پاورقی - مرور کتاب روسیه پس از فروپاشی شوروی (۳۹)

فروپاشی که کاملا قطعی بود

شماره روزنامه: ۱۶۶۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۲۵۴۹ اقتصاد-سیاسی

جعفر خیرخواهان

آندره اسلوند<br> مترجم:جعفر خیرخواهان<br>یلتسین شاید روشن‌ترین توصیف را از گورباچف کرد:<br>او می‌خواست چیزهایی را با هم ترکیب کند که قابل ترکیب شدن نبودند‌ ازدواج مار با جوجه‌تیغی‌ کمونیسم و اقتصاد بازار، مالکیت خصوصی و مالکیت عمومی، نظام چندحزبی و حزب کمونیست با انحصار در قدرت. اما این چیزها سازگار نیستند. او می‌خواست برخی از چیزهای قدیمی را حفظ کند درحالی که اصلاحات جدید را معرفی نماید. در آخرین اشتباهش، او می‌خواست کشور را تک دولتی کند. این ناممکن است؛ این غیر واقعی است. اما او تصمیم گرفت به توهماتش بچسبد و منتظر موقعیتی مناسب بود. <br>

آندره اسلوند

مترجم:جعفر خیرخواهان

یلتسین شاید روشن‌ترین توصیف را از گورباچف کرد:

او می‌خواست چیزهایی را با هم ترکیب کند که قابل ترکیب شدن نبودند‌ ازدواج مار با جوجه‌تیغی‌ کمونیسم و اقتصاد بازار، مالکیت خصوصی و مالکیت عمومی، نظام چندحزبی و حزب کمونیست با انحصار در قدرت. اما این چیزها سازگار نیستند. او می‌خواست برخی از چیزهای قدیمی را حفظ کند درحالی که اصلاحات جدید را معرفی نماید. در آخرین اشتباهش، او می‌خواست کشور را تک دولتی کند. این ناممکن است؛ این غیر واقعی است. اما او تصمیم گرفت به توهماتش بچسبد و منتظر موقعیتی مناسب بود.

ضعف بنیادی گورباچف، باور داشتن به لنین و ایدئولوژی کمونیستی بود. او یکی از آخرین کسانی بود که اعتقاد داشت کمونیسم را می‌توان اصلاح کرد اما در غیر اینصورت تردیدی نیست او را زودتر از اینها بیرون می‌کردند. او یک شخصیت طبیعی دوران گذار بود، یک میانه‌رو که فرایند انقلاب را به راه انداخت و رادیکال‌ها به قبضه خود در آوردند. او نواقص سیستم شوروی را دید اما می‌خواست سیستم را اصلاح کند تا بهتر شود. از نتیجه‌گیری منطقی برای کنارگذاشتن کمونیسم خودداری می‌کرد. آن طور که یلتسین بیان کرد: «گورباچف همیشه یک حامی سوسیالیسم با چهره انسانی بوده است.»

با این که او سیستم سابق را مضمحل کرد موفق نشد بدیل قابل تاملی معرفی کند و درون یک پوچی فکری عمیق افتاد. یلتسین نوشت «حتی گورباچف اصلاح‌طلب از شکستن و نابودی نظام نسبت به هر کار دیگر روی زمین ابا داشت.» ایگور گایدار به نحو مناسب گورباچف را توصیف کرد:

«او اجازه داد غول آزادسازی اقتصادی از بطری خارج شود اما نه توانست آن را کنترل کند نه آن را به بطری باز گرداند. او نتوانست تصمیم بگیرد که واقعا چه چیزی می‌خواهد. و اینجا است که جدی‌ترین نقطه ضعف گورباچف وجود دارد‌ ناتوانی در گرفتن تصمیمات لازم هر چند پرریسک باشند و سپس دنبال کردن آنها بود.»

همچنان که مواضع سیاسی گورباچف تضعیف و تخریب می‌شد، واکنش عجیب و غریب وی صحبت کردن در تلویزیون برای ساعت‌ها بود بدون اینکه محتوایی داشته باشد. در آخرین سال‌های حکومتش، او را آدم وراج و پرحرف لقب دادند. با این حال گورباچف تعهد قوی به راه‌حل‌های صلح‌آمیز داشت و سعی در جلوگیری از خشونت تا حد تاثیرگذاری داشت. بزرگترین دستاورد وی نابود کردن اتحاد شوروی بود اما آن هرگز قصد وی نبود که او را با حال و هوای یک قهرمان تاسف‌خور باقی گذاشت.

همان طور که بحران‌های متعدد به فاجعه تبدیل می‌شد دو دستگی سیاسی ادامه می‌یافت. انتخاب روشنی که باید گرفته می‌شد نقطه قوت یلتسین بود. گورباچف و یلتسین هم‌سن بودند و پیشینه مشابهی داشتند اما شخصیت آنها بسیار متفاوت بود. یلتسین آدم‌ سازشکاری نبود و اخراجش از کادر رهبری کمونیست در ۱۹۸۷ باعث آسیب شخصیتی به وی شد که نیاز داشت بنشیند و درباره جهت حرکتش فکر کند. از آن لحظه او همراه با افکار عمومی به تندروی کشیده شد.

معدود کسانی مثل یلتسین، رها از باورهای پیشین خود بوده و بدون تعصب هستند. او یک سیاستمدار شهودی بود که خود را با یک وضعیت روبه‌رو می‌کرد، مردم را احساس می‌کرد و نتیجه خود را با منطق بیرحمانه‌ای می‌گرفت. او همه ویژگی‌های یک رهبر انقلابی را داشت. او در فاصله ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱، زمانی که سردرگمی و بحران بدتر می‌شد، همچون قفنوسی از خاکستر بیرون آمد. وقتی سایرین مردد بودند یا می‌ترسیدند، یلتسین آرام، مطمئن و ظاهرا خوشحال بود. آن هنگام که از یک تانک در بیرون کاخ سفید در ۱۹ اوت ۱۹۹۱ بالا رفت به نوک قله رسیده بود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن