رد پای مکاتب فکری در ساختار اقتصاد ایران- ۷
هفتمین دور مجموعه گفتوگوهای ردپای مکاتب فکری در ساختار اقتصاد ایران، نگاه متفاوتتری به این دیدگاهها دارد. در گفتوگوهای پیشین علاوه بر بررسی دو دیدگاه «چپ» و «راست»، صحبت از دیدگاه سومی در اقتصاد ایران به میان آمد که در گفتوگوهای انجام شده، نقش کمرنگتری داشت.
هفتمین دور مجموعه گفتوگوهای ردپای مکاتب فکری در ساختار اقتصاد ایران، نگاه متفاوتتری به این دیدگاهها دارد. در گفتوگوهای پیشین علاوه بر بررسی دو دیدگاه «چپ» و «راست»، صحبت از دیدگاه سومی در اقتصاد ایران به میان آمد که در گفتوگوهای انجام شده، نقش کمرنگتری داشت. این دیدگاه که به «اقتصاد اسلامی» معروف شده طرفداران خاص خود را دارد، از همین رو در مسیر بررسی مکاتب فکری در اقتصاد ایران این دیدگاه را نیز مورد بررسی قرار دادیم. پیش از این با دکتر حسن سبحانی استاد دانشگاه تهران و مرتضی عزتی استاد دانشگاه تربیت مدرس در همین رابطه گفتوگو شد.از آنجا که اولین پایگاه «اقتصاد اسلامی» در میان روحانیت و مرجعیت است، با آیتالله موسوی بجنوردی رییس دایره المعارف اسلامی،
که علاقهمند به اقتصاد است،گفت وگو کردیم. این گفتوگو در موسسه عالی امام خمینی انجام شد. آیتالله موسوی بجنوردی معتقد است که اقتصاد یک حقیقت واحده است و نمیتوان گفت اقتصاد اسلامی یا اقتصاد نظام سوسیالیستی یا نظام سرمایهداری.
وی میگوید: گرایشهای دیگری در اقتصاد وجود دارد، ازهمین رو بهتر است بگوییم نظام اقتصادی اسلام. آیت الله بجنوردی درباره علت اختلاف دیدگاه در سه دهه گذشته تصریح میکند: «اقتصاددانان با گرایشهای مختلف هستند. گروهی که الگوی نظام سوسیالیستی در ذهن دارند، سعی میکنند اقتصاد کشور را به آن سو هدایت کنند و در مقابل گروهی به نظام سرمایهداری اعتقاد دارند و به دنبال پیاده کردن دیدگاههای خود در اقتصاد هستند. این چنین است که تضادهایی شکل میگیرد. کما اینکه تاکنون هم شاهد این تضاد ها در تصمیم گیری ها بودهایم.»
گفت وگوی دوم با علی دینی عضو هیات علمی موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی انجام شد.او در این گفتوگو با بررسی دلایل شکلگیری اجماع واشنگتنی به دیدگاه رایج در اقتصاد ایران میپردازد. او میگوید: «یکی از مشکلات اقتصاد ایران که مرتبط با موضوع حکمرانی است این است که تخصص گرایی جایگاه لازم را در ساختار اجتماعی به معنای کلی کلمه ندارد.
دلیل آن هم به نظرم این است که در حوزه سیاسی، سیستم حزبی به معنی کلاسیک و سازمان یافته وجود ندارد. چون اگر سیستم حزبی شکل میگرفت، هر حزبی سعی میکرد از نیروهای متخصص در زمینههای مختلف استفاده کند. ما آن را نداشتهایم و به این اعتبار گزینش نیروها برای مدیریتهای ارشد اقتصادی بیشتر تابع مسائل سیاسی بوده است تا تخصصی.»