۵- اظهارات طرف موافق در مرحله پاسخگویی
پروفسور برد دیلانگ<br>من در موارد زیر با لوئیجی زینگالس موافقم. اولا اینکه اقتصاددانان با تئوریهای کینزی موافق نیستند. دوم این که هیچ توافقی بین اقتصاددانان در این مورد که سیاستهای کینزی توانایی حل بحران فعلی را دارد وجود ندارد.اما این ادعای زینگالس که «کینزینیسم قلب و ذهن مردم و سیاستمداران را تسخیر کرده است» را نمیتوانم بپذیرم. این ادعا به هیچ وجه درست نیست.
پروفسور برد دیلانگ
من در موارد زیر با لوئیجی زینگالس موافقم. اولا اینکه اقتصاددانان با تئوریهای کینزی موافق نیستند. دوم این که هیچ توافقی بین اقتصاددانان در این مورد که سیاستهای کینزی توانایی حل بحران فعلی را دارد وجود ندارد.اما این ادعای زینگالس که «کینزینیسم قلب و ذهن مردم و سیاستمداران را تسخیر کرده است» را نمیتوانم بپذیرم. این ادعا به هیچ وجه درست نیست. اگر جان مککین در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شده بود، الان تمام جمهوریخواهان عضو سنا و کنگره و هوادارانشان، طرفدار سیاستهای کینزی شده بودند و مشاوران اقتصادی مککین از جمله مارک زندی، داگ هولتز ایکین و کوینهاست مقدمات ارائه طرحی برای کاهش شدید مالیاتها به منظور تحریک اقتصاد را میچیدند. اما حال که مککین پیروز نشده است جمهوریخواهان و هوادارانشان یک نهضت ضد کینز به راهانداختهاند. میتوان گفت جمهوریخواهان تنها زمانی که قدرت را در دست داشته باشند و واقعا مجبور باشند که اوضاع را سر و سامان دهند، طرفدار سیاستهای کینزی میشوند.
اما من در یک مورد دیگر هم با پروفسور زینگالس مخالفم و در یک مورد هم میخواهم مطلبی را بیان کنم.
من معتقدم که برای عبور از بحران فعلی مجبوریم از تجویزات کینزی پیروی کنیم. اجازه دهید توضیح دهم. بحران در ۶ مرحله ایجاد شد که میتوان به صورت زیر این مراحل را نشان داد:
۱. کسانی که در اوراق بهادار رهنی سرمایهگذاری کرده بودند ۲تریلیون دلار را به خاطر افراط در سرمایهگذاری در وامهای رهنی از دست دادند.
۲. کسانی که با ترکیب وامهای رهنی ابزار مالی جدید ایجاد میکردند ریسک وامهای رهنی را بین کل پسانداز کنندگان توزیع نکردند.
۳. در نتیجه بخش عمده این دوتریلیون دلار ضرر را موسسات بزرگ فعال در والاستریت متقبل شدند.
۴. در واکنش به این ضررها، اطمینان در موسسات واسطه مالی و بنابراین تحمل ریسک بخش خصوصی کاهش یافت. دوتریلیون دلار ضرری که در بازار وامهای رهنی ایجاد شده است باعث شد که جذابیت داراییهای پر ریسک کاهش یابد و بنابراین ارزش جهانی داراییهای مالی ۳۰تریلیون دلار کاهش یابد و اکثر موسسات مالی بزرگ از پرداخت بدهیهایشان قاصر شوند.
۵. در حال حاضر کسب و کارها نمیتوانند گسترش یابند، زیرا کسب منابع مالی آسان نیست و توسعه بنگاهها توجیه اقتصادی نخواهد داشت. بسیاری از کسب و کارها نیز از فعالیتهایشان میکاهند.
۶. بنابراین اشتغال کاهش مییابد.
پروفسور زینگالس میگوید که افزایش مخارج دولت و مالیاتها ربطی به نکات ۱ تا ۵ ندارد و این که برای حل مشکلات در بخش بانکی «مشکلات بخش بانکی باید حل شوند». او ۱۰۰درصد درست میگوید. سیاستهای کینزی مستقیما در موارد ۱ تا ۵ چیزی برای گفتن ندارند.
اما نکته مهم این است که میتوانیم صدمههایی که موارد یک تا پنج به دیگر بخشهای اقتصاد وارد میکنند را از طریق برطرف کردن مورد ششم کاهش دهیم. هیچ دلیلی وجود ندارد که زمانی که بخش بانکی دچار مشکل است نتوانیم برای بیکاران شغل ایجاد کنیم. دلیلی وجود ندارد که میلیونها نفر در آمریکا و دهها میلیون نفر در سرتاسر جهان در طول دو سال آینده بیکار و بدون درآمد باقی بمانند. مسالهای که مورد ششم دامن زده است این است که بانکها نمیتوانند و نخواهند توانست در دو سال آینده به شرکتهایی که اگر توسعه یابند میتوانند اشتغال را افزایش دهند، وام دهند. با این حال همه مشتاق هستند که به دولت ایالات متحده قرض بدهد. بنابراین عاقلانه است که به مردم اجازه دهیم که به دولت قرض بدهند. دولت ایالات متحده باید پولی را که بانکها صرف وام دادن به شرکتها نمیکنند، جذب کرده و از قدرت خریدش برای ایجاد شغل استفاده کند.
کینزینیسم همین است. این درست همان کاری است که باید انجام شود و در نهایت این همان چیزی است که هر کسی باید با انجام آن موافق باشد.