چین، منجی اروپا خواهد شد؟
امین گنجی<br> منبع: اکونومیست<br>انگار تنها باید اندکی زمان سپری میشد تا چین منادی راه نجات اروپا از بحران بدهیها معرفی شود. خبرها گزارش میدهند که نیکلا سارکوزی، رییسجمهور فرانسه، همتای چینی خود هوجینتائو را پس از رسیدن بحران به نقطه اوج خویش در ۲۷ اکتبر خطاب قرار داده است.
امین گنجی
منبع: اکونومیست
انگار تنها باید اندکی زمان سپری میشد تا چین منادی راه نجات اروپا از بحران بدهیها معرفی شود. خبرها گزارش میدهند که نیکلا سارکوزی، رییسجمهور فرانسه، همتای چینی خود هوجینتائو را پس از رسیدن بحران به نقطه اوج خویش در ۲۷ اکتبر خطاب قرار داده است. بهاوج رسیدن بحران در آن تاریخ به گمانهزنیهایی انجامید که بر اساس آنها، چین قادر است مقادیر قابل توجهی پول به کشورهای مقروض اروپای بحرانزده ببخشد و موجب نجات آنها شود. این زمزمهها وقتی بلندتر شد که کلاوس رگلینگ، رییس سازمان ثبات مالی اروپا - که وظیفه نجات مالی منطقه یورو را برعهده دارد - یکروز پس از سخنان سارکوزی از پکن دیدار کرد. در این میان، مزایده اوراق قرضه ایتالیای بحرانزده نیز نیاز به یک منجی واپسین را بیشتر کرده است.
چین قطعا پول بسیار زیادی برای سرمایهگذاری دارد. ذخایر ارزی چین حدود ۲/۳ تریلیارد دلار تخمین زده میشود. بزرگترین شریک تجاری چین نیز اتحادیه اروپا است. بهعلاوه، چین از نرخ ارز جایگزین یورو هم استفاده کرده است. میزان استفاده چینیها از یورو بهطور دقیق مشخص نیست، اما طبق گمانهزنیهای تحلیلگران نرخ ارز، حدود یکچهارم ذخایر ذکرشده به یورو هستند و همین امر پشتوانه قدرتمند ماندن یورو نیز هست. همچنین ایفا کردن نقش یک فعال اقتصادی سازنده، به وجهه چین کمک میکند.
بار دیگر در همان نقطهای هستیم که پیش از این بحران بودهایم. حتی میتوان مسیر جدیشدن بحران را با فهرست کشورهایی دنبال کرد که بر سر سرمایهگذاری با چین به گفت و گو پرداختهاند: نخست یونان، سپس پرتغال، اسپانیا و اکنون کشورهایی که در مرکز منطقه یورو قرار دارند. الگوی گفتوگوها تا امروز همیشه یکسان بوده است: انبوهی از لفاظیهای دلگرمکننده، شاید حتی کمی پول نقد، اما نه آنقدر که انتظارات اولیه کشور بحرانزده را برآورده کند.
البته اکنون دستکم پیشنهاد دیگری روی میز است. در گذشته، سرمایهگذاری در بدهی منطقه یورو به معنای پذیرفتن میزان بالایی از ریسک بود؛ شاید حتی بالاتر از ریسکی که خود اروپاییها تمایل به جذب آن داشته باشند. هیچکس هرگز نمیتوانست توجیه کند که چرا چین باید بخواهد چنین خطری را بپذیرد. اما اکنون وضعیت فرق کرده است.
چین خواهد توانست سرمایهگذاری در بدهی منطقه یورو را که سازمان ثبات مالی اروپا آن را تضمین کرده، انتخاب کند یا قسمتهای عمدهای از سازمانهای با هدف خاص (SPV) را در اختیار بگیرد که سازمان ثبات مالی اروپا سرمایهاش را تامین خواهد کرد. پس چین ریسک کمتری از اروپاییها تقبل خواهد کرد.
حمایت سازمان ثبات مالی اروپا کمک خواهد کرد، اما برای به دست آوردن نتیجهای متفاوت کافی نیست. اروپاییها ریسک بیشتری را میپذیرند، اما چنین کاری به معنای آن نیست که اروپاییها محافظت و پشتیبانی بسیاری به دیگر خریداران ارائه خواهند داد. چرا که افراشتن چنین ساختارهایی زمان خواهد برد: چین جزئیات بسیار زیادتری خواهد خواست، بهعلاوه میخواهد ببیند که چگونه معاملات ارزی اوراق قرضه یونانیها با اعتباردهندگان خصوصی اجرا خواهد شد و تازه پس از تحقق این شروط کمکهای مالی را پرداخت خواهد کرد.
به نتیجه رسیدن چانهزنیهای سیاسی عظیم بین چین و اروپا - پول در عوض موقعیت نمایندگی مهمتر در صندوق جهانی پول یا جایگاه بالاتر در موقعیت اقتصاد بازار ــ به نظر بسیار غیرمحتمل میآید. به علاوه، چانهزنیهایی از این دست نیازمند تغییر مواضع هر دو طرف است. چین دوست ندارد این کشور را منبع «پول مفت» بدانند بلکه میخواهد عوض پول نقد، امتیازات سیاسی چشمگیری دریافت دارد و این یعنی سرمایهگذاری چین چندان به لحاظ تجاری جذاب نیست.
اما آنچه در بالا گفته شد، معنایش این نیست که سفر آقای رگلینگ ــ که اکنون در ادامه آن به ژاپن رفته است ــ هدر رفته است. محتمل است که چین مقداری پول به بدهیهای منطقه یورو و نیز مقداری نیز به کشورهای غیراروپایی بدهد. اینکه پول چین چگونه میتواند مورد استفاده قرار گیرد، به چگونگی هدایت آن توسط صندوق جهانی پول یا دیگر نهادها بستگی دارد. اما طرح واقعبینانهتر: یک نهاد مالی بهوجود بیاید که از خلال ارزش خالص بیشترین ریسک را تقبل کند و دیگر حکومتها ریسک بیشتری را از خلال بدهی پایینتر برعهده گیرند و سرمایهگذاران بخش خصوصی نیز کمترین ریسک را از خلال بدهیهای بالاتر بر دوش گیرند. ساختن چنین نهادی قطعا واقعبینانهتر است تا انتظار از چین برای پرداخت مقادیر زیادی پول جهت نجات اروپا.