زاینده رود از نگاه سیاحان غربی
پیترو دلاواله، جهانگرد ونیزی که در سال ۱۶۱۷ میلادی به اصفهان رفته، در وصف زایندهرود چنین اظهار نظر کرده است:«خیابان را رودخانهای قطع میکند که عمق آن زیاد نیست و از ترکیب هزاران جویبار، که از کوهستانهای نزدیک سرازیر میشوند، به وجود آمده است. فرق این رودخانه با سایر رودخانههای دیگر جهان این است که بعد از طی مسافتی به شعبات بسیار کوچک تقسیم میشود و بدون اینکه آب آن به دریا بریزد، در زمین فرو میرود.» سانسون، مبلغ مسیحی و جهانگرد فرانسوی، در سال ۱۶۸۳ میلادی درباره رودخانه زایندهرود مینویسد: «بستر زایندهرود بسیار وسیع است. سنگ و ریگی که رودخانه از کوههای سرچشمه میگیرد به سرعت سرازیر میشود و موجب میشود بستر رودخانه تغییر کند. هروقت رودخانه طغیان میکند، بستر زایندهرود در فضای وسیعی عوض میشود. در فصل زمستان زایندهرود بسیار زیباست اما آنقدر از آن برای آبیاری زمینها نهر جدا شده که آب رودخانه در تابستان خشک میشود. چون آب زایندهرود برای آبیاری دشت وسیع اصفهان کافی نبود، شاه عباس قصد داشت آب کوهرنگ را که در چند کیلومتری بالای اصفهان قرار دارد به آب زایندهرود وصل کند.
ژنه (Genest)، مهندس فرانسوی، مسوول پیوند دادن این دو رود بود و مینهای لازم برای از میان برداشتن کوه را نیز فراهم کرده بود اما شیخ علی خان، که در آن وقت وزیر بود، مانع کار شد؛ چون محدود بودن کشت باعث میشد همیشه برای غله خود مشتری داشته باشد.» برای پیوند دادن آب کوهرنگ به زایندهرود حتی مواد منفجره لازم را هم از فرانسه آورده بودند اما کار معلق ماند. انگلبرت کمپفر، جهانگرد آلمانی، نیز در سال ۱۶۸۳ درباره نظام آبیاری اصفهان نوشت: «زایندهرود در بستری عریض که عمق چندانی هم ندارد روان است. اصفهان با وجود این رودخانه است که طراوت و آبادی دارد. قسمتی از رود برای تامین آب استخرها و حوضهای بیشمار قصرها و خانهها مصرف میشود. در آنجا گاه آب به صورت فوارههایی به آسمان میجهد که موجب لذت بینندگان میشود ولی اغلب آب آرام و راکد در حوضها قرار دارد. وجود آن برای شستوشوهایی که از طرف دین مقرر شده (وضو و غسل و طهارت و …) ضروری است. گویا هر سال حدود یکصد کودک در این حوضها خفه میشوند.» ژان اوتر (Jean Otter) فرانسوی در نیمه قرن هجدهم موقعیت زایندهرود را چنین وصف کرد: «گرچه زمین اصفهان خشک است اما در همه جای آن آب در عمق کم وجود دارد. درازای زایندهرود ۱۵۰ کیلومتر است که در بین اصفهان و جلفا از زیر یک پل سنگی به نام سی و سه پل میگذرد و در پایان در مرداب گاوخونی فرو میرود. اگر به این رودخانه نام زایندهرود دادهاند، به خاطر زایش آن در مسیر جریان است. در تابستانها از آب آن به اندازهای گرفته میشود که دیگر چیزی نمیماند و بیآنکه پاها خیس شوند میتوان از آن گذشت. به خاطر حاصلخیزیای که رودخانه برای زمینهای اطراف دارد، به آن رودخانه زر نیز میگویند. باور ایرانیان بر آن است که آب زندهرود دوباره در زمینهای کرمان ظاهر میشود و به دریای هند میریزد. اوژن فلاندن فرانسوی در سال ۱۲۱۹ خورشیدی از باورهای مردم نسبت به زایندهرود نوشته است: «ایرانیها بر این عقیدهاند که پس از پنهان شدن آب زندهرود، دوباره در زمینهای کرمان ظاهر میشود و به دریای هند میریزد. اما هیچ دلیلی برای اثبات این ادعا ندارند.»