مدیریت نفت عراق
نویسنده: ای.اف.الحاجّی<br> منبع: سندیکیت پراجکت <br>اشاره: این مقاله در تاریخ ۱۵ جولای ۲۰۰۴ نوشته شده است. قطعا بسیاری از اطلاعات مربوط به زمان انتشار این مقاله تغییر کرده است اما اهمیت آن از جهت منطق حاکم بر آن است که هنوز هم در مورد مساله اقتصاد انرژی در عراق ساری و جاری است.
نویسنده: ای.اف.الحاجّی
منبع: سندیکیت پراجکت
اشاره: این مقاله در تاریخ ۱۵ جولای ۲۰۰۴ نوشته شده است. قطعا بسیاری از اطلاعات مربوط به زمان انتشار این مقاله تغییر کرده است اما اهمیت آن از جهت منطق حاکم بر آن است که هنوز هم در مورد مساله اقتصاد انرژی در عراق ساری و جاری است. ***
در ماههای اخیر، تولید نفت عراق به بیش از ۲ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است. در این سطح، تولید و صادرات نفت از پیشبینیهای قبل از حمله به عراق پیشی گرفته است. متخصصان استدلال کردهاند که کمبودهای سرمایهگذاری، فقدان امنیت، مشکلات تثبیت دولت قانونی و افت کیفیت تکنولوژی به شدت تولید عراق را محدود خواهد کرد. بهرغم این شگفتیها، تولید روزانه نفت این کشور در ماه مارس به رکورد ۵/۲ میلیون بشکهای پیش از حمله به آن رسید.
شماری از عوامل، عراق را در افزایش تولید نفت خود توانمند کردند. به طور عمده، حکومت بوش ۳/۲ میلیارد دلار به عراق به منظور ذخیره تولید نفت خود اعطا کرد. پس از حمله، هیچ کس انتظار نداشت که عراق وامهای خارجی دریافت کند، چه برسد به اینکه کمکهای بلاعوض بگیرد. در عوض، ۳/۲ میلیارد دلار به طور مستقیم در بخش نفت عراق سرمایهگذاری شد. برای حمایت از حوزههای نفتی و سایر تاسیسات نیز آمریکاییها یک نیروی بسیار عظیم متشکل از سربازان و پیمانکاران بخش خصوصی را اختصاص دادند. سطح حفاظت از این تاسیسات حتی در مقایسه با رژیم صدام بیسابقه بود.
از نظر فنی، حکومت بوش بهترین شرکتهای خدمات نفتی جهان را برای راهاندازی دوباره آن دسته از حوزههای نفتی عراق که به لحاظ تکنولوژی با چالش مواجه هستند، استخدام کرد. این شرکتها هنوز راهی طولانی را باید برای فعال کردن این حوزههای نفتی طی کنند. با وجود این، در حال حاضر نیز پیشرفتهای آشکاری صورت گرفته است. افزون بر این، جنگ کیفیت حوزههای نفتی عراق را تغییر نداد. این حوزهها هنوز در میان غنیترین حوزههای جهان قرار دارند و میتوانند نفت را با سرمایهگذاری و تلاشی نسبتاً اندک تولید کنند.
سرانجام، قیمتهای بالای نفت در ۱۲ ماهه گذشته به نحوی غیرمنتظره، سود بادآورده عظیمی برای [تامین بخشی از] بودجه عراق فراهم آورده است. قیمتهای بالا همچنین شرکت «کااُلیشن پرو ویژنال آثوریتی» را برای افزودن حتی پرسنل امنیت خصوصی به منظور حفاظت از خطوط لوله و پالایشگاهها توانمند کرد.
کمک مالی بلاعوض به عراق برای ذخیره کردن نفت خود یکی از بهترین تصمیمهای پس از جنگ علیه این کشور بود که حکومت بوش آن را اتخاذ کرد. این پول به عراق اجازه داد تا توجه به موضوعهای تکنولوژی، تولید و امنیت را در سراسر سیستم نفتی خود کلید بزند. اما این سوال باقی میماند: آیا رشد تولید نفت در پی انتقال حاکمیت به حکومت عراقی در پایان ژوئن ادامه خواهد یافت؟
برخلاف تزریق زیاد سرمایه و امنیت بیسابقه، شورشیان هنوز توقف یا کاهش صادرات و تولید نفت را چندین بار پس از حمله به عراق مدیریت کردهاند.
بمباران خط لوله نفت یا سایر تاسیسات در عراق تقریبا یک رویداد روزانه است و انتقال قدرت [از صدام به نیروهای آمریکایی] این حملهها را تاکنون کاهش نداده است.
همانند حکومت بوش و خود صدام، شورشیان هم درک میکنند که هرکسی نفت عراق را کنترل کند، سرنوشت عراق را کنترل خواهد کرد. حکومت جدید عراق که حتی از سوی نیرویهای نظامی ایالات متحده حمایت میشود، به سادگی نمی تواند جریان پیشبینی پذیر نفت را تضمین کند و [بنابراین امنیت] تولید نفت کاملا بیثبات باقی میماند. همزمان، حفظ جریان سرمایهگذاریها در بخش نفت عراق نه تنها برای رشد اقتصادی که برای بقای این کشورحیاتی است.
پول، نوزایش تکنولوژی را همانند امنیت به ارمغان میآورد. در بهترین شرایط، با بالا ماندن قیمتها، سرمایهگذاری در دسترس برای حفظ و نوسازی صنعت نفت عراق محدود هستند. اگر قیمتهای نفت در آینده کاهش یابد، این صنعت به سختی آسیب خواهد دید. این موضوع روابط جالبی را میان عراق و عربستان سعودی ایجاد میکند. تنها عربستان سعودی میتواند تولید جهانی نفت را در راهی که شرایط را برای عراق فراهم خواهد کرد و قیمتها بالا نگه داشته خواهد شد، مدیریت کند. در مقابل، تنها عربستان سعودی است که میتواند بازار را اشباع کند و قیمتها را از سطوح کنونی خود پایین
آورد.
کاهش در عایدیهای ناشی از نفت میتواند برای دولت نورسیده عراقی مخرب باشد. عایدیهای کنونی نفت به سختی برای پوشش هزینههای دولت کافی است، چه برسد به اینکه هزینههای بازسازی، بدهی و خسارات جنگ را بپردازد. حتی اگر جورج بوش دوباره در انتخابات برنده شود، بسیار غیرمحتمل است که ایالات متحده کمک مالی بلاعوض دیگری را به حاکمیت عراق بکند. از لحاظ تئوری، وامهای بینالمللی میتوانند جایگزین [کمکهای بلا عوض] باشند، اما هیچ کشوری به دولتی بیثبات وام نمیدهد، چه برسد به دولتی که مشروعیتش به طور کامل احراز نشده است؟
حکومت جدید مجبور خواهد بود تا مسیری آرام را برای احیای نفت خود طی کند. همزمان منطق حمایت آمریکایی از صنعت نفت عراق قدرتمند باقی میماند. کمکهای مالی بلاعوض ایالات متحده بی ثباتی تولید را کاهش میدهد. رژیم صدام طی ۳۰ سال گذشته باعث اغلب بیثباتیها در بازار نفت بود. در واقع، از سال ۱۹۷۳، رویدادهای مرتبط با عراق تمام افزایشها در قیمتهای نفت را به وجود آورد.
امیدی که وجود دارد این است که تغییر رژیم این کشور بی ثباتی بازار را کاهش میدهد و قیمتهای نفت را باثبات میکند. متاسفانه، عراق به دلیل داشتن تولیدی به شدت غیرقابل پیشبینی، ظاهرا مصمم است تا منبع عمدهای برای قیمتهای بالای نفت باشد. در آیندهای قابل پیشبینی، یکی از نتایج اصولی حمله به عراق بیثباتی بیشتر و بنابراین قیمتهای بیشتر خواهد بود.