کودتا و پایان آرزوی استقلال
کودتای ۲۸ مرداد به موضوع مناظرهای داغ میان هواداران شاه و مخالفان او تبدیل شد. هواداران شاه آن را قیام مردمی میدیدند، مخالفان فرزند نابکار سیا و نیات ضدملی شاه. اکنون در پرتو اسناد و مدارکی که در اختیار داریم، میتوانیم بگوییم که بازگشت به قدرت محمدرضاشاه، بهدلیل عشق ایرانیان به شخص شاه نبود، بلکه نتیجه عملیات آژاکس بود. سیا برای ساقط کردن دولت مصدق به کاری خیلی بیشتر از زدن تلنگر ضربه نهایی دست زد. بدون هماهنگی عملیات از سوی کرمیت روزولت و بدون خرابکاری کارگزاران انگلیسی، نظامیان شاه هرگز نمیتوانستند دست بهکار شوند. ارتش مردد بود، شاه قادر نبود تصمیم بگیرد. از سوی دیگر، بخشبزرگی از جمعیت همچنان از مصدق حمایت میکرد. پشت کردن آیتالله کاشانی که نماینده جمعیت مسلمان مبارز جبهه ملی بود، نخستوزیر را از حمایت قشر روحانیون محروم کرده بود. این را هم باید اضافه کرد سیا دست تنها و بدون کمک هواداران شاه نمیتوانست دولت مصدق را ساقط کند.
پولی که سیا برای اجرای کودتا خرج کرد، مضمون دیگری برای مناقشه بود. در اواخر سلطنت محمدرضاشاه به استناد آن گفته میشد که رژیم به معنای دقیق کلمه خود را به آمریکاییان «فروخته» بود. نشریه گروههای مخالف سرکوب در ایران که در سال ۱۹۷۶(۱۳۵۵) منتشر شد، مخارج سیا را ۱۹ میلیون دلار ذکر کرده است. اما «کرمیت روزولت» که صحنه گردان عملیات آژاکس بوده است، از ۶۰ هزار دلار حرف میزند!.... لوی هندرسون [سفیر آمریکا هنگام کودتا] رقم یک میلیون دلار را عنوان میکند. تعیین اینکه کدامیک از این ارقام صحیح است کار دشواری است. میتوان چنین فکر کرد که بودجهای یک میلیون دلاری برای اجرای عملیات پیشبینی شده بود که همه آن خرج نشد. به علاوه نباید از یاد برد که انگلیسیها بهعنوان، ذینفع اول در این ماجرا، در تامین هزینه عملیات سهیم بودهاند.
با این وصف یک چیز مسلم است؛ برانداختن حکومت مصدق راه را برای حل مساله نفت از دید انگلیس و آمریکا هموار کرد. مساله ملی شدن صنعت نفت منتفی شد. کنسرسیومی از شرکتهای بزرگ نفتی تاسیس شد که انحصاربازرگانی نفت ایران را در ازای پرداخت ۵۰ درصد منافع به ایران در اختیار گرفت. ایران پول بیشتری بهدست میآورد ولی کماکان در اداره امور نفت خود اختیاری نداشت. به علاوه به موجب قرارداد سری، که مفاد آن در ۱۹۷۲(۱۳۵۰) علنی شد، هر شرکت میتوانست تولیدش را تغییر دهد (یعنی بهره مالکانه ایران را کم و زیاد کند) بدون آنکه دولت ایران را در جریان امر بگذارد. این قرارداد ایرانیان را، که پیوسته خواستار راهحلی منطبق با منافع ملی خود بودند، بهشدت منزجر کرد و هرچه بهتر قدر مصالحهناپذیری دکتر مصدق را آشکار کرد. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که امید استقلال اقتصادی ایرانیان را بر باد داد، به روزگار آزادی سیاسی در ایران نیز خاتمه داد.