بحران مالی و تغییر در سیاست پولی
نقش بانکهای مرکزی در تحریک اقتصاد چیست؟ آیا هدف گذاری تورمی همچنان روشی پرطرفداربرای ایفای نقش بانک مرکزی در دوران رکود است؟ به نظر میرسد، سیاستگذاران پولی سه کشور آمریکا، بریتانیا و ژاپن با تغییر در سیاستهای خود روش یا روشهای تازهای را جستوجو میکنند.
نقش بانکهای مرکزی در تحریک اقتصاد چیست؟ آیا هدف گذاری تورمی همچنان روشی پرطرفداربرای ایفای نقش بانک مرکزی در دوران رکود است؟ به نظر میرسد، سیاستگذاران پولی سه کشور آمریکا، بریتانیا و ژاپن با تغییر در سیاستهای خود روش یا روشهای تازهای را جستوجو میکنند. هدفگذاری تولید ناخالص داخلی اسمی و هدفگذاری اشتغال روشهایی هستند که به تازگی مورد اقبال واقع شدهاند. هدفگذاری تورمی۱ روشی است برای تعیین نرخ تورم تعیین شده توسط سیاستگذاران و دستیابی به آن. روش هدفگذاری تورمی اولین بار در کشور نیوزیلند و در سال ۱۹۹۰ استفاده شد.پس از آن، تعداد زیادی از کشورها از جمله بریتانیا، کانادا، سوئد، استرالیا و آفریقای جنوبی از این روش استفاده کردند. در این روش به این دلیل مشخص شدنِ اهداف تورمی دولت، مهار انتظارات تورمی و افزایش شفافیت در سیاستهای اقتصادی دولت تحقق مییابد. در عین حال گفته میشود که مزیت «هدف تولید ناخالص داخلی اسمی» نسبت به «هدف تورم»، نیرومندی آن به ویژه در تلاطمهای عرضه و تلاطمهای دورههای تجاری است. نویسندگان مشهور «پراجکت سندیکت» در مطالبی متنوع تلاش کردهاند تا در باب بانکهای مرکزی و سیاست پولی آنها بازاندیشی کنند. سیاست پولی فرآیندی است که به وسیله آن مقامات پولی یک کشور عرضه پول را اغلب با هدف تنظیم نرخ بهره به منظور رشد اقتصادی، پایداری و ثبات نسبی قیمتها و کاهش بیکاری کنترل و مهار میکنند. به طور معمول دو سیاست پولی انقباضی و انبساطی وجود دارد که براساس آنها عرضه پول به منظور رسیدن به اهداف ویژه در شرایط متفاوت اتخاذ میشوند. در سیاست انبساطی فرآوری پول بیش از حد معمول میشود و هدف مقابله با بیکاری در یک وضعیت رکود اقتصادی از طریق کاهش نرخ بهره به امید جلب اعتماد بازرگانان در گسترش فعالیتهای اقتصادی است. در سیاست انقباضی قصد کاهش تورم به امید جلوگیری از زوال ارزشهای دارایی است. ترجمه برخی از کلیدیترین مطالب «پراجکت سندیکت» را پیش رو دارید.
۱- هدفگذاری تورمی، مهران دبیر سپهری، رورنامه دنیای اقتصاد،۲ آبان ۱۳۹۰