مفاهیم اقتصادی در زندگی روزمره

هزینه انحصار

شماره روزنامه: ۲۷۹۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۹۸۴۹۱ اندیشه-اقتصاد

محمدحسین رحمتی* <br>این ستون مثال‌هایی ساده‌ از کاربرد آموزه‌های اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان می‌دهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهیم اقتصادی به فهم بهتر مساله کمک می‌کند.

محمدحسین رحمتی*

این ستون مثال‌هایی ساده‌ از کاربرد آموزه‌های اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان می‌دهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهیم اقتصادی به فهم بهتر مساله کمک می‌کند. عمده هزینه بازار انحصاری کاهش عرضه و افزایش قیمت بازار است. اما صنعت انحصاری می‌تواند هزینه‌های زیادی در زمان‌هایی که عرضه کم است به همراه داشته باشد. وقتی عرضه گران است و کشش قیمتی کالا بسیار کم است، چند انحصارگر محدود می‌توانند با کاهش بالای تولید، قیمت‌ها را بیش از حد معمول افزایش دهند تا تنها به افراد مرفه با سود فراوان بفروشند. برای مثال در قدیم نانوایی‌ها و قصابی‌ها بازاری انحصاری داشتند. دلیل انحصار این اصناف هم حق سرقفلی بود که حاکمان از آنها می‌گرفتند. حاکمان انگیزه داشتند با حق سرقفلی انحصارگرانی ایجاد کنند تا بتوانند مالیات و خراج بگیرند و صرف مخارج دربار کنند. اگر بازار رقابتی می‌شد، تجار درآمد کافی نداشتند تا مالیات حاکمان را بپردازند. برای مثال در کتاب «تاریخ انقلاب مشروطیت» مرحوم محمدعلی تهرانی آمده است که در زمان مظفرالدین شاه سرقفلی هر قصابی در تهران از ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان بود. هزینه رفاهی بلندمدت انحصار، عرضه کم این کالاها بود که مصرف خانوارها کمتر از حالت بهینه بود.

ولی انحصار مذکور در زمان‌ بحران موجب هزینه‌های اجتماعی گزافی می‌شد. همان‌گونه که اشاره شد در بحران انحصارگران مذکور تولید را چنان کاهش می‌دادند تا از این کالاها که کشش قیمتی ناچیزی داشت بیشینه سود را ببرند. مثلا در قحطی سال ۱۲۴۸ در مناطقی مانند تهران به دلیل خشکسالی، آرد کمیاب شده بود قیمت هر من آرد از ۴ شاهی در عرض چند ماه به منی ۱۰۰ شاهی افزایش پیدا کرده بود. ناصرالدین‌شاه دستور داد همه گندم‌های شهر را نان کنند. حتی این سیاست هم قیمت‌ها را کاهش نداد چون انحصارگران عملا موجب شده بودند عرضه کاهش شدیدی پیدا کند.

لذا شاه دستور داد تا گندم را از ولایات خاصه به تهران حمل کنند و انباری احداث کرد تا گندم را در آن ذخیره کنند. به این وسیله تا حدی قیمت‌ها در آن سال قحطی کاهش یافت و البته این انبار در زمان مظفرالدین شاه نیز موجب کاهش تعداد قحطی‌ها شد. در واقع نمی‌توان بحران‌های جوی را مقصر دانست. مقصر اصلی تقویت انحصارگران توسط دولت بود.

در بازار رقابتی خود نانواها انگیزه داشتند تا وسیله حمل‌و‌نقل از ولایات خاصه را فراهم کنند؛ چرا که در غیر این صورت بازار خود را از دست می‌دادند و مجبور بودند از بازار خارج شوند و جای خود را به رقبایشان بدهند. در حالی که در بازار انحصاری حتی اگر کم‌کاری می‌کردند و گندم را از ولایات دیگر حمل نمی‌کردند دولت مجبور بود دخالت کند و خود گندم را حمل کند. لذا انحصارگران در هر صورت سود می‌کردند.

* محقق در دانشگاه ایلینوی

Mh.rahmati@gmail.com

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن