هزینه، قیمت و ارزش - ۲۶ شهریور ۹۰
جعفر خیرخواهان
جفری وود <br> مترجم: جعفر خیرخواهان<br>قطع کردن دست واسطهها، قیمتها را پایین میآورد<br>برخی اوقات در تبلیغات کالاها سعی میشود مصرفکنندگان را به این شیوه تحریک به خرید کنند که آنها مستقیما به تولیدکنندگان وصل شدهاند و به این خاطر که تولیدکننده، «واسطهها را حذف کرده است» پس با خرید بیواسطه کالا به قیمت کمتر از ما که تولیدکننده هستیم در بودجه خود صرفهجویی کنید. <br>
جفری وود
مترجم: جعفر خیرخواهان
قطع کردن دست واسطهها، قیمتها را پایین میآورد
برخی اوقات در تبلیغات کالاها سعی میشود مصرفکنندگان را به این شیوه تحریک به خرید کنند که آنها مستقیما به تولیدکنندگان وصل شدهاند و به این خاطر که تولیدکننده، «واسطهها را حذف کرده است» پس با خرید بیواسطه کالا به قیمت کمتر از ما که تولیدکننده هستیم در بودجه خود صرفهجویی کنید.
برخی اوقات واسطهها را با «باجگیرها» در یک دسته جای میدهند؛ یعنی آدمهایی که قیمتها را برای مصرفکنندگان بالا میبرند- و اغلب به تولیدکنندگان نیز قیمت پایینتری میدهند.
در واقع واسطهها را به گونهای تبلیغ میکنند که گویی فعالیتشان هیچ خدمت و نفعی برای جامعه ندارد. این تبلیغات و این انتقادات (که قطعا به فراتر از واسطهها هم میرود) گولزننده و گمراهکننده هستند چون که «واسطهها» واقعا خدمت خیلی با ارزشی ارائه میدهند.
یک مقاله بسیار مشهور در بین اقتصاددانان وجود دارد که عنوان آن «درباره ماهیت بنگاه» است. نویسنده این مقاله رونالد کوز (برنده جایزه نوبل اقتصاد) این پرسش را پیش میکشد که چرا بنگاهها وجود دارند. او در مقاله خود میپرسد چرا هر مرحله از تولید به پیمانکاران مستقل واگذار نمیشود؟ پاسخ در وجود هزینههای تولید
قرار دارد.
بنگاهها آن بخشهایی از فرآیند تولید را با هم یک کاسه میکنند که بهینه باشد که به جای این که مجموعهای از بخشهای جداگانه، در بازار با همدیگر سروکار داشته باشند توسط سازمانی واحد انجام شود.
به همین دلیل است که صنایع متفاوت در حد و اندازههای متفاوتی یکپارچه و با هم ادغام میشوند- که مراحل تولید زیر یک سقف انجام میشود- و به همین دلیل است که بنگاههای موجود در یک صنعت میتوانند در زمانهای متفاوت، درجات متفاوتی از یکپارچگی را به نمایش گذارند. فنآوریهای متفاوت و در حال تغییر این مشاهدهگری را تبیین میکنند؛ برای این که آنها نیاز به درجات متفاوتی از
یکپارچگی دارند.
تشخیص این نکته نشان میدهد که هر تعریفی از واسطه آن طور که در ابتدا به نظر میرسد ساده و سرراست نیست. همان طور که فنآوریها تغییر میکنند، برخی اوقات یک فعالیت، مثلا تحویل و فروش کالا، توسط بنگاه و برخی اوقات توسط یک پیمانکار جداگانه انجام
خواهد شد.
بیتردید بیانصافی و خندهدار است که چنین فعالیتی را خوار و خفیف توصیف کنیم یا در برخی فرصتها آن را عملی انگلوار بنامیم، اما در سایر مواقع عمل مطلوب مولدی بنامیم فقط در نتیجه ایجاد تغییر در مالکیت بنگاه و سازمانی که آن عمل را انجام میدهد.
«واسطهها» در خدمت اهداف اقتصادی هستند. آنها کالاها را از یک مکان به مکان دیگر میبرند. آنها کالاها را در مقادیر انبوه خریداری کرده و به تعداد کوچکتر به فروش میرسانند.
آنها گاهی اوقات موجودی انبار دارند؛ به طوری که اطمینان حاصل شود کالاها به شکل پیوسته در دسترس متقاضیان هست، هر چند که کالا فقط در فواصل زمانی طولانی تولید میشود به شکل سفارش عمده توسط پیمانکار یا به شکل فصلی به واسطه طبیعت.
اگر واسطهها حذف شوند، کسی دیگر باید شغل یا شغلهایی که واسطه انجام میداد را برعهده گیرد و البته آنها نیز برای انجام این کار انتظار دریافت
دستمزد دارند.
کسانی که میگویند «واسطه را حذف کردیم و مستقیم از ما بخرید» واقعا این را میگویند که «مستقیم از ما بخرید و از «ما» به عنوان واسطه استفاده کنید.» در صورتی که آنها مایل نباشند ضرر کنند، باید برای آن فعالیت پول بگیرند.
پول پرداختی به آنها به شکل قیمتهای بالاتر یا کیفیت پایینتر، دامنه کوچکتر انتخابها و مدلها، اصرار به خرید در مقادیر بیشتر و با سایر روشها به مصرفکننده منتقل میشود.
اگر هیچ «واسطهای» وجود نداشته باشد، تمام اتفاقی که میافتد این است که وظیفه واسطهها در درون بنگاه انجام میشود به جای این که به سازمان مجزایی محول شود. با «حذف کردن واسطهها» هیچ پسانداز و صرفهجویی صورت نمیگیرد.
کار واسطه را هنوز باید انجام داد و چه بسا زمانی که این کار درون بنگاه انجام میگیرد، پرهزینهتر تمام شود. پس واسطهها کارکرد مفیدی برای جامعه دارند و نمیتوان آنها را بدون تحمل هزینه برای اقتصاد از چرخه تولید تا مصرف حذف کرد.