آیا تحول نفتی دیگری در پیش رو داریم؟
ملاله حبیبی
منبع: اکونومیست <br> مترجم: ملاله حبیبی<br>اشاره: تحلیلگر اکونومیست در متن پیشرو مدعی است که شرایط اقتصادی جهان به نفع ثبات یا کاهش قیمت نفت است، اما شرایط سیاسی و استراتژیک به نفع افزایش قیمت نفت است؛ یکی از مهمترین این شرایط سیاسی، تصمیم ایران در مورد عرضه نفت و امنیت تنگه هرمز است.
منبع: اکونومیست
مترجم: ملاله حبیبی
اشاره: تحلیلگر اکونومیست در متن پیشرو مدعی است که شرایط اقتصادی جهان به نفع ثبات یا کاهش قیمت نفت است، اما شرایط سیاسی و استراتژیک به نفع افزایش قیمت نفت است؛ یکی از مهمترین این شرایط سیاسی، تصمیم ایران در مورد عرضه نفت و امنیت تنگه هرمز است. اگر قرار بر افزایش قیمت نفت باشد، اروپا قطعا ضربات سنگین خواهد خورد و آمریکا نیز گرچه راههایی برای دفع شدت این ضربه دارد، اما این راهحلها، راهحلهای بیخطری نیستند. شرح مطلب را در ادامه میخوانیم.
در ۴ سال اخیر نوسان عمده قیمت نفت، جهان اقتصاد را زیر و رو کرد. در سال ۲۰۰۸ و قبل از رکود اقتصادی قیمت هر بشکه نفت خام برنت به ۱۴۷ دلار رسید و باعث تضعیف رشد جهانی اقتصاد شد. سال گذشته اخلال و فروپاشی ذخایر نفت لیبی قیمت را به
بشکهای ۱۲۷ دلار رساند و این موضوع روند بهبود اقتصاد آمریکا را از حرکت بازداشت. با نفتی که دوباره به بشکه ای بالای۱۲۰ دلار رسیده است و بالا رفتن تنشها با ایران، نگرانیها دوباره ظهور کرده اند. آیا شوک نفتی دیگری دنیای اقتصاد را زیر و رو خواهد کرد؟ با در نظر گرفتن شرایط کنونی جواب «نه» است. قیمت نفت خام دوباره به حالت اول برخواهد گشت، اما سطح قیمت نفت نسبت به نرخ رشد آن تاثیر کمتری بر رشد جهانی خواهد داشت. به خصوص که نرخ رشد آن تاکنون نسبتا کم بوده است. قیمت یک بشکه نفت خام حدود ۱۵درصد بیشتر از قیمت آن در شروع سال میلادی بوده است. در ۳ ماه اول سال ۲۰۱۱ قیمت نفت تقریبا ۳۵درصد نوسان داشته است. این افزایشها فقط نتیجه مشکلات موجود یا مشکلات احتمالی در مورد ذخایر نبوده است. در حقیقت پایین آمدن میزان استخراج باعث افزایش قیمت شده است. ذخایر کشورهای نفتخیز هماکنون در سطح پایینی هستند که این وضعیت ۵ سال به طول خواهد انجامید و عربستان سعودی، تنها تولیدکننده عضو اُپک با ظرفیت بالای استخراج اضافه، در حال استخراج نفت با رکوردی بی سابقه است، اما بخشی از افزایشهای اخیر در ارتباط با تقاضاها است.
دنیای اقتصاد نسبت به شروع سال و با از بین رفتن احتمال وقوع فاجعه مربوط به یورو و قوی تر شدن روند بهبود اقتصاد آمریکا، با ثبات تر به نظر می رسد. همچنین خوش بینیها در مورد رشد جهانی که قیمت سهام را بالا برده است باعث ثابت ماندن قیمت نفت شده است. اما همه اینها دلیلی برای آسودگی خاطر نیست. افزایش نگرانیها در مورد ذخایر خطر آشکاری را در پی دارد. به ویژه اگر روابط با ایران به حدی از تنش برسد که این کشور تصمیم به بستن تنگه هرمز بگیرد. حتی اگر ارتش آمریکا اطمینان دهد که چنین اقدامی خیلی دوام نخواهد آورد، این امر تاثیرات منفی بزرگی در پی خواهد داشت: قیمت نفت در ابتدای اولین جنگ خلیج فارس ۸۰درصد بالا رفت. قیمت ۲۰۰ دلاری نفت دلیلی دیگر برای آمریکا است تا اسرائیل را از حمله بازدارد. دلیل دوم این است که سیاستگذاران اقتصادی حتی نسبت به افزایش قیمت نسبتا کم هم واکنشهای شدیدی را نشان دادهاند. بانک مرکزی اروپا (ECB) در مقایسه با دیگر بانکهای مرکزی نسبت به تاثیر قیمت بالاتر نفت بر تورم نگرانیهای بیشتری را بروز میدهد. زیرا میزان دستمزد بیشتر در اروپا به طور خودکار بیان کننده تورم است. سال گذشته بانک مرکزی اروپا در پاسخ به نفت گرانتر نرخ سود را افزایش داد که این موضوع هیچ کمکی به وضعیت اقتصادی ضعیف اروپا نکرد. با کاهش تولید در منطقه اروپا، امکان اینکه بانک مرکزی اروپا این اشتباه را تکرار کند کم است. اما خطر دیگر این است که افزایش قیمت نفت، بانک مرکزی اروپا را از تسهیل نمودن سیاستهای مالی باز دارد. این موضوع هم یک اشتباه خواهد بود.
تورم نسبت به رکود اقتصادی خطر کمتری خواهد داشت زیرا ضعیف ترین اقتصادهای منطقه اروپا آنهایی هستند که بیشترین وابستگی را به انرژی وارداتی دارند. عکسالعمل درست اروپا به گران شدن نفت، فقط پول ارزانتر نیست بلکه باید سختگیریهای مالی نرم تری هم اعمال شود. افزایش قیمت نفت در بازارهای نوظهور، خطر کمتری در سالهای اخیر بر تورم داشته اند. زیرا اقتصاد آنها و همچنین قیمت غذا، که بخش بیشتر تورم را شامل می شود، ثابت بوده است. اما نفت گرانتر بر کشورهای واردکننده نفت که هنوز در حال تثبیت کردن قیمت تولیدات هستند خطری جدی را تحمیل می کند. برای مثال هند که کسری بودجه بالایی دارد برای نفت سفید و دیزل یارانه در نظر گرفته است. این کشور در جواب افزایش قیمت نفت باید در مقابل وسوسه بالا بردن این یارانهها مقاومت کند و به جای پایین آوردن کسری بودجه مالی، باید جرات آن را بیابد که یارانه سوخت را در بودجهبندی ۱۶ مارس کم نماید.
هر چند اقتصاد رو به رشد آمریکا بهتر می تواند قیمت بالای سوخت را پشت سر بگذارد، اما با وجود زمان انتخابات و سیاستهای خاص مربوط به این دوره این کشور مجبور به اعمال فشار علیه قیمت بالای بنزین است. یک جواب نابجا به چنین شرایطی در اقتصاد کشوری که در حال حاضر مالیات سوخت آن خیلی بالا است، کاهش موقت مالیات بنزین است. (بهتر آن است که از موقعیت بعدی سقوط قیمتها به عنوان فرصتی برای بالا بردن مالیات استفاده شود.) و ایده خطرناکتر این است که پیش از موعد مقرر ذخایر استراتژیک نفتی کشور را به منظور کم کردن قیمتها مورد بهرهبرداری قرار دهیم. باراک اوباما تابستان گذشته چنین نمود. اگر قیمت بنزین باز هم بالا رود بدون شک وی دوباره قانع خواهد شد که چنین عمل نماید. البته، چنین تصمیمی خیلی جسورانه خواهد بود. جلوگیری از یک شوک نفتی دیگر در سال ۲۰۱۲ بستگی به حفظ خونسردی آمریکا، چه در داخل مرزهایش و چه در خارج آنها دارد.