جایگاه ایران در توزیع جهانی درآمد
مژگان جعفری
نویسنده: دکتر جواد صالحیاصفهانی *<br> مترجم: مژگان جعفری <br> منبع: djavad.wordpress.com<br>دکتر جواد صالحیاصفهانی، پس از اتمام تحصیلات دوره دبیرستان در شهر نیشابور، با دریافت بورسیه تحصیلی از طرف بانک مرکزی ایران برای تحصیل در رشته اقتصاد به انگلستان و بعد به آمریکا عزیمت کرد و دکترای اقتصاد خود را در سال ۱۹۷۷ از دانشگاه هاروارد دریافت کرد.
نویسنده: دکتر جواد صالحیاصفهانی *
مترجم: مژگان جعفری
منبع: djavad.wordpress.com
دکتر جواد صالحیاصفهانی، پس از اتمام تحصیلات دوره دبیرستان در شهر نیشابور، با دریافت بورسیه تحصیلی از طرف بانک مرکزی ایران برای تحصیل در رشته اقتصاد به انگلستان و بعد به آمریکا عزیمت کرد و دکترای اقتصاد خود را در سال ۱۹۷۷ از دانشگاه هاروارد دریافت کرد.
بخش عمده فعالیت آکادمیک ایشان تا به امروز، به تدریس و پژوهش اقتصاد در دانشگاه ویرجینیاتک (Virginia Tech) مربوط میشود، ضمن آنکه دورههای کوتاهمدت تدریس و پژوهش در دانشگ اههای پنسیلوانیا (Pennsylvania) و آکسفورد (Oxford)، و نیز عضویت در چندین موسسه و انجمن پژوهشی معتبر اقتصادی را نیز در کارنامه خود دارد.
مهمترین زمینههای مطالعاتی و پژوهشی دکتر صالحی اصفهانی، در سه حوزه «بررسی شرایط اقتصادی کشورهای خاورمیانه»، «جمعیتشناسی اقتصادی» (demographic economics)، و نیز «اقتصاد انرژی» متمرکز بوده است، ضمن آنکه پژوهشهای جدیدتر ایشان به تحلیل وضعیت فقر و نیز آموزش در کشورهای خاورمیانه میپردازد.
مقاله پیشرو از وبلاگ شخصی دکتر صالحی اصفهانی انتخاب و ترجمه شده، که در آدرس اینترنتی زیر قابل دسترسی است:
https://djavad.wordpress.com/۲۰۱۰/۰۶/۰۲/irans-place-in-the-world-distribution-of-income/
برانکو میلانوویک از برجستهترین اقتصاددانان صاحبنظر در زمینه تحلیل توزیع درآمد و نابرابری درآمدی در سطح جهان محسوب میشود. او در کتاب تاثیرگذار خود به نام «جهانهای مجزا» (Worlds Apart) در سال ۲۰۰۵ جامعترین بررسی موجود را در ارتباط با چگونگی گسترش نابرابری در طی زمان، ارائه کرده و این دستاورد موفقیتآمیز را در نوشتههای بعدی خود کامل کرده است. وی در کتابهای اخیر خود با جمعآوری دادههایی در مورد درآمد و هزینه شهروندان کشورهای مختلف جهان از قرن یازدهم تا سال ۲۰۰۵، تز اولیه خود را بهروزرسانی کرده است.
بر اساس این دادهها، با وجود سرعت بسیار زیاد رشد اقتصادی چین و هند که هر دو کشورهای بسیار بزرگ و بسیار فقیر هستند، اما در مجموع میزان نابرابری درآمدی در سطح جهان در سالهای اخیر ثابت مانده و هماکنون ضریب جینی درآمدی در سطح جهان در حدود ۸/۰ است.
من در گفتوگویی از او خواستم که به من کمک کند تا بفهمم ایران در چه جایگاهی از توزیع جهانی درآمد قرار دارد. او این نمودار فوقالعاده جالب را طراحی کرد و در اختیار من قرار داد:
برای بررسی این نمودار، لازم است به مفهوم اعداد محورهای افقی و عمودی آن توجه کنیم. روی محور عمودی وضعیت یک فرد نوعی در توزیع جهانی درآمد درج شده است و محور افقی وضعیت درآمد این فرد را در کشور خودش نشان میدهد. به عبارت دیگر اعداد محور عمودی به صدکهای درآمدی در سطح جهان اشاره دارند و اعداد محور افقی دهکهای درآمدی در سطح هر کشور را نمایش میدهند.
بنابراین، به طور مثال، یک شهروند ایرانی که درآمد او در سطح میانگین درآمد سرانه ایران قرار دارد (متناظر با دهک شماره ۵ در محور افقی)، تقریبا در صدک ۷۵م توزیع درآمد جهانی جای میگیرد، به این معنا که وضعیت درآمدی او از ۷۵ درصد مردم جهان بهتر است. به طور مشابه، شهروندی با وضعیت مشابهی در آلمان (دارای درآمدی برابر با میانگین درآمد سرانه کشور آلمان)، در صدک ۹۰م توزیع جهانی درآمد جای گرفته و به بیان دیگر از ۹۰ درصد مردم دنیا ثروتمندتر است.
اینکه اطلاعات نمایش داده شده در نمودار پایین تا چه حد شما را غافلگیر کند، تا حد زیادی به اطلاعات قبلی شما در مورد سطح نابرابری درآمدی در کشورهای مورد اشاره در این نمودار بستگی دارد. برای مثال بر مبنای نمودار زیر، میانگین درآمد دهک اول درآمدی شهروندان ایالات متحده (۱۰ درصد از جمعیت کشور که فقیرترین افراد محسوب میشوند)، در صدک شصتم توزیع درآمد جهانی قرار گرفته و از درآمد متوسط فقیرترین پنجک درآمدی آلمان، به طور محسوسی کمتر است. همچنین میانگین درآمد دهک اول (فقیرترین دهک) درآمدی در ایالاتمتحده، حتی از میانگین درآمد دهک اول درآمدی اسپانیا (که اینجا اطلاعات مربوط به این کشور نمایش داده نشده) نیز کمتر است!
ایالات متحده به عنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان به دلیل وضعیت معیشتی بد طبقه کمدرآمدش بسیار بدنام است که در مواردی بخشی از علت این اختلاف طبقاتی، با دلایل نژادپرستانه توضیح داده میشود. علاوه بر این بسیار قابل توجه است که صرف نظر از فقیرترین دهک، آمریکا و آلمان تقریبا از نظر درآمد سایر دهکها دارای وضعیت یکسانی هستند.
این مساله که فقیرترین دهک درآمدی در آمریکا، درآمدی نسبتا مشابه با افراد واقع در جایگاه ۲۰ درصد پایین جامعه ایران را دارد، ممکن است تعداد بیشتری از افراد را دچار حیرت کند. با در نظر گرفتن این نکته، اگر فردی با درآمدی معادل میانگین درآمد فقیرترین دهک درآمدی آمریکا از ایران دیدن کند، دلایل کافی دارد تا به سطح زندگی ۸۰ درصد از ایرانیان حسادت بورزد، در حالی که شخص مشابهی از آلمان، از لحاظ درآمدی تنها در مقایسه با ۳ دهک پردرآمد ایران وضعیت بدتری دارد.
چیزی که ممکن است عده بسیاری را دچار حیرت کند - همانطور که مرا واقعا متعجب کرد- این مساله است که توزیع درآمد ایران (در سال ۲۰۰۵) بدتر از توزیع درآمد آمریکا به نظر میرسد، هرچند هر دوی این کشورها شاخص جینی یکسانی -در حدود ۴۰/۰ الی ۴۵/۰- دارند. در واقع به نظر میرسد ایران تقریبا بدترین وضعیت توزیع درآمد را در بین این گروه از کشورها داراست.
نمودار فوق نشان میدهد که بخش اعظمی از نابرابری در آمریکا فقط نتیجه فقر شدید پایینترین دهک درآمدی این کشور است، در حالی که نابرابری در ایران از عدم تساوی در منتهیالیه هر دو سوی نمودار ایجاد شده که به معنای وجود همزمان افراد بسیار فقیر و بسیار ثروتمند در ایران است. نکته جالب توجه آنکه افراد بسیار فقیر ایران دارای وضعیتی به مراتب بدتر از افراد بسیار فقیر مصر و مالزی هستند، در حالی که ثروتمندان ایران در بالاترین صدکهای توزیع جهانی درآمد قرار داشته و درآمد آنها فقط اندکی کمتر از درآمد ثروتمندترین دهک درآمدی آلمان و آمریکا قرار دارد.
البته وضعیت نابرابری درآمدی ایران، در مقایسه با برخی کشورهای جهان بهتر است. به طور مثال برخی کشورهای آمریکای لاتین یا چند کشور واقع در صحرای آفریقا با وضعیت بدتری از نظر نابرابری درآمدی مواجه هستند. مثلا ضریب جینی در برزیل معادل ۶۰/۰ است که بسیار بالاتر از ضریب جینی ۴۰/۰ مربوط به ایران قرار دارد.
نمودار دیگری که مجددا توسط میلانوویک طراحی شده، شاخص ضریب جینی تمامی کشورهای جهان را در قالب نموداری که به اصطلاح منحنی «کوزنتس» (Kuznets) نامیده میشود، نمایش داده است. این منحنی ضریب جینی را بر حسب میانگین درآمد سرانه هر کشور در سال ۲۰۰۵ نشان میدهد.
با بررسی این نمودار درمییابیم که ایران نه تنها از سایر کشورهای خاورمیانه نظیر مصر، اردن، مراکش و سوریه، نابرابری درآمدی بیشتری دارد، بلکه همچنین در بالای منحنی کوزنتس قرار گرفته است، بدین معنا که سطح نابرابری درآمدی در بین شهروندان ایرانی، نسبت به میانگین درآمد سرانه شهروندان ایرانی، بسیار زیاد بوده و در مقایسه با کشورهای با وضعیت درآمد سرانه مشابه، ایران با ضریب جینی بالایی مواجه است؛ مسالهای که با توجه به اهداف طرحشده در زمینه وضعیت ایدهآل عدالت اجتماعی در سالیان اخیر، چندان راضیکننده به نظر نمیرسد.
* استاد اقتصاد دانشگاه ویرجینیا تک
![]()