چه کسی باید وام بگیرد؟
مترجم: شاهین رسولیان<br> منبع:How an Economy Grows and Why It crashes<br>با سلام خدمت خوانندگان عزیز. در قسمت قبل خواندیم که پس از درخواست چارلی و بیکر، ابل حاضر شد تا به هر کس یک ماهی، یعنی به اندازه مصرف یک روز، قرض دهد و در مقابل قرار شد بیکر و چارلی در این مدت برای خود تور بسازند و در ازای هر یک ماهی، دو ماهی به ابل پس بدهند. به عبارتی ابل به دوستان خود وام داد و قرار شد در مقابل آن سود ۱۰۰درصد دریافت کند.
مترجم: شاهین رسولیان
منبع:How an Economy Grows and Why It crashes
با سلام خدمت خوانندگان عزیز. در قسمت قبل خواندیم که پس از درخواست چارلی و بیکر، ابل حاضر شد تا به هر کس یک ماهی، یعنی به اندازه مصرف یک روز، قرض دهد و در مقابل قرار شد بیکر و چارلی در این مدت برای خود تور بسازند و در ازای هر یک ماهی، دو ماهی به ابل پس بدهند. به عبارتی ابل به دوستان خود وام داد و قرار شد در مقابل آن سود ۱۰۰درصد دریافت کند. اعطای اینگونه وامها بهترین نحوه استفاده از پسانداز است؛ چراکه تولید را افزایش میدهند.
البته ناگفته نماند که اعطای وام برای شروع یک کسبوکار هرگز به معنی موفقیت حتمی آن کسبوکار نیست. گاهی وامگیرنده نمی تواند آنگونه که برنامهریزی کرده بود برنامههای خود را اجرا کند؛ بنابراین وجود وام تضمینی برای موفقیت او نیست. اگر بیکر و چارلی نتوانند تور بسازند دقیقا همین اتفاق میافتد.
گاهی اوقات یک کسبوکار به آن دلیل شکست میخورد که اصولا ایده اولیه قابل اجرا نیست. فرض کنید بیکر و چارلی به جای آنکه برای ساختن تور وام گرفته باشند، برای خلق روشی به منظور هیپنوتیزم کردن دسته جمعی ماهیها وام گرفته بودند.
وقتی نتوان این کار را انجام داد آنگاه وام برای وام گیرنده و وام دهنده هیچ منفعتی به بار نخواهد آورد.
نکته در اینجا است که وقتی یک کسبوکار موفق نمیشود در واقع منابع و پسانداز جامعه را از بین برده و ظرفیت تولید را کاهش داده است. در نتیجه این اتفاق وام دهنده حتی در بازپس گرفتن اصل پول خود عاجز است چه برسد به سود آن.
اما نکته اینجا است که کسبوکارهایی که موفق میشوند کاستیهای ناموفقها را نیز جبران میکنند.
یکی از نکات مهم اقتصادی این است که تنها راه اعطای وام، وام کسبوکار نیست. ابل میتوانست انواع دیگری از وام مثل وام مصرفی (consumption) و وام ضروری emergency loan) نیز بدهد.
وام مصرفی
فرض کنید به جای آنکه ابل به چارلی و بیکر برای ساخت تور وام دهد، برای یک سفر تفریحی وام میداد.
بیکر ناله کنان میگوید «ای ماهیگیر بزرگ! به جای اینکه صبح تا شب بنشینی ماهی بشماری، چند تا از ماهیهایت را به من و چارلی قرض بده تا ما هم استراحتی کنیم. فقط تو نیستی که دنبال تفریحی. ما هم تفریح دوست داریم. بعدا ماهیهای تو را هم پس میدهیم.»
ابل در پاسخ میگوید: «می دونم که ماهیگیری خستهات کرده، اما من در مقابل هر یک ماهی که به شما قرض بدهم، دو ماهی پس میگیرم. در واقع یک ماهی برای جبران خطری که میپذیرم میگیرم.»
چارلی میگوید «نترس پادشاه. ما بعد از سفر آنقدر سرحال و پر انرژی خواهیم شد که میتوانیم بیشتر از قبل ماهی بگیریم و به راحتی ماهیهای تو را با سودش پس خواهیم داد.»
اما اگر چارلی و بیکر نتوانند بهرهوری کار خود را افزایش دهند چگونه میتوانند وام مسافرت خود را با سودش پس بدهند؟ بعد از چند روز مرخصی آنها همچنان میتوانند فقط یک ماهی در روز صید کنند. در واقع برای بازپرداخت وام آنها مجبور هستند در هر روز کمتر از یک ماهی بخورند. به عبارتی آنها برای بازپرداخت وام باید استاندارد زندگی خود را کاهش دهند.
ابل این موضوع را میدانست و سعی میکرد منطقی باشد. «ببینید بچهها! زمانی که میتوانید با تحمل یک روز گرسنگی برای خود تور بسازید و آینده خود را تضمین کنید و هر وقت که خواستید استراحت کنید، چرا میخواهید الکی وام بگیرید و بعدا گرسنه بمانید تا وام مرا را پس بدهید؟»
بیکر و چارلی پاسخ دادند «ببین، نصیحتت رو واسه خودت نگه دار. به ما ماهی بده.»
ابل باید از اعطای این وام امتناع کند. نه تنها چنین کاری پسانداز او را در مخاطره میاندازد، بلکه این وام در جهت افزایش بهرهوری اقتصادی نیز به کار نمی رود. در عمل وامهایی که به افزایش ظرفیت بهرهوری منجر نمیشوند فقط باری بر دوش وام دهنده و وام گیرنده اضافه میکنند.
وام ضروری
با توجه به آنچه که گفته شد، امتناع ابل از اعطای وام مسافرت (مصرفی) به بیکر و چارلی کار درستی بود. یک هفته بعد هر دو؛ بیکر و چارلی چنان دچار بیماری شدند که نتوانستند تا یک هفته ماهی صید کنند.
اکنون با توجه به بروز چنین مصیبتی ابل این امکان را دارد تا از پسانداز خود به دوستان بیمارش وام بدهد. اگرچه همچنان خطر اعطای وام زیاد است، اما در مقابل خطر اعطا نکردن وام بیشتر است. بر خلاف وام مصرفی، اگر این وام ضروری پرداخت نشود، بیکر و چارلی جان خود را از دست خواهند داد. آنگاه جزیره ظرفیت بهرهوری خود را از دست خواهد داد.
اگر ابل پیشتر از این پسانداز خود را در قالب وامهای بیفایده مصرفی پرداخت کرده بود اکنون پساندازی برای وام ضروری نداشت. در واقع پسانداز مرگ و زندگی یک جامعه را تعیین میکند.
در عمل دولتها سعی میکنند به همین دلایل بر جریان اعطای وامها نظارت کنند. گاهی حتی برای جلوگیری از برخی انواع وام مصوبات قانونی تصویب میکنند. به عبارتی دولتهای سعی میکنند با انواع پاداشها و جریمهها، منابع مالی جامعه را به سمت و سوی مفید برای جامعه هدایت کنند.
مثلا وامها را به سمت پروژههای عمرانی و ساختمانی که مورد نیاز کشور است هدایت میکنند، اما مسالهای که در اینجا مطرح است این است که آیا راهبران جامعه همیشه مصلحت جامعه را درست تشخیص میدهند؟
تاریخ سرشار از نمونههایی است که به این سوال پاسخ منفی داده میشود. در این میان عدهای بر این باور هستند که دولتها با دخالت در اینگونه امور و هدایت منابع مانع از اختصاص درست منابع در جامعه میشوند و بنابراین بهرهوری اختصاص منابع را کاهش میدهد.
تجربه نشان داده است کسبوکارهایی که فارغ از رویکردهای سیاسی فعالیت میکنند به موفقیتهای بیشتری دست یافتهاند. نکته مهم دیگر که نباید فراموش شود این است که قبل از هر گونه اختصاص منبع و اعطای وامی، جامعه باید یک انباشتی از پسانداز داشته باشد. این پسانداز حیاتی است.