حماقتهای گریناسپن
یونس احمدی
نویسنده: دین بیکر<br> مترجم: یونس احمدی<br>سرانجام آلن گریناسپن (رییس سابق بانک مرکزی آمریکا. م) به این موضوع اعتراف کرد که در جریان اعطای ۸تریلیون دلار وام مسکن بدون نظارت، اشتباهاتی را مرتکب شده است.
نویسنده: دین بیکر
مترجم: یونس احمدی
سرانجام آلن گریناسپن (رییس سابق بانک مرکزی آمریکا. م) به این موضوع اعتراف کرد که در جریان اعطای ۸تریلیون دلار وام مسکن بدون نظارت، اشتباهاتی را مرتکب شده است. هر چند که بایستی از اعتراف گریناسپن استقبال کرد اما تحلیلگران به سرعت گریناسپن را همچون زندانی ایدئولوژی بازار آزاد توصیف کرده و ریشه بحران کنونی را در ماهیت اقتصاد آزاد بیمهار یافتند. این توصیفی سخاوتمندانه برای گریناسپن و موقعیت اقتصادی کنونی جهان میباشد.
در ابتدا باید گفت تا جایی که گریناسپن با چشم پوشی بر حقیقت موقعیت اقتصادی رفتار کرده است (یا نکرده است)، نشان از این است که چشم خود را بر توصیههای آین رند (Ayn Rand - فیلسوف طرفدار بازار آزاد و اصالت فردی استاد و دوست سابق گرین اسپن) نیز بسته بوده است و نه این که از او حمایت کرده باشد.
بانکهای Bear Stearns, Goldman Sachs, Citigroup و بقیه بانکهای بزرگ آمریکا به وسیله مغزهای اقتصادی Ivy League (مجموعهای از دانشگاههای معروف در شمال آمریکا نظیر هاروارد، ییل و ... . م) اداره میشود. این افراد سخت کوش، بلند پرواز و دارای هوش بالایی بودند که میخواستند پول زیادی درآورند.
هیات رییسه این بانکها بر تپههایی از پول نشسته بودند که به واسطه فعالیت در این بانکهای بزرگ فراهم شده بود. آنها میدانستند در صورتیکه با موجودی این بانکها دست به ریسک بزنند، میتوانند سود سرشاری نصیب خود کنند.
هیات رییسه این بانکها میتوانستند دست به قمار بزنند. اگر موفق به تسویه نهایی حسابهای خود میشدند، سود سالانه چند میلیون دلاری در کنار انواع پاداشها نصیبشان میشد و در غیر این صورت میتوانستند با قیمت مسکن راکاهش دهند که این به معنی ورشکستگی بانکهایBear Stearns، Lehman و غیره بود.
آینرند برای این موقعیت چه پیشبینی کرده بود؟ در یک طرف هیات رییسه حرفهای قرار دارد و در دیگر سو سهامداران ساده بانکها قرار داشتند. آیا پیشبینی رند این بود که هیات رییسههای بانکها شهوت کسب موفقیت، طمع و جاهطلبی خود را به کناری نهاده و به فکر سود سهامداران کوچک بانکها بودند که چیز درستی از معاملات دو طرفه ضمانتی سر در نمیآوردند؟
رند دریافته بود که بورسبازان قوی و زیرک وال استریت به طرز غیر قابل ملاحظهای از پول سهامداران برای اهداف خود سود میبرند و آنها را به ادامه روند سرمایهگذاری خود در بورس تشویق میکنند. اگر گریناسپن فکر نمیکرد که ممکن است کارگزاران والاستریت برای هر پنی از سود سهامداران نقشه بکشند، پس نمیتوان او را یکی از شاگردان لایق آین رند به حساب آورد.
تا زمانیکه داستان جنون بازار در آغاز خود بود همه چیز تقریبا رو به راه بود. مردم پولهای خود را بنا بر این دکترین پذیرفته شده که «بانک بزرگتر از آن است که سقوط کند» در اختیار بانک قرار میدادند و بدین ترتیب بانکها حجم زیادی از سرمایه را در اختیار میگرفتند. به عبارت دیگر مردم پولهای خود را در اختیار Bear Stearns، Lehman، AIG و Goldman قرار میدادند و به این امید بودند که پولهایشان در امان است؛ چرا که دولت در صورت رفتار اشتباه از طرف مدیران، امنیت پولهایشان را تضمین میکند.
به استثنای بانک Lehman Brothers ، این افراد درست فکر میکردند. کارگزاران وال استریت نه تنها روی پول سهامداران خود قمار میکردند بلکه بر روی چتر حمایتی دولت نیز حساب کرده بودند. به عبارت دیگر آنها بر روی پول مالیات دهندگان نیز قمار میکردند.
مساله مهم این است که کارگزاران والاستریت حاضر به تن دادن به قواعد بازار آزاد نبوده و نیستند آنها فقط میخواهند تا بر روی پول سهامداران و مالیاتدهندگان ریسکهای بزرگی کنند. این مطالب نشان نمیدهد که ما در تجارت خود خواهان بازار آزاد واقعی هستیم و حتی درک درستی از بازار آزاد نیز بهدست نمیدهد. اما بهطور واضحی ثابت میکند که کارگزاران والاستریت، کسانی که این فاجعه را پدید آوردهاند، هیچ علاقهای به بازار آزاد ندارند. آنها با پشت گرمی چتر حمایتهای دولتی در واقع تنها پولی برای حق بیمه پرداخت نمیکنند، بلکه ریسک کاری خود را هم پایین میآورند.
با توجه به این مساله بسیار سخاوتمندانه خواهد بود اگر این کارگزاران و حامیاصلی شان آلن گریناسپن را ایدئولوگهای بازار آزاد بنامیم.