از «علم اقتصاد اسلامی»- علم چیست؟

ابطال‌گرایی

شماره روزنامه: ۲۶۰۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۴۱۴۰۰ اندیشه-اقتصاد

محسن رنجبر<br> بخش چهارم<br>پیش‌تر گفتیم که برای کنکاش در معنای «علم اقتصاد اسلامی» نخست باید دید که از واژه «علم» چه معنایی مراد است. در این ارتباط، پس از مروری کوتاه بر مفهوم علم به معنای جدید کلمه، دید‌گاه استقرا‌‌گراها درباره چیستی علم را بیان کردیم و حال نگاهی به دید‌گاه ابطال‌گرا‌ها می‌اندازیم.

محسن رنجبر

بخش چهارم

پیش‌تر گفتیم که برای کنکاش در معنای «علم اقتصاد اسلامی» نخست باید دید که از واژه «علم» چه معنایی مراد است. در این ارتباط، پس از مروری کوتاه بر مفهوم علم به معنای جدید کلمه، دید‌گاه استقرا‌‌گراها درباره چیستی علم را بیان کردیم و حال نگاهی به دید‌گاه ابطال‌گرا‌ها می‌اندازیم. ابطال‌گرایان علم را مجموعه‌ای از فرضیه‌هایی می‌پندارند که موقتا به منظور توصیف یا تبیین دقیق رفتار چهره‌ای از جهان پیشنهاد شده‌اند. اما از نگاه آنها همه قوانین علمی چنین‌اند که در صورت وقوع بعضی حوادث باطل می‌شوند. به تعبیر دیگر هر مدعی قانونی باید نشان دهد که در چه صورت دست از سخن خود خواهد کشید. ابطال‌گرا‌ها یک قانون یا نظریه را تنها در صورتی اخباری می‌دانند که مجموعه‌ای از گزاره‌های مشاهدتی منطقا ممکن را به لحاظ تجربی ناممکن اعلام کند. ابطال‌نا‌پذیری، چه حسن باشد و چه عیب، به هر حال موجب غیرعلمی شدن سخن است. ابطال‌گرایان به سهولت می‌پذیرند که مشاهده توسط نظریه هدایت می‌شود و آن را پیش‌فرض می‌کند. از نگاه آنها در علوم به جای ادراکات حسی، مشاهده است که نقش تعیین‌کننده را بازی می‌کند، اما مشاهده جریانی است که ما در آن نقشی بسیار فعال داریم. همچنین این موضوع را که صدق یا صدق احتمالی نظریه‌ها را می‌توان در پرتو شواهد مشاهدتی تصدیق کرد، با خرسندی وا‌می‌نهند. نظریه‌ها به منزله حدسیات یا گمان‌های نظری و موقتی تلقی می‌شوند که ذهن انسان آنها را آزادانه خلق می‌کند تا بر مشکلاتی که نظریه‌های قبلی با آن مواجه شده بودند، فائق آید و تبیین مناسبی از رفتار بعضی جوانب جهان خارج به دست دهد. حدس‌های نظری همین که به اقتراح پیشنهاد می‌شوند، به دقت و بدون شفقت به‌وسیله آزمایش و مشاهده مورد آزمون قرار می‌گیرند. نظریه‌هایی که از عهد‌ه آزمون‌های مشاهدتی و آزمایشی برنیایند، باید حذف شوند و حدس‌های نظری دیگری جایگزین آنها گردند که باید تحت نقادی و آزمون‌های سخت‌تر و خطرخیزتر قرار گیرند. علم با آزمون و خطا یا به بیان دیگر با حدس‌ها و ابطال‌ها پیشرفت‌ می‌کند. هرگز نمی‌توان گفت که فلان نظریه صادق است. تنها می‌توان امیدوار بود که در میان نظریه‌های موجود بهترین باشد و از آنچه پیش‌تر وجود داشته، بهتر باشد. هدف دانشمندان کشف قطعیت مطلق نیست، بلکه کشف تئوری‌های هر چه بهتری است که بتوان آنها را تحت امتحانات هرچه سخت‌تر قرار داد (تا به پرده‌برداری از تجارب نوین‌تر منتهی شود) و معنی تمام این حرف‌ها آن است که تئوری‌های ما باید ابطال‌پذیر باشند.۱

درجه ابطال‌پذیری، وضوح، دقت

در نگاه ابطال‌گرایان هرچه نظریه‌ای ابطال‌پذیرتر باشد، بهتر است. هر اندازه مدعای نظریه‌ای بیشتر باشد، امکان بیشتری در اختیار ما می‌نهد تا نشان دهیم که جهان در واقع آن گونه که نظریه می‌گوید، رفتار نمی‌کند. نظریه بسیار مطلوب آن است که در برگیرنده بیشترین اطلاعات درباره عالم طبیعت و در نتیجه بسیار ابطال‌پذیر باشد و هرگاه به بوته آزمایش برده شود، ابطال نگردد. به این دلیل منطقی که استنتاج قوانین و نظریه‌های جهان‌شمول از گزاره‌های مشاهدتی، غیرممکن، ولی استنتاج کذب آنها ممکن است، ابطال‌ها به نقاط عطف مهم، دستاوردهای برجسته و نقاط عمده پیشرفت علم بدل می‌شوند.

آزمایش‌پذیری هر تئوری پابه‌پای درجه کلیت و درجه یقین یا دقت آن افزایش می‌یابد. متناسب با درجه کلیت تئوری، دامنه حوادث قابل پیش‌بینی توسط تئوری افزایش می‌یابد بنابراین قلمرو ابطال‌های ممکن نیز وسیع‌تر می‌شود. هر تئوری که آسان‌تر ابطال شود، آزمایش‌پذیرتر است. در مورد درجه یقین یا دقت نیز وضعی مشابه وجود دارد. قضایای دقیق را آسان‌تر از قضایای مبهم می‌توان ابطال کرد؛ بنابراین قضیه دقیق بهتر آزمایش می‌پذیرد.

پرسشی که در این میان به ذهن می‌رسد، آن است که آیا تاکید بر این امر که علم با مسائل آغاز می‌شود، به این معنا نیست که علم در نگاه ابطال‌گرایان نیز از مشاهدات آغاز می‌شود، همان‌گونه که برای استقراءگرایان سطحی چنین بود؟ برخی استدلال می‌کنند که جواب این سوال منفی است. مشاهدات مساله‌آفرین تنها در پرتو نظریه مساله‌آفرین هستند. این ادعا که علم با مسائل آغاز می‌شود، کاملا با تقدم نظریه‌ها بر مشاهدات و گزاره‌های مشاهدتی سازگاری دارد. علم با مشاهدات محض آغاز نمی‌شود. نقش فرضیه‌ها در علوم درست همین است که میدان کاوش را روشن کنند. فرضیه‌ها جهان‌بینی علمی هر زمان را می‌سازند و به کاوشگران زاویه دید می‌دهند و برای آنان چارچوب تحقیق معلوم می‌کنند و کاوش‌های آنان را رهبری می‌کنند.

گذشته از همه اینها خود پوپر صراحتا منکر منطق استقرایی در علوم تجربی است و استنتاج تئوری‌ها از گزاره‌های شخصی و مشاهدات تجربی را منطقا غیرممکن می‌داند. از نظر او تئوری‌ها هیچ‌گاه اثبات تجربی نمی‌شوند. پوپر اعتقاد دارد که در هر مشاهده همیشه وجود نظامی موجود از توقعات مفروض است. بشریت در هر نقطه از تکامل پیشا‌علمی یا علمی خود در مرکز چیزی به سر می‌برد که او آن را افق توقعات می‌خواند و منظور از آن مجموعه همه توقعات انسان است، چه آگاهانه باشد و چه نا‌آگاهانه و چه صریحا به زبانی بیان شده باشد و چه نه. به گفته پوپر، از این رو علم آشکارا به صورت سیر مرمت‌های علمی افق‌های توقعات ما چهره می‌نماید و هرگز از هیچ شروع نمی‌کند. هیچ‌گاه نمی‌توان آن را آزاد از فرضیات تعریف کرد، زیرا در هر لحظه محتاج به افقی از توقعات است. علم امروز بر علم دیروز بنا شده و علم دیروز نیز بر علم روز قبل از آن. قدیمی‌ترین تئوری‌های علمی بر دوش افسانه‌های ما‌قبل علم بر پا شده‌اند و اینها نیز به نوبه خود بر فراز افق توقعاتی قدیمی‌تر.

ابطال‌گرایی پیشرفته

ابطال‌گرایان پیشرفته دریافته‌اند که ویژگی‌هایی که در بخش قبل برای فرضیه علمی برشمردیم، به تنهایی کافی نیستند. شرط دیگری که پیشرفت علم را در نظر دارد، این است که فرضیه جانشین باید ابطال‌پذیرتر از فرضیه قبل باشد و به ویژه بتواند پدیدار نوع جدیدی را که نظریه رقیب از آن غفلت کرده، پیش‌بینی کند. کمال مطلوب ابطال‌گرایان این است که بتوانند بگویند رشته‌ای از نظریه‌های متوالی که مبین تکامل تاریخی یک علم است، از نظریه‌های ابطال‌پذیر ساخته شده و هر یک از آنها ابطال‌پذیرتر از نظریه قبلی است.

پیشرفت‌های مهم علمی هنگامی حاصل می‌شود که حدس‌های متهورانه تایید شوند. خطا است که ابطال حدس‌های تهورآمیز و بسیار ابطال‌پذیر را موافق مهم پیشرفت علم محسوب کنیم. پیشرفت‌های مهم با تایید حدس‌های متهورانه یا ابطال حدس‌های محتاطانه مشخص می‌شوند. نوع اول، اخباری و دارای سهم بسزایی در معرفت علمی است؛ صرفا به این خاطر که به کشف چیزی منجر می‌شود که پیش‌تر یا شنیده نشده بود یا نامحتمل تصور می‌شد. ابطال حدس‌های احتیاط‌آمیز نیز اخباری است، چون معلوم می‌کند که آنچه به طور اطمینان‌بخشی صحیح به نظر می‌رسد، در واقع غلط بوده است. در برابر، ابطال‌ حدسی تهورآمیز یا تایید حدسی احتیاط‌آمیز درس‌آموزی کمی خواهد داشت.۲ ابطال‌گرایان پیشرفته نیز همچون اسلاف خود بر این باورند که نظریه‌ها را می‌توان ابطال و رد کرد، در صورتی که هرگز نمی‌توان صدق یا صدق احتمالی‌شان را نشان داد. از نگاه آنها نیز هدف علم، ابطال نظریه‌ها و جایگزین کردن نظریه‌های بهتر به جای آنها است؛ نظریه‌هایی که توانایی بیشتری در تحمل آزمون‌ها داشته باشند.

محدودیت‌های ابطال‌گرایی

ادعا‌های ابطال‌گرایان به سبب خطاپذیری گزاره‌های مشاهدتی و اتکای آنها بر نظریه، به شدت سست می‌شود. اگر گزاره‌های مشاهدتی صادق داشته باشیم، می‌توانیم کذب بعضی از گزاره‌های کلی را به طور منطقی از آنها استنتاج کنیم، در صورتی که نمی‌توان از آنها صدق گزاره‌های کلی را استنتاج کرد. این مطلبی تردیدناپذیر است و درعین حال مشروط به این فرض است که گزاره‌های مشاهدتی کاملا مطمئن در اختیار باشد، اما نکته این است که هیچ گزاره‌ مشاهدتی از چنین وثاقتی برخوردار نیست. تمام گزاره‌های مشاهدتی خطاپذیرند و از این رو اگر یک گزاره کلی یا مجموعه‌ای از گزاره‌های کلی که مقوم یک نظریه یا بخشی از آن هستند، با یک گزاره مشاهدتی تعارض پیدا کنند، این امکان وجود دارد که گزاره مشاهدتی غلط باشد. منطق هیچ‌گاه حکم نمی‌کند که در صورت تعارض نظریه با مشاهدات، همیشه نظریه را مردود بشناسیم. می‌توان گزاره مشاهدتی خطاپذیر را رد کرد و نظریه خطاپذیر معارض با آن را پذیرفت. از این رو ابطال قطعی و مستقیم نظریه‌ها غیرقابل حصول است. پوپر بر این باور است که گزاره‌های مشاهدتی خطاناپذیر به واسطه ادراکات حسی مستقیم حاصل نمی‌شوند. در دیدگاه او تمایز مهم بین گزاره‌های مشاهدتی عمومی، از یک سو و تجارب ادراکی خصوصی یکایک مشاهده‌گران از سوی دیگر نمودار می‌شود. هر گزاره مشاهدتی که به زبان عام صورت‌بندی شده باشد، آزمون‌پذیر خواهد بود و قابلیت جرح و نقد یا طرد و رد دارد. تجربه ادراکی هیچ فردی برای اثبات اعتبار گزاره‌های مشاهدتی کافی نیست. ممکن است مشاهده‌گری یک گزاره مشاهدتی را بر پایه ادراکی بپذیرد و با این حال آن گزاره مشاهدتی کاذب باشد. طبق موضع پوپری، گزاره‌های مشاهدتی که سازنده اساسی هستند و توانایی نظریه علمی نسبت به آنها ارزیابی می‌شود، خطاپذیرند. اما دقیقا همین مطلب که گزاره‌های مشاهدتی خطاپذیرند و پذیرش آنها فقط موقتی و قابل تعدیل و تجدیدنظر است، موضع ابطال‌گرایان را سست می‌کند. نظریه‌ها را نمی‌توان به طور قطعی ابطال کرد، چون ممکن است گزاره‌های مشاهدتی که سازنده و مقوم اساس ابطال‌اند، کذب‌شان در پرتو تحولات آینده آشکار شود. در این میان باید به پیچیدگی وضعیت‌های واقعی آزمون‌ها نیز توجه کرد. یک نظریه واقعی علمی، نه از یک گزاره منفرد که از مجموعه‌ای از گزاره‌های کلی تشکیل شده است. منطق نمی‌تواند ما را در تعیین مقدمه خطاآمیز یاری کند. ممکن است غلط بودن نظریه تحت آزمون یا یکی از فرض‌های کمکی یا بخشی از توصیف شرایط اولیه، علت پیش‌بینی نادرست باشد. با معطوف ساختن ابطال به بخش دیگری از شبکه پیچیده فرضیات، همواره می‌توان نظریه را از ابطال شدن مصون نگه‌ داشت.۳

پاورقی:

۱- علل بسیاری وجود دارند که سخنی را ابطال‌ناپذیر (و از این رو غیرعلمی) می‌کنند و از جمله آنها می‌توان این موارد را نام برد: ۱) توتولوژیک بودن (تکراری بودن سخن یا همان‌گویی). ۲) جمیع حالات ممکنه را فراگرفتن یا مشتمل بر حصر منطقی بودن. ۳) از بودن موجود خاصی سخن گفتن، بدون تعیین زمان و مکان مشخص. ۴) در مورد آینده نامعلوم نظر دادن. ۵) کیفی (غیرکمی) و مبهم سخن گفتن. ۶) از موجودات غیرمادی سخن گفتن. ۷) لوازم ضروری و ذاتی اشیا و افکار را برشمردن. ۸) قضایای جزئی و مثبت بیان کردن. ۹) مشتمل بر تناقض بودن. ۱۰) مشتمل بر الفاظی مانند شاید و احتمالا بودن که بر تردید دلالت می‌کنند. ۱۱) احکام مترتب بر وجود را بیان کردن. ۱۲) مشتمل بر الفاظی غیرقابل تجربه بودن.

۲- البته هر دو واژه بدیع و متهور به لحاظ تاریخی مفاهیمی نسبی هستند. آنچه در مرحله‌ای از تاریخ علم حدس تهورآمیز یا پیش‌بینی بدیع محسوب می‌شود، ضرورتا در مرحله بعدی چنین نخواهد بود.

۳- گذشته از اینها دلایلی تاریخی نیز در تایید نا‌توانی ابطال‌گرایی وجود دارد. واقعیت مشکل‌آفرین تاریخی برای ابطال‌گرایان این است که اگر دانشمندان بی‌کم و کاست از روش‌شناسی آنها تبعیت می‌کردند، نظریه‌هایی که عموما از بهترین نظریه‌های علمی محسوب می‌شوند، هرگز تحول نمی‌یافتند و در اولین مراحل کنار گذاشته می‌شدند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن