هایک در برابر برنانکی
محسن رنجبر
داگ فرنچ*<br> مترجم: محسن رنجبر <br>دولت فدرال در پاسخ به سقوط موسسات مالی، به طور بیسابقهای از قدرت خود استفاده کرده است.<br>
داگ فرنچ*
مترجم: محسن رنجبر
دولت فدرال در پاسخ به سقوط موسسات مالی، به طور بیسابقهای از قدرت خود استفاده کرده است.
از میان طرحهای نجات انجام گرفته از سوی فدرال رزرو، ضمانتهای صورت گرفته از طرف FDIS و دیگر کمکهای مستقیم، تقریبا به ۸ تریلیون دلار میرسد، که آنگونه که موسسه تحقیقاتی بیانکو (Bianco) اعلام کرده، بیش از ۳۰برابر هزینه طرح نجات S&L، پس از تعدیل تورمی میباشد.
اما مطبوعات اصلی فعال در حوزه مسائل مالی، به فدرال رزرو توصیه میکنند که فعالیت خود را بسیار بیشتر از میزان کنونی نماید. وینسنت راینهارت، از کارمندان سابق فدرال رزرو میگوید: ببینید، الان اصلا وقت آن نیست که فدرال رزرو، تا این اندازه معطل کند.
راینهارت، در دوره ریاست گریناسپن، مدیرمالی فدرال رزرو بود و هماکنون، برای موسسه American Enterprite کار میکند. کار بدانجا رسیده است که آقای راینهارت میگوید: به این خاطر که هماکنون در دورهای خطرناک قرار داریم، نیاز است که بانک مرکزی به طرزی جسورانه همه نوع سند، شامل داراییهای پرخطری مثل دیون بدهی وثیقهدار، اوراق قرضه غیر واسطهای پشتیبانی شده به وسیله وامهای مسکن و اوراق قرضه تجمیع شده با رتبه غیر سرمایهگذاری را به منظور فراهم آوردن نقدینگی در بازارها و افزایش قیمت اوراق بهادار، خریداری کند. اینها اسنادی هستند که بخش عمدهشان، در دوران سیاست انبساط پولی اتخاذ شده از سوی راینهارت و رییس سابق ایجاد شدهاند.
بن برنانکی، رییس فدرال رزرو در جمع «اتاق تجارت تگزاس» میگوید: گرچه سیاست نرخ بهرهای متداول، به خاطر آنکه نرخهای بهره اسمی نمیتوانند به کمتر از صفر تنزل یابند، با محدودیت مواجه است، اما دیگر ابزار فدرال رزرو، یعنی فراهم آوردن نقدینگی، همچنان تاثیرگذار میباشد. برنانکی به حاضران گفته است که فدرال رزرو میتواند برای بالا بردن قیمتها و کم کردن بازدهیها، اسناد قرضه بلندمدت و دیگر اوراق بهادار واسطهای را بخرد. چند روز پس از اینکه برنانکی این صحبتها را بیان کرد، فدرال رزرو، ۵میلیارد دلار از بدهیهای فنی، فردی و بانکهای فدرال وام مسکن را خریداری کرد.
البته این مقدار تزریق پول، سبب ایجاد اشتغال نشده است. اداره کار گزارش داده است که در ماه گذشته. ۵۳۳هزار نفر شغل خود را از دست دادهاند. اگر تعداد کارگران پارهوقتی که درپی شغل دائمی هستند و نیز، همه کسانی که در سال گذشته موفق به یافتن شغل نشدهاند را به آن تعدادی که در نرخ بیکاری رسمی لحاظ شدهاند، اضافه کنیم، نرخ بیکاری به ۵/۱۲درصد خواهد رسید که به گفته نیویورک تایمز، «بالاترین نرخ بیکاری از زمان آغاز محاسبات توسط دولت در سال ۱۹۹۴» است.
اما آنچه محل بحث است، این است که باید با سیاستهای فدرال رزرو و خزانهداری برخوردی صبورانه داشته باشیم. اثرگذاری سیاستهای پولی، به زمان نیاز دارد، اما مطمئن باشید که اشتباهات دهه ۱۹۳۰، دوباره تکرار نخواهند شد. گذشته از همه اینها، بارها به ما گفته شده است که بنبرنانکی، متخصص «رکود بزرگ» است. او میداند که برای اینکه دوباره چنین وضعیتی رخ ندهد، چه باید کرد. اما همانگونه که هایک (F.A. Hayek) در سخنرانی که با عنوان «تظاهر به دانش» در مراسم دریافت جایزه نوبل در سال ۱۹۷۴ ایراد کرد، تشریح نموده است، سیاستهای پولی و مالی، محصول نگرشی هستند که وی آن را «عالمانه» مینامد که در حقیقت، غیر علمی است، چرا که «عادات فکری را به طور مکانیکی و غیر انتقادی در حوزههایی به کار میگیرد که متفاوت از حوزهای هستند که در آن شکل گرفتهاند».
گرچه هایک، این سخنرانی سرنوشتساز که در کتاب تازه منتشر شده «سیستم پولی بازار آزاد» آمده است را ۳۴ سال پیش ارائه کرد، اما امروزه این اعتقاد وجود دارد که «میان سطح کل اشتغال و میزان تقاضای کل برای کالاها و خدمات، همبستگی مثبت سادهای وجود دارد. این امر منجر به این عقیده میشود که میتوان با حفظ مخارج پولی در یک سطح مناسب، دائما در سطح اشتغال کامل ماند».
لذا اگرچه برنانکی و هنک پائولسون و تیم گیتنر (Tim Geithner)، روسای فعلی و آینده خزانهداری، بر این گماناند که دادهها را سریع پردازش کرده، مشکل را تشخیص داده، سیاست پولی مناسب را طراحی کرده و مقادیر زیادی پول به اقتصاد تزریق خواهند کرد تا همه ما سرکار برویم و از این به بعد، زندگی شاد و خوبی داشته باشیم، اما در حقیقت این کار غیر ممکن میباشد. چنین طرحی شاید در علوم فیزیکی جوابگو باشد. اما همان طور که هایک شرح میدهد: «تقریبا هیچ وقت فرآیندهای پیچیدهای مثل عملکرد بازار که به عملکرد افراد بسیاری وابسته بوده و تحت تاثیر شرایط مختلفی میباشند که همگی در تعیین نتیجه فرآیندها نقش دارند، کاملا شناخته شده یا قابل اندازهگیری نخواهند بود.»
روسای فرزانه فدرال رزرو و خزانهداری، تنها عواملی را در نظر میگیرند که میتوانند از لحاظ کمی اندازهگیری شوند و آنهایی که این امکان برایشان فراهم نیست را نادیده میگیرند. لذا «آنها متعاقبا به این خیال میمانند که فاکتورهایی که قابل اندازهگیریاند، تنها فاکتورهای مرتبط هستند».
هایک در ۱۹۷۴ گفته بود که هیچ کس به تنهایی از همه عواملی که قیمتها و دستمزدها را در بازار تعیین میکنند، آگاه نیست، اما از آن جا که سیاستگذارها فکر میکنند از این عوامل آگاهی دارند، «تقریبا تنها بر پدیدههایی که از لحاظ کمی قابل اندازهگیریاند، متمرکز گردیدهاند و در نتیجه سیاستهایی را اتخاذ کردهاند که اوضاع را خرابتر کرده است». از آن زمان تا به حال همه این گفتهها صادقند و هیچ چیز تغییر نکرده است.
برنانکی و همکارانش با بزرگ کردن و کمک بیحساب به شرکتهایی که در کارکرد خود اختلال دارند، اوضاع را بدتر میکنند. نتیجه کار آنها، نه کاهش بیکاری، که افزایش آن خواهد بود. اما برنانکی که اعتقاد دارد خیلی هم کند نیست، آن قدر خودپسند و مغرور است که فکر میکند میتواند حجم پول را زیادتر کرده، همه مشکلات را برطرف ساخته و ترازنامه فدرال رزرو را دوباره به حالت نرمال بازگرداند. شاید اعضای «اتاق تجارت» حرفهای او را باور میکردند، وقتی که میگفت: «برای آن که در بلندمدت از بروز تورم جلوگیری شده و امکان بازگشت نرخهای بهره کوتاه مدت به سطوح عادی خود فراهم شود، میبایست ترازنامه فدرال رزرو را دست آخر به سطح پایدارتری بازگرداند و FOMC**تضمین خواهد کرد که این امر، به روشی مناسب انجام خواهد شد». مردان پولی دولت، درگیر چیزی شدهاند که هایک آن را «غرور کشنده» مینامید. یعنی فکر میکنند که از دانش لازم برای تثبیت اقتصاد و برنامهریزی برای آن برخوردارند.
آنها تنها میتوانند اوضاع را بدتر کنند و البته این کار را خواهند کرد.
*معاون اجرایی انستیتو لودویگ فون میزس و نویسنده همکار مجله Liberty Watch است. وی جایزه موری روتبارد را از مرکز مطالعات لیبرتارین دریافت نموده است.
** FOMC: Federal Open Markee Committee کمیته فدرال بازار باز