بازارها به زمان احتیاج دارند، نه دخالت
رابرت پی. مورفی*<br> مجید روئین پرویزی<br>اخیرا مقالهای در صفحه اول وال استریت ژورنال چاپ شده بود که به «ورشکستگی تفکر رایج اقتصاد کلان» میپرداخت. سخنان بیمورد در این مقاله به حدی فراوان بودند که تنها راه مناسب نقد آن را واکاوی گامبهگاماش دیدم:
رابرت پی. مورفی*
مجید روئین پرویزی
اخیرا مقالهای در صفحه اول وال استریت ژورنال چاپ شده بود که به «ورشکستگی تفکر رایج اقتصاد کلان» میپرداخت. سخنان بیمورد در این مقاله به حدی فراوان بودند که تنها راه مناسب نقد آن را واکاوی گامبهگاماش دیدم: در این مقاله آمده: معامله گران سهام به محض آگاهی از داروی جدید فدرال رزرو، به اخبار متعدد ناامیدکننده از اوضاع اقتصادی توجهی نکرده و شاخص میانگین صنعتی داو جونز را بیش از ۱۰درصد بالا بردند.
بنده متوجه هستم که کار وال استریت ژورنال فروش روزنامه است و طبعا «دارو» نامیدن تزریقات فدرال رزرو تیتر اول جذابی از کار در خواهد آمد. ولی اگر بدانیم بحران کنونی ما خود نتیجه تزریقات ساختگی اعتبار است، دیگر معلوم خواهد شد که این تزریق جدید نه دارو، بلکه زهر است. جالبتر آنکه همین مقاله چند سطر بعد ناگزیر اعتراف میکند. شاید همان کاهش نرخهای بهره توسط گرین اسپن سبب جهش قیمت بخش مسکن شده باشد. بهرحال، کاهش اخیر نرخها توسط فدرال رزرو نیز بیش از هر چیز بهنظر اقدامی نمادین میرسد، زیرا نرخ واقعی ذخایر فدرال رزرو (کاری به «نرخ هدفگذاری شده» نداریم) در حقیقت، حتی از مدتی قبل زیر یکدرصد بوده است (به شکل نگاه کنید):
به مقاله باز گردیم:
با گزارشهای جدید پیرامون اوضاع نابسامان اقتصادی، هفته گذشته احتمال کاهش بیشتر نرخها قوت گرفت. هیات مذاکرهکننده اعلام کرد شاخص ماهانه «اعتماد مصرفکننده» (Consumer Confidence) این اکتبر به عدد ۳۸ رسیده است، یعنی پایینترین میزان آن از زمان آغاز محاسبه اش توسط گروه تحقیقات کسب و کار نیویورک در ۱۹۶۷. اوضاع بازار مسکن نیز رو به وخامت نهاده. پیشتر، در تابستان، برخی نماگرهای بخش مسکن حکایت از کند شدن آهنگ کاهش قیمت مسکن داشتند. ولی شاخص S&P/Case-Shiller که برای قیمت بخش مسکن در ۲۰ شهر بزرگ محاسبه میشود، در آگوست امسال نسبت به سال قبل ۶/۱۶درصد کاهش یافت، که این هم در نوع خود رکوردی به حساب میآید. کاهش قیمتهای مسکن میتواند منجر به ایجاد چرخه کاهش قیمت در این بخش شود، که این خود زمینه را برای ضبط بیشتر املاک رهنی و ضرر و زیان وامهای مربوط نزد بانکها فراهم میآورد.درست است که مارپیچ قیمت مسکن محرک اصلی مشکلات فعلی ما است، ولی باز هم تکرار میکنم که فراموش نکنید، دلیل وضع آشفته کنونی ما جهش افسارگسیخته بخش مسکن بود. اینک همه قبول دارند که هجوم سبکسرانه سرمایهگذاران به بازار در حال صعود مسکن و افزایش غیرقابل باور قیمتها در این بخش متعاقب آن، به هیچ وجه اصولی نبود. اکنون باید پرسید از چه راه دیگری ممکن است اقتصاد بتواند به مسیر خود بازگردد اگر این داراییهایی که همگی معترفیم ارزششان در جریان جهش قیمت ساختگی بیش از حد بالا رفته است بخشی از ارزش خود را از دست ندهند؟ تلاشهای دولت برای بالا نگه داشتن قیمتهای مسکن تنها منجر به اتلاف میلیاردها دلار پول مالیاتدهندگان و کمک به تداوم نادیده گرفته شدن واقعیات خواهد شد.
مقاله مذکور، هرچند ناخواسته به این نکته اذعان میکند وقتی مینویسد:
«به عقیده برخی اقتصاددانان آخرین باری که فدرال رزرو نرخها را (به سطح یکدرصد) کاهش داد، در حقیقت با دامن زدن به تب وام گیری میان خانوارها و وال استریت بذر بحران اعتباری کنونی را پاشید. ولی گویا مقامات فدرال رزرو اکنون دیگر توجهی به این موضوع ندارند. بازارهای اعتباردهی به حدی متزلزل و دورنمای اقتصادی به حدی ناامیدکننده است که وقوع یک تب سفتهبازانه دیگر چندان دور بهنظر نمیرسد.»
چیزی که پاراگراف فوق نادیده میگیرد این است که اقتصاد کنونی نیاز دارد خود را از سرمایهگذاریهای نامناسب پیشین تطهیر سازد. منابع و نیروی کار پرشماری که به بخش مسکن (و سایر بخشهای رتبه بالا) وارد شدهاند باید از این بخش خارج شده و به سایر حوزههایی که میتوانند کارآتر عمل کنند، وارد گردند. در حالی که دولت هماکنون هر آنچه در توان دارد به کار گرفته تا مانع از تحقق این تعدیل سازگار با واقعیات اقتصادی شود. آلنگریناسپن جهشی مهار نشدنی ایجاد کرد و حال برنانکی اجازه نمیدهد که این جهش دوره اصلاح خود را بگذراند.
بله و اما اکنون به قسمت مورد علاقه من در مقاله وال استریت ژورنال میرسیم. این را داشته باشید:
اقتصاد آمریکا حتی طبق معیارهای مورد پسند فدرال رزرو هنوز از وضعیت «انقباض قیمتی» فاصله بسیاری دارد. اما برخی مقامات فدرال رزرو نسبت به خطر کاهش بیش ازحد تورم هشدار دادهاند.
جنت یلن (Janet yellen) رییس شعبه سان فرانسیسکوی بانک مرکزی در سخنرانی در اوایل ماه حاضر گفته است: «برخی موسسات برجسته پیش بینی اقتصادی هماکنون نگران آنند که در خلال سالهای آتی نرخ تورم ممکن است بیش از آنچه که با «ثبات قیمتها» سازگار باشد کاهش یابد.
برای آنکه شما راحتتر باشید من اظهارات یلن را با فونت برجسته نگاشتهام. هیچ نظر دیگری ندارم، جز اینکه بگویم: لطفا یکبار دیگر نقل قول بالا را خوانده و اجازه دهید خوب برایتان جا بیفتد. براستی اورول را رو سفید کردهاند. (جورج اورول، نویسنده انگلیسی و خالق دو اثر ماندگار مرزعه حیوانات و ۱۹۸۴، که در آنها با چیره دستی ماهیت نظامهای کمونیستی و دولتهای تمامیت خواه را به چالش میکشد - م.)
بنده زحمت نقل قولهای بیشتر را به خود نمیدهم، اما مابقی این مقاله به مقایسه وضعیت کنونی آمریکا با وضعیت ژاپن در دهه ۹۰ میپردازد. احتیاج به گفتن نیست که نباید انتظار داشته باشید نویسنده مقاله ما به چنین نتیجهای رسیده باشد: «اهم! خوب، بله! بانک مرکزی ژاپن سیاست نرخهای بهره بسیار پایین و رشد عظیمترازنامه اش را به اجرا گذاشت، با این حال اقتصاد ژاپن یک دهه را در رکود گذراند. پس بهتر است بانک مرکزی ما (فدرال رزرو) بهدنبال چنین سیاستهایی نرود.»
تنها نکته وحشتناک بحران کنونی این است که هیچ کس نمیداند هر روز که میگذرد فکر چه طرح دیوانه واری ممکن است به سر دولت بزند. کل نکته این است که در خلال جهش بخش مسکن منابع اقتصاد در جای نادرستی به کار گرفته شدند و حال اقتصاد به زمان نیاز دارد تا خود را اصلاح نماید. هیچ راه فراری از این فرآیند نیست. دولت هرچه زودتر خود را کنار بکشد، اقتصاد نیز زودتر رو به بهبودی خواهد رفت. معلوم نیست چرا رسانه طرفدار «بازار آزاد»ی چون وال استریت ژورنال رو به توصیه سیاستهای تزریقی کینزی آورده است - که به اعتراف مقاله خود این روزنامه - به ژاپن کمکی نکرد و در حقیقت عامل ایجاد جهش بخش مسکن نیز همین سیاست است.
*رابرت مورفی نویسنده وبلاگ Free Advice و مولف کتاب «راهنما از نظر سیاسی نادرست سرمایهداری» است.