تلفن و برج میلاد
محمدحسین رحمتی* <br>این ستون مثالهایی ساده از کاربرد آموزههای اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان میدهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهیم اقتصادی به فهم بهتر مساله کمک میکند.
محمدحسین رحمتی*
این ستون مثالهایی ساده از کاربرد آموزههای اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان میدهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهیم اقتصادی به فهم بهتر مساله کمک میکند. بعضی از صنایع تنها با وجود اعمال حق انحصاری قابل توسعه است. یکی از مثالهای معروف حق اختراع است. در کشورهای غربی به مخترعین حق انحصاری استفاده از اختراعشان به مدت محدودی اعطا میشود. ایده اصلی این است که این حق انحصاری به مخترعین انگیزه مالی کافی میدهد تا به نوآوری دست بزنند. البته تعریف نوآوری نباید آنقدر گسترده باشد که مانع نوآوری دیگران شود. برای مثال مدتی بعد از اینکه قانون حق انحصاری اختراعات در آمریکا تصویب شد، در دهه ۱۸۷۰ الکساندر گراهام بل دستگاهی را اختراع کرد که بتواند صدا را به صورت الکترونیکی منتقل کند. بل میخواست حق انحصاری این اختراع را به نام تمام دستگاههایی که صدا را از سیم منتقل میکنند، ثبت کند. دادگاهی معروف در آمریکا تقاضای وی را رد کرد، چرا که ادعا میشد ممکن است روشهای دیگری برای انتقال صدا از سیم به غیر از روش کشف شده بل وجود داشته باشد و تعریف حق اختراعی گسترده برای گراهام بل میتواند مانع اختراعات آتی شود.
اما مثالهای دیگری نیز در اقتصاد روزمره وجود دارد که لزوما به اختراع و نوآوری مرتبط نیست و بیشتر ناشی از هزینه اولیه زیاد است و در شرایط بهینه احتمالا بیشتر از یک مورد در بازار وجود نخواهد داشت. برای مثال حق بازدید برج میلاد یک حق انحصاری برای سازنده برج است. بازدید برج با تقریب خوبی هزینه متغیر صفر دارد و تنها نیاز به هزینه اولیه دارد. اگر حق انحصاری به سازندگان برج (که شهرداری است) برای بهرهبرداری از آن داده نشود، هرگز انگیزهای برای ساخت آن وجود ندارد. برج میلاد مانند دیگر برجهای بلند شهرهای معروف دنیا قیمتگذاری خاص خود را دارند. برای مثال بلیت بازدید برج میلاد در سال ۱۳۸۹ حدود ۷ هزار تومان است که اگر دستهجمعی یا از سوی مدارس انجام شود، تخفیف نیز لحاظ میشود. به طور مشابه بازدید از ساختمان بلند امپایر استیت در نیویورک نیز حدود ۲۰ دلار است که اگر مشتری دانشجو داشته باشد ۲ دلار تخفیف دارد. انحصارگر هزینه متغیر ناچیزی دارد و لذا هرچه مشتری بیشتری جلب کند سود بیشتری میبرد. بنابراین برای گروههایی که درآمد کمتری دارند؛ ولی علاقهمند بازدید هستند، تخفیف قائل میشود تا تعداد بیشتری از آنها را جذب کند و سود بیشتری ببرد. این دسته معمولا کشش قیمتی بالایی دارند. برج امپایر استیت در محصولاتش تنوعی ایجاد کرده تا سود بیشتری ببرد. اگر تا طبقه ۸۶ بالا بروید همان ۲۰ دلار را میپردازید، ولی اگر بخواهید تا طبقه ۱۰۲ بروید باید حدودا دوبرابر پرداخت کنید.
تنها محدودیتی که برج میلاد با آن مواجه است ظرفیت است. برج میلاد نمیتواند همزمان به مثلا بیشتر از ۳ هزار نفر سرویس بدهد. لذا برج میلاد باید قیمتگذاری تبعیضآمیز در طول زمان داشته باشد. برای مثال اول افتتاح، بازدید میتواند از برج خیلی گران باشد و سپس کاهش پیدا کند. همچنین در روزهای آخر هفته گران باشد؛ ولی برای مثلا شهروندان تهرانی در ساعات کاری وسط هفته که مشتری کمتر از تخفیف قائل شود، روشهای زیادی وجود دارد که با قیمتگذاری تبعیضآمیز برج میلاد بتواند سود خود را بیشینه کند.
* محقق در دانشگاه ایلینوی
Mh.rahmati@gmail.com