقعیتهایی که احتمالا نقش مهمی در محدود کردن تصویب قوانین مربوط به تغییرات آب و هوایی بازی میکنند پی برد. به عنوان مثال، سیاستمداران (که طبیعتا منافع خود را دنبال میکنند) در صورتی که محافظه کار باشند و از سوی مناطق فقیرتر یا مناطقی که در آنها انتشار سرانه کربن بالا است انتخاب شده باشند با احتمال کمتری به نفع طرحهایی که برای کاهش انتشار کربن ارائه شدهاند رای مثبت میدهند. اقتصاددانان و سیاستگذاران باید این محدودیتها را در نظر بگیرند تا بتوانند قوانین زیست محیطیای را طراحی کنند که هم بتوانند در کنگره تصویب شوند و هم اثر معنی داری در کنترل انتشار کربن داشته باشند.
منبع: vox