فروپاشی که کاملا قطعی بود - ۲۸ آبان ۸۷
جعفر خیرخواهان
آندره اسلوند<br> مترجم:جعفر خیرخواهان<br>فروپاشی اتحاد شوروی یکی از نمایشهای هیجانی بزرگ قرن بیستم بود. آیا این فروپاشی چارهناپذیر بود؟ پاسخ من نه فقط بلی است بلکه فروپاشی به چندین دلیل کاملا قطعی بود چون که فروپاشی چندگانه بود: یک امپراتوری، یک نظام اقتصادی و یک نظام سیاسی فرو ریخت.
آندره اسلوند
مترجم:جعفر خیرخواهان
فروپاشی اتحاد شوروی یکی از نمایشهای هیجانی بزرگ قرن بیستم بود. آیا این فروپاشی چارهناپذیر بود؟ پاسخ من نه فقط بلی است بلکه فروپاشی به چندین دلیل کاملا قطعی بود چون که فروپاشی چندگانه بود: یک امپراتوری، یک نظام اقتصادی و یک نظام سیاسی فرو ریخت. آن فرایند انقلابی بود که در آن نهادهای دولتی موجود بتدریج تضعیف شده و سپس فرو ریختند.نظام اقتصادی شوروی در شرف نابودی بود و ایرادات آن کاملا شناخته شده بود اما این نظام متحجر میتوانست تا رونق نفتی بعدی دوام بیاورد همان طور که کره شمالی و کوبای تنها شده امروز وقتکشی کرده و به حیات بیارزش خود ادامه میدهند. پرسترویکا باعث بحران اقتصادی حادی شد که اتحاد جماهیر شوروی را از رکود به بحرانی کشنده کشاند. مشکلات اقتصادی به وجود آمده را میتوان به سه دسته تقسیم کرد.
نخست سیاست مالی که از ۱۹۸۶ به بعد آشکارا غیرمسوولانه بود، با کسری بودجه بزرگ و فزاینده که پایدار نبوده و با چاپ بیپروای پول تامین میشد. گورباچف و ریژکوف مسوولیت اصلی در کسری بودجه متورم شده را داشتند که گورباچف آن را پذیرفت: «خطاهای جدی واقعا رخ داد. و بدترین خطا این بود که ما اجازه دادیم چنین وضعیتی در نظام مالی به وجود آید... به این خاطر اعتراف میکنم که ما مسوول هستیم...». گورباچف با گفتن اینکه وقتی دوست قدیمیاش یوری آندرپوف در ۱۹۸۳ دبیرکل بود «او به ما [گورباچف، ریژکن و دولگیچ] اجازه نداد تا به بودجه و دادههای مخارج نظامی نزدیک شویم این در حالی بود که در آن زمان من عضو دفتر سیاسی بودم و ریاست جلسات دبیرخانه حزب را داشتم» از خودش دفاع کرد. این جملات روشن میسازد که نه فقط دسترسی به اطلاعات کلیدی تا چه حد محدود بوده است بلکه چقدر گورباچف و ریژکوف بیخبر از مسائل بودند که از خاطراتشان آشکار است. بیثباتی اقتصاد کلان، بیاطلاعی اقتصادی و ناتوانی در استفاده از تخصص مناسب، فاجعه را چارهناپذیر ساخت.دوم اینکه اصلاحات تدریجی، حقوق کنترلی بر دارایی را از حقوق نقدینگی جدا ساخته و ماشین رانتجویی را به حرکت درآورد. انگیزهها مختل و پاسخگویی ناپدید شده بود. مدیران مشغول نقب زنی به ثروت عمومی از طریق بنگاههای دولتی و انتقال آن به مکانهای امن خصوصی در خارج بودند. در ۱۹۹۰ این رانتجویی، فروپاشی اقتصادی را چارهناپذیر میساخت.سوم این که، توانمندسازی ناقص ملی و دموکراتیک مردم شوروی باعث پوپولیسم شد، چون ملتها و مردمانشان اجازه یافتند تا مزایای اقتصادی بیشتری تقاضا کنند اما قدرت واقعی به آنها داده نشد.