تغییرات پیدرپی در مدیریت بانک مرکزی
در زمان تصویب قوانین پولی و بانکی سالهای ۱۳۳۹ و ۱۳۵۱، وظیفه تثبیت قیمتها بر عهده بانک مرکزی گذاشته نشد و این درحالی است که مهمترین توافق بینالمللی بانکهای مرکزی در سطح جهان، بر سر همین مساله است. حتی توافقی بر سر این هدف وجود نداشت و رشد اقتصادی از اولویت بیشتری برخوردار بود.
البته تکهدفی بودن بانک مرکزی نیز بهطور کلی پدیده جدیدی بهشمار میرود. بانک مرکزی در ایران، ابزارهایی را جهت اجرای سیاستهای پولی در دست داشت؛ ولی نکته اینجا است که این سیاستها عملا در ارتباط با سیاستهای اقتصادی دولت بود. مساله دیگری که به استقلال بانک مرکزی بازمیگردد، مدت فعالیت روسای آن و نحوه تعیین آنها است. در دوره ۱۹ساله فعالیت پیش از انقلاب اسلامی، بانک مرکزی شاهد هشتبار تغییر رئیس بود؛ درحالیکه طبق ضوابط کشورهای صنعتی این رقم نباید به بیش از ۲ میرسید. در زمینه شورای پول و اعتبار نیز وضعیت مشابهی حاکم بود. درحالیکه توافق عمومی در سطح جهانی این است که اعضای شورا یا حداقل اکثریت آن نه بهدلیل مسوولیت دولتی که بهدلیل اعتبار شخصی عضو شورا باشند؛ در ایران وضعیت کاملا متفاوت بود و هر عضوی از شورا در واقع سخنگوی یک گروه دولتی یا خصوصی بود.