درگذشت نظریه‌پرداز مشروطه

شماره روزنامه: ۴۹۵۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۶۸۱۸۵۳ تاريخ و اقتصاد

میرزا محمدحسین نائینی از برجسته‌ترین علمای مشروطه و نظریه‌پرداز سیاسی ۲۳ مرداد ماه ۱۳۱۵ در نجف‌اشرف به رحمت حق پیوست. او در اثر معروف خود به نام تنبیه ُالاُمَّة و تَنْزیه ُالمِلَّة، کوشید تصویر روشنی از نظام حکومت مشروطه ارائه دهد و به پرسش‌های مختلف درباره مشروطیت در قالبی استدلالی پاسخ دهد. میرزا محمدحسین نائینی غروی از مهم‌ترین چهره‌های ضداستبداد در دوره مشروطه بود. وی تحصیلات ابتدایی را در نائین انجام داد و سپس برای ادامه تحصیل به مدت هفت سال به اصفهان رفت، سپس در ۱۳۰۳ هجری قمری عازم عراق شد و تا ۱۳۱۳ هجری‌قمری در سامرا نزد میرزای‌شیرازی مجتهد بزرگ شیعه و دیگر مجتهدان به تحصیل پرداخت. در همین دوران وی با اندیشه‌های سیاسی میرزای شیرازی و سیدجمال‌الدین اسدآبادی آشنا شد.

درگذشت نظریه‌پرداز مشروطه
حاج میرزا حسین نائینی زاده ۲۶ خرداد ۱۲۳۹ (۲۷ ذی‌القعده ۱۲۷۶ قمری) در نائین درگذشته ۲۳ مرداد ۱۳۱۵ (۲۶ جمادی‌الاول ۱۳۵۵ قمری) او با نوشتن رساله تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله نقش مهمی در تثبیت نظری جنبش مشروطه ایفا کرد.

 پس از مرگ میرزای شیرازی، نائینی درس و تحقیقات خود را زیر نظر آیت‌الله سیداسماعیل صدر دنبال کرد و در۱۳۱۴ هجری‌قمری همراه او به کربلا رفت و پس از ۲ سال به نجف بازگشت و تا پیروزی مشروطه در آنجا ماند. پس از پیروزی مشروطه، شبهاتی در مورد اصل مشروطه و ارکان سه‌گانه و دیگر امور آن در میان برخی از علما و مردم ایجاد شد، به همین دلیل نائینی برای پاسخگویی به آن شبهات و توضیح مبانی دینی مشروطه رساله خود را به نگارش درآورد و همان‌طور که خود در مقدمه تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله یادآوری می‌کند، آن را با هدف آگاه ساختن مردم از ضروریات شریعت و پاک کردن شریعت از لوث الحاد و بدعت نگاشت.

 هدف از نگارش تنبیه ُالاُمَّة و تَنْزیه ُالمِلَّة

مهم‌ترین اثر میرزای نائینی که شهرت سیاسی و اجتماعی وی به دلیل نگارش آن است، تنبیه الامه و تنزیه المله به‌شمار می‌رود. وی این کتاب را در ۱۳۲۷ هجری‌قمری در دوران استبداد صغیر نوشت. تنبیه الامه به معنای آگاه کردن امت اسلام به ضروریات شریعت بوده و تنزیه المله یعنی منزه دانستن دین اسلام از بدعت استبداد.

این کتاب یکی از معروف‌ترین رساله‌ها درباره مبانی فکری و ابعاد گوناگون حکومت مشروطه بر اساس نگرش شیعی است. در واقع انگیزه نائینی از نگارش این کتاب دفاع از مشروطه و توجیه شرعی آن و اثبات تخالف ذاتی استبداد با اسلام، احکام و آموزه‌های آن بود. وجه تسمیه آن کتاب نیز این بود که می‌خواست ساحت اسلام را از این تهمت که با استبداد موافق و با مشروطه مخالف است منزه و مبرا سازد و امت را از خواب غفلت بیدار و به وجوب شرعی ستیز با استبداد و تبدیل نظام استبدادی به مشروطه آگاه کند. نائینی در این رساله، مشروط بودن حکومت را از ضروریات اسلام می‌شمارد و بـه دفـاع از مـفاهیم جـدید که در مشروطه مطرح شد، پرداخت.

 اندیشه سیاسی میرزا حسین نائینی

در زمان مشروطه این اندیشه که استبداد، عامل انحطاط و عقب‌ماندگی ایران است در فضای فکری ایران موج می‌زد و برخی از متجددان، اسلام را دینی استبدادی و مخالف آزادی و دموکراسی و بنابراین علت و عامل انحطاط و عقب‌ماندگی می‌پنداشتند و این چیزی بود که بر نائینی گران آمد. او ضمن پذیرش این باور که استبداد عامل اصلی عقب‌ماندگی و انحطاط ایران و جهان اسلام بوده و هست، تلاش کرد تا بر این نظر که اسلام دینی استبدادپذیر و مخالف آزادی و مشروطه است، خط بطلان بکشد. نائینی راز ترقی سریع و خارق‌العاده اسلام و مسلمانان اولیه را در نوع حکومت غیراستبدادی می‌داند که با شهادت حضرت علی(ع) و روی کار آمدن معاویه حکومت مسلمانان به استبداد تغییر کرد و از آن پس رو به انحطاط رفتند. نائینی معتقد بود استبداد، باعث اوضاع نابسامان کشور شده است و تنها راه‌حل برای خروج از این بن‌بست را تایید مشروطه می‌دانست. نائینی، استبداد دینی را یکی دیگر از عوامل عقب ماندگی جوامع می‌داند و پیدایش شعبه استبداد دینی را نیز به سیاست معاویه مربوط می‌کند و می‌نویسد شعبه استبداد دینی دو رشته است: سکوت در برابر ظلم و استبداد و معاونت به استبداد. بنابراین وی استبداد را به استبداد سیاسی و دینی تقسیم می‌کند و معتقد است هر دو می‌تواند باعث عقب‌ماندگی جوامع شوند. بنابراین نائینی معتقد بود استبداد، باعث اوضاع نابسامان کشور شده است و تنها راه‌حل برای خروج از این بن‌بست را تایید مشروطه می‌دانست. وی در رساله خود حاکمیت اسلام را با دلیل و برهان قاطع اثبات کرد و پرده از چهره حکومت‌های استبدادی برداشت و همچنین زندگی در زیر سلطه استبداد را مساوی با برده بودن اعلام کرد.

 مفهوم آزادی و برابری در بینش نائینی

یکی از دلایل مخالفت برخی از روحانیان و علما از جمله شیخ‌فضل‌الله نوری با مشروطه این بود که آنها معتقد بودند: مشروطه برآمده از تاریخ و تمدن غرب است و نمی‌توان آن را به مسلمانان تعمیم داد زیرا آزادی از آن جنس که در اروپاست، باعث بی‌بند و باری می‌شود. اما نائینی معتقد بود آزادی یعنی از اسارت حکومت‌های غاصب آزاد شدن و این نوع آزادی شعار تمام پیامبران و ائمه بود و کاملا با معنای بی‌بند و باری مغایرت دارد.

بنابراین نائینی برخلاف شیخ‌فضل‌الله نوری معتقد است که گوهر آزادی در دین اسلام و حکومت پیامبر(ص) و امام اول شیعیان(ع) بوده است و غربی محسوب نمی‌شود. وی معنا و مفهوم آزادی و مساوات را در چارچوب ارتباط شریعت و مشروطیت تفسیر و تبیین می‌کند و معتقد است آزادی به معنای رهایی از موانع رشد آدمی است که در کنار برابری می‌توانند باعث ترقی و ایجاد تمدن اسلامی شود.

 نائینی و بیداری مردم

نائینی در رساله خود وظیفه حکومت را محدود می‌کند به حفظ نظم، رساندن حق به حقدار، حفظ امنیت مردم و جلوگیری از تجاوز بیگانگان. وی برخی امور را به‌عنوان حقوق شهروندان در یک جامعه غیراستبدادی معرفی می‌کند که عبارتند از: آزادی، مساوات، مشارکت، نظارت، امنیت مالی، امنیت بر عرض و ناموس، ‌امنیت بر مسکن، عدم تجسس از خفایای افراد، عدم نفی انسان‌ها از تصرف در مال و... بنابراین نائینی با طرح این نظریات در برابر فضای استبدادزده جامعه، باعث آگاهی و بیداری جامعه اسلامی شد. نائینی معتقد است دو نوع حکومت بیشتر وجود ندارد یکی حکومت تملیکیه و دیگری ولایتیه است. حکومت تملیکیه همان استبدادی است که شاه هرچه می‌خواهد انجام می‌دهد و مملکت، مردم، جان، مال و ناموس خلایق از اموال شاه محسوب می‌شود. نائینی این حکومت را استبدادی و شرک‌آمیز می‌داند و آن را بدعتی در اسلام می‌شمارد. اما در حکومت ولایتیه، قدرت امانتی است نزد حاکمان، امانتی که هر یک از مردم در آن سهمی دارند و می‌توانند حاکم را بازخواست کنند در واقع در حکومت ولایتیه این خواست مردم است که اجرا می‌شود و حاکم تنها در محدوده‌ای که در قانون‌اساسی تعیین شده، اختیار دارد.

  منبع: ایران و دو جنبش در نیم قرن، سهراب صلاحی، تهران، سازمان بسیج استادان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، ۱۳۸۴

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن