نقش دولتهای محلی در برنامهریزی و مدیریت شهرهای آینده
نسرین شیخی<br>اشاره:<br>در سپتامبر سال ۲۰۱۲ (شهریور ماه ۱۳۹۱) ششمین مجمع جهانی شهر با موضوع آینده شهرها در ناپل ایتالیا برگزار شد. دراین مجمع گفتوگوها و مناظراتی با محوریت مدیریت و برنامهریزی برای آینده شهرها صورت گرفت. برنامهریزی برای آینده قرن۲۱، قرنی که قرن شهرها نام گرفته است.
نسرین شیخی
اشاره:
در سپتامبر سال ۲۰۱۲ (شهریور ماه ۱۳۹۱) ششمین مجمع جهانی شهر با موضوع آینده شهرها در ناپل ایتالیا برگزار شد. دراین مجمع گفتوگوها و مناظراتی با محوریت مدیریت و برنامهریزی برای آینده شهرها صورت گرفت. برنامهریزی برای آینده قرن۲۱، قرنی که قرن شهرها نام گرفته است. طبق پیشبینیها قبل از رسیدن به نیمه این قرن، شهرها سکونتگاه ۷۰ درصد از جمعیت دنیا خواهد بود. پس تصویری که ما از آینده خواهیم داشت تصویری است که از شهرها برجای میماند. روند کنونی مدیریت و برنامهریزی شهری تعیینکننده این تصویر خواهد بود. این یادداشت به نقش مقامات محلی در روبهروشدن شهرها با آینده شهری میپردازد. آیندهای که شهروندان از زندگی در شهرهایی با مدیریت و برنامهریزی کارآمد لذت میبرند.
افزایش هزینههای ناشی از ازدیاد جمعیت و توسعه عمودی و افقی شهرها، رشد شتابانی که شهرنشینی، بهخصوص در کشورهای در حال توسعه با آن روبهرو است تشریک مساعی و مشارکت بخشهای دولتی، خصوصی و محلی را ضروری میسازد. با وجود همه اقدامات صورت گرفته، هنوز هم شاهد این هستیم که رشد شتابان شهری، آینده شهرها را درهالهای از ابهام فرو برده است. پس نیاز به رویکردی جدید و تغییرات سازندهتر، مکانیسمهای حکمروایی بهتر و استراتژیهایی بدیعتر در جهت یکپارچهسازی شهری و منطقهای برای داشتن شهرهایی پررونقتر، ضرورتی غیرقابل انکار است.
این واقعیت که همه شهرها بهرهبرداری مطلوب و کاملی از داراییها و فرصتهای بالقوه خود نداشتهاند، امری مسلم است. با این حال، درمورد مجموعهای از عوامل و شرایطی که باعث شده است در برخی شهرها این بهره برداری بهتر صورت گیرد اشتراک نظر وجود ندارد. همچنین این نکته که رهبران و مدیران شهر تا چه حد قادر به هدایت شهرهای خود به سمت این چشمانداز هستند، قابلیت بررسیهای فراوان دارد.
در مناطقی از دنیا که نظام برنامهریزی و مدیریت شهر با انتقادهایی روبهرو بوده است، نفوذ فراگیر سطوح بالاتر دولت را شاهد هستیم. مقامات ملی و ایالتی - یا استانی تمایل دارند که قدرت غالب در فرآیند برنامهریزی باشند و حداقل فضای مانور را در اختیار شهرداران و مدیران شهری خود قرار میدهند. به همین ترتیب، در عمده برنامههایی که پویایی شهرها را از نظر قانونی یا مالی تحت تاثیر قرارمیدهد، دیکته صرفا مدیریتی ارگانهای سطوح بالاتر را شاهد هستیم. در هر دو این موارد هوشیاری شهرداران و کارگزاران آنها تعیینکننده بهینه سازی اثر عمل خود در سطح محلی است.
تجربه حکمروایی چندسطحی و تغییر ارتباطات بین بازیگران سطوح مختلف سرزمینی، نشان از ایجاد فرصتها و نتایج مثبت دارد. تجارب نشان از موفقیت بیشتر شهرهایی دارد که جزئی از استراتژیهای توسعه ملی و منطقهای هستند. در این شهرها منابع مالی بیشتری صرف یکپارچه شدن با دیگر نقش آفرینان توسعه در سطح ملی و بینالمللی میشود. از طرفی دولتهای ملی که معیارهای تمرکززدایی بیشتری را اتخاذ کرده و با دولتهای محلی فعال و خلاق ارتباط موثرتری داشتهاند به نتایج بهتر با تاثیرات اجتماعی بیشتر رسیدهاند. در حقیقت استراتژی رهبری مکان مبنا بهخصوص رهبری محلی در ارتقای خلاقیت، در ارائه خدمات عمومی نقشی بسیار پررنگ دارد.
قلمرو رهبری در شهر متشکل از ۳ حوزه است که عبارتند از رهبری سیاسی، رهبری حرفهای و مدیریتی و رهبری مدنی و تجاری. هر کدام از این حوزهها در عین اینکه در بخشهایی از هم متمایز میشوند ولی نقاط کاری مشترکی دارند و در صورتی به موفقیت میرسند که هر کدام به تنهایی کار نکنند و با هم همکاری و ارتباطات موثر داشته باشند. برنامهریزی شهری نیز اساسا شکلی از حکمروایی است و به شکل اجتنابناپذیری جزئی از فرآیندی است که با هدف شکل دهی به توسعه شهری با اندیشه آینده آن است. برنامهریزی شهری و حکمروایی شهری از نظر مفهومی کاملا به هم مرتبط هستند. مداخله عمومی در مسکن، آموزش، بهداشت، خدمات حمل و نقل، فاضلاب و امور فرهنگی نیاز به رویکردی فراگیر دارد که به هیچ وجه نمیتواند نقضکننده حکومت محلی باشد.
هر دو سیستم برنامهریزی و حکمروایی به تمرکززدایی از سیستمهای سازمانی، قانونی و سیاسی و نقش نسبی بخشهای دولتی، خصوصی و مردم محور در فعالیت توسعه دارد. این موارد در شهرهای مختلف به اشکال مختلف گرد هم میآیند تا زمینهای را فراهم کنند که در آن شهر شکل میگیرد.
شهرنشینی یک چالش منحصر به شهرها نیست، بنابراین پرداختن به برنامههای جدید شهری نیاز به همکاری بسیار نزدیک همه ردههای دولت دارد. برای اینکه توسعه در کشورهای در حال توسعه موثر باشد، نیاز به مکانیسمهای چندلایه هماهنگکننده سیاستهای کارآمد، برای حمایت از تدوین سیاست و مداخله هماهنگ چندگانه بین دولت ملی و محلی وجود دارد.
آینده خدماترسانی عمومی بستگی مستقیم به موفقیت اقتصادی دارد. دولتهای محلی میتوانند شرایط را برای سرمایهگذاری با مشارکت بخش خصوصی و دانشگاهها به منظور توسعه و رشد ایجاد کنند. اکنون شوراها میتوانند تبدیل به یک بخش حیاتی از سیاستهای اقتصاد خرد، به ویژه حمایت از رشد مناسب با رویکرد مسوولانه اجتماعی به اشتغال و رفاه اقتصادی شوند.
در طول دهه گذشته، تمرکززدایی، تفویض اختیارات بیشتری به دولتهای محلی را موجب شده است، بدون آنکه تمرکززدایی لازم مالی متناظر با آن نیز صورت بگیرد. اما شهرهای موفق شیوههای خود را تغییر داده، امور مالی خود را بهبود بخشیده، سرمایهگذاران خصوصی را جذب کرده و از فقرا حمایت میکنند. استراتژی دولت محلی کمک خواهد کرد که دولت در تمام سطوح عادلانهتر، کارآمدتر و پایدارتر باشد. باید بر روی عناصر اصلی سیستم شهر که عبارتند از: مدیریت شهر، امور سرمایهگذاری، و حکمروایی شهر متمرکز شد.
ظرفیت سازی به منظور بهبود مدیریت دولتهای محلی ضروری است. اما به چیزی فراتر از ارائه آموزش که منجر به اصلاحاتی شود که «قواعد بازی» را با استفاده از مبنا و چارچوب سیاستی مبتنی بر قواعد همان بازی تغییر دهد، نیاز دارد. مهیا کردن منابع برای دولتهای محلی براساس عملکردشان میتواند حس رقابت برای منابع را القا کند و به عنوان انگیزهای برای اصلاح باشد. این اقدامات اصلاحی میتواند در گسترهای از موارد از جمله مدیریت مالی، پاسخگویی، جمعآوری درآمدهای محلی، عملکرد اقتصادی و... انجام شود. در حال حاضر زمان آن رسیده است که دولتهای محلی از فرصت استفاده کرده و آینده را شکل دهند. آیندهای که سرشار از انگیزه برای رشد همهجانبه باشد. آیندهای پایدار که هر شهروند حقی از شهر داشته باشد و توزیع ثروت شهر در بین صاحبان اصلی آن به عدالت صورت گیرد.
*دانشآموخته برنامهریزی شهری
(nasrin.sheykhi@gmail.com)
پاورقی:
۱- این مجمع توسط مرکز اسکان بشر سازمان ملل نامگذاری گردید و به بررسی تاثیرات شهری شدن بر جوامع، اقتصاد، شهرها و خطمشیها و راهبردها میپردازد.