ارزش پول ملی و تعادل ارزی
میلاد محمدی<br>یکی از وظایف بانک مرکزی آن گونه که در قانون مصرح شده «حفظ ارزش پول ملی» است.
میلاد محمدی
یکی از وظایف بانک مرکزی آن گونه که در قانون مصرح شده «حفظ ارزش پول ملی» است. برای آنکه مشخص شود یک واحد پولی چقدر ارزش دارد، باید به موقعیت آن در برابر سایر کالاها نگاه شود. یعنی با یک واحد پولی، مردم به چه میزان توانایی خرید کالا یا خدمات دارند، یا اینکه آن واحد پولی در برابر سایر ارزها با چه نرخی مبادله میشود. اکنون میتوان به این مساله پرداخت که چه چیزی باعث کاهش ارزش پول میشود. برای این موضوع برخی کارشناسان اقتصادی به تفکیکی بین ارزش داخلی با سیاستهای پولی معطوف به تورم، و ارزش بیرونی آن با سیاستهای ارزی در زمینه نرخ ارز، اشاره میکنند. آن چه در چند سال اخیر در اقتصاد ایران رخ داده، توجه صرف به حفظ ارزش بیرونی بوده است. به عبارتی سیاستگذاران اقتصادی تمام توجهشان را معطوف به ثبات جنبه بیرونی پول ملی و برابری آن با ارزهای خارجی کردند. در حالی که این تثبیت نرخ، خود نیز به عنوان یکی از عوامل مولد تورم در چند سال اخیر شناخته میشود. بنابراین با وجود اینکه حفظ ارزش پول داخلی، اثرات مثبتی بر تولید داخلی و به تبع آن کاهش بیکاری دارد، سیاست ثبات جنبه بیرونی پول، به تورم و فشار بر تولید و بیکاری دامن زد. امری که نتیجه آن وابستگی بیشتر به واردات و در نتیجه تقاضای بیشتر ارز در زمان حاضر است. با این مقدمه به نظر میرسد در تفسیر قانون ذکر شده، باید چرخشی از حفظ ارزش بیرونی به ارزش داخلی پول صورت میگرفت. حال در شرایط فعلی چه پیشنهادی برای تعادل در بازار ارز میتوان ارائه کرد؟ پاسخ به این پرسش به افق پیش روی تصمیمگیران بستگی دارد. آنچه مسلم است این است که با توجه به محدودیتهای پیش آمده در جریان عرضه، استفاده از منابع برای کنترل تقاضا باید با توجه به چشمانداز آنها صورت گیرد. برای عدم تعادلها، یک پیشنهاد خوب ارائه شده، یکسانسازی نرخ و در کنار آن پرداخت یارانه به کالاها ضروری است. همچنین افزایش نرخ ارز به خودی خود قدری از بار تقاضا، خصوصا برای کالاهای غیرضروری، کاسته و خواهد کاست. در زمینه محدودیتها بر کنترل مبادلات ارزی نیز راهکارهای قابل تاملی در زمینه مبادلات بدون ارز ارائه شده است. اما باید اذعان کرد که این روشها، با وجود بعضی اثرات مثبت در تراز پرداختها و کاهش تقاضای ارز، نسبت به مساله فعلی یک راهحل کوتاهمدت محسوب میشوند و همچنان یک سوال باقی است: چشمانداز آتی نسبت به جریان ورودی منابع به چه صورت است؟ مسالهای اساسی که همه تصمیمگیریها باید در پرتو آن دیده شود.