کاهش مدت زمان اتمام پروژههای عمرانی
گزارش پژوهشی انستیتوی صنایع ساخت ایالات متحده (American Construction Industry Institute)، پس از بررسی ۳۵۱ پروژه عمرانی مربوط به بخش حمل و نقل در آمریکا که بین سالهای ۹۲ تا ۹۷ میلادی به بهرهبرداری رسیدهاند، تخمین میزند پروژههایی که با شراکت بخش عمومی و خصوصی (ppp) اجرا شدهاند، مدت زمان ساختشان به طور متوسط ۳۳ درصد کمتر از پروژههای مشابهی بوده است که با روش مناقصهای (مشارکت بخش خصوصی صرفا در ساخت پروژه) انجام شدهاند.
گزارش پژوهشی انستیتوی صنایع ساخت ایالات متحده (American Construction Industry Institute)، پس از بررسی ۳۵۱ پروژه عمرانی مربوط به بخش حمل و نقل در آمریکا که بین سالهای ۹۲ تا ۹۷ میلادی به بهرهبرداری رسیدهاند، تخمین میزند پروژههایی که با شراکت بخش عمومی و خصوصی (ppp) اجرا شدهاند، مدت زمان ساختشان به طور متوسط ۳۳ درصد کمتر از پروژههای مشابهی بوده است که با روش مناقصهای (مشارکت بخش خصوصی صرفا در ساخت پروژه) انجام شدهاند. برای مثال پروژه بزرگراه Utah I-۱۵ (شامل بازسازی و بهسازی یک بزرگراه ۱۶.۳ مایلی و نیز بازسازی ۱۴۲ پل واقع در مسیر بزرگراه)، با سرمایهگذاری مشارکتی بخشهای عمومی و خصوصی در مدت چهارونیم سال به پایان رسید؛ در صورتی که تخمین زده میشود اگر از روش سنتی مناقصهای (traditional design-bid-build) در این پروژه استفاده میشد، ساخت آن در حدود هفت سال به طول میانجامید (Battelle, ۲۰۰۳).
یک دلیل مهم برای کاهش قابل توجه مدت زمان احداث و تکمیل پروژهها در چارچوب ppp، میتواند این باشد که کسب درآمد برای بخش خصوصی، صرفا بعد از اتمام ساخت پروژه آغاز میگردد و حتی پس از ساخت ۹۰ درصدی پروژه هم، هنوز بخش خصوصی هیچ درآمدی از بابت پروژه نخواهد داشت. بنابراین به تعویق افتادن زمان اتمام پروژه، معادل افزایش خواب سرمایه سرمایهگذار خصوصی بوده و منجر به کاهش قابل توجه بازدهی سرمایهگذاری او خواهد شد. در نتیجه با توجه به حساسیت بالای بخش خصوصی نسبت به بازدهی سرمایهگذاری، انگیزه بسیار زیادی در جهت اتمام هر چه سریعتر پروژه وجود خواهد داشت(Kwan, ۱۹۹۹).
اما دلیل پراهمیت دیگری نیز وجود دارد و آن هم این است که در پروژههای ppp، مشارکت شهرداری یا دولتهای محلی در پروژه باعث میشود پس از بسته شدن قرارداد مشارکت، مقدار موانع بوروکراتیک موجود در طول مدت ساخت پروژه بسیار ناچیز باشد. برای مثال در پروژههای مناقصهای (علیالخصوص در آن دسته از پروژههای مناقصهای که پروژه به چند فاز تقسیم شده و ساخت هر فاز بر عهده یک پیمانکار خصوصی قرار میگیرد)، پس از شروع به ساخت هر فاز از پروژه امکان دارد که بنا به دلایل مختلف تخصیص بودجه برای ساخت فازهای بعدی یا حتی تخصیص بودجه برای پرداخت مبلغ قرارداد فاز جاری پروژه به تعلیق درآید؛ دلایلی مانند تغییر مقامات مسوول، تغییر اولویتهای اختصاص بودجه توسط سیاستگذاران، کاهش یا عدم تحقق درآمدهای برنامهریزیشده و در نتیجه حذف اجباری بخشی از ردیفهای بودجه یا نظایر آن.
حتی در صورت عدم وجود معضلات مذکور، باز هم شروع هر فاز جدید از پروژه، نیازمند طی شدن مراحل بعضا بسیار طولانی برای تصویب شروع فاز بعدی و نیز تصویب ردیف بودجه است. بالطبع پیمانکاری که مسوول ساخت هر فاز از پروژه است، همواره این نگرانی را دارد که ممکن است بنابه دلایل متعددی برای دریافت مبلغ قرارداد خود دچار مشکل شود و درست به همین دلیل تا زمانی که تضمین قطعی برای دریافت مبلغ قرارداد خود در تاریخ معینی نداشته باشد، راغب نیست که انرژی زیادی برای اتمام سریعتر پروژه صرف کند (Allen: ۲۰۰۳).
در نقطه مقابل، درصورتی که برای مثال بخش خصوصی در چارچوب یک قرارداد ppp ، مجری ساخت و بهرهبرداری از یک پارکینگ عمومی شود و درآمد این پروژه هم صرفا از محل دریافت پول از اتومبیلهای استفادهکننده از پارکینگ باشد، آنگاه بخش خصوصی پس از عقد قرارداد مربوط به این پروژه مشارکتی، مطمئن است که اولا در طول مدت ساخت پروژه با موانع بوروکراتیک مربوط به تصویب و تخصیص بودجه مواجه نخواهد بود و ثانیا فقط و فقط پس از اتمام و راهاندازی پروژه خواهد توانست شروع به کسب درآمد کند. به این ترتیب در این حالت بخش خصوصی انگیزه بسیار بالاتری برای اتمام هر چه سریعتر پروژه مذکورخواهد داشت (همان).
منابع در دفتر روزنامه موجود است.