یادداشت

فصلی تازه در تاریخ دیپلماسی اقتصادی بین‌المللی - ۲۲ آبان ۸۷

شماره روزنامه: ۱۶۶۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۱۷۳۵ اقتصاد-سیاسی

فریدون خاوند<br> بخش دوم<br>«برتون وودز» دوم ترکیب قدرت‌های شرکت کننده در نشست واشنگتن، که گویا هدف آن پرداختن به قواعد ناظر بر روابط مالی بین‌المللی است، تحولات شگفتی را به نمایش می‌گذارد که طی سی سال گذشته در جغرافیای اقتصادی و سیاسی جهان به وجود آمده است.

فریدون خاوند

بخش دوم

«برتون وودز» دوم ترکیب قدرت‌های شرکت کننده در نشست واشنگتن، که گویا هدف آن پرداختن به قواعد ناظر بر روابط مالی بین‌المللی است، تحولات شگفتی را به نمایش می‌گذارد که طی سی سال گذشته در جغرافیای اقتصادی و سیاسی جهان به وجود آمده است. در واقع گسترش نشست از «گروه هفت» به «گروه بیست» به آن معنا است که رابطه قدرت‌ها در مقیاس بین‌المللی دگرگون شده و تصمیم‌گیری درباره آینده نظام اقتصادی جهان دیگر در انحصار قدرت‌های سنتی صنعتی نیست. به بیان دیگر بخش بزرگی از آنچه «جهان سوم» نامیده می‌شد و می‌شود، سربلند کرده، اهرم‌های نیرومندی را در عرصه‌های صنعتی و مالی و بازرگانی در اختیار گرفته و از این پس سهم خود را در اداره اقتصاد بین‌المللی مطالبه می‌کند.

دستور کار «گروه بیست» در واشنگتن هنوز رسما اعلام نشده، ولی از شواهد چنین بر می‌آید که هدف اصلی آن فراهم آوردن زمینه یک نشست وسیع‌تر بین‌المللی است که قرار است نهاد‌ها و قوانین ناظر بر روابط اقتصادی جهان را بازسازی کند و به جای نظام به وجود آمده در پی جنگ جهانی دوم، نظام تازه‌ای را پایه‌‌ریزی کند که با دنیای قرن بیست و یکم میلادی سازگار‌تر باشد.

نظام بین‌المللی اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم، که نهاد‌ها و قوانین ملهم از آن همچنان از اعتباری کم و بیش نسبی برخوردار است، از دل کنفرانس معروف «برتون وودز» بیرون آمد. کم نیستند کسانی که برای نوسازی یا باز سازی این نظام، «برتون وودز» دومی‌ را پیشنهاد می‌کنند.

در ماه ژوییه سال ۱۹۴۴ میلادی، در تفریح‌گاه زمستانی «برتون وودز» واقع در نیوهام شایر آمریکا، پایه‌های نظامی‌ریخته شد که به‌رغم دگرگونی‌های فراوان، هنوز بخشی از روابط اقتصادی بین‌المللی را زیر سلطه خود دارد. این نظام حاصل سال‌های بسیار تلخی است که اقتصاد‌های آن روز جهان در دهه سیاه ۱۹۳۰ میلادی تجربه کردند.

در پی بحران اقتصادی سال ۱۹۲۹ میلادی، که بزرگ‌ترین زلزله اقتصادی در تاریخ نظام سرمایه‌داری به شمار می‌رود، بخش بسیار گسترده‌ای از دنیای صنعتی در رکود شدید اقتصادی فرو رفت. چگونگی رویارویی قدرت‌های بزرگ اقتصادی آن زمان با بحران، پس‌لرزه‌های آن را شدت بخشید. در واقع مجموعه‌ای از سیاست‌های نادرست، سال‌های ۱۹۳۰ میلادی را به یکی از سخت‌ترین دوران‌ها در تاریخ روابط اقتصادی بین‌المللی بدل کرد و حتی زمینه‌های مساعدی را برای شعله‌ور شدن جنگ جهانی دوم فراهم آورد.

قوانین بازی: یکی از نادرست‌ترین سیاست‌ها در مقابله با بحران ۱۹۲۹، روی آوردن به سیاست‌های حفاظتی و حمایتی در عرصه بازرگانی بود. استدلال چنین بود: برای فرو نشاندن بحران، موثر‌ترین وسیله بستن مرز‌ها بر کالا‌های خارجی است. بر این اساس ایالات متحده آمریکا سختگیرانه‌ترین قوانین بازرگانی تاریخ خود را به اجرا گذاشت و قدرت‌های اروپایی نیز، کم و بیش، به همان راه رفتند.

قدرت‌های اقتصادی سال‌های ۱۹۳۰ میلادی، برای افزایش صادرات و کاهش واردات خود، هیچ وسیله‌ای را فرو نمی‌گذاشتند. کاهش ارزش پول ملی، یکی از مهم‌ترین سلاح‌های مورد استفاده در این «جنگ بازرگانی» تمام عیار بود. در واقع کشور‌ها، به گونه‌ای یکجانبه، ارزش پول خود را پایین می‌آوردند تا صادراتشان ارزان‌تر و واردات‌شان گران‌تر شود. در این شرایط راه بر مبادله آزاد بسته شد، اما بحران اقتصادی حاصل از توفان سال ۱۹۲۹ همچنان ادامه یافت تا شعله‌های جنگ دوم زبانه کشید.

کنفرانس معروف «برتون وودز» به منظور جلوگیری از تکرار هرج و مرج سال‌های ۱۹۳۰ برگزار شد. نظام پولی بین‌المللی و پرچمدار آن، صندوق بین‌المللی پول، از دل همین کنفرانس بیرون آمد تا راه بر نوسان‌های خودکامانه پولی بسته شود. ایجاد بانک جهانی برای بازسازی اقتصاد‌های ویران حاصل از جنگ، یکی دیگر از تصمیم‌های مهم «برتون وودز» بود. و سر انجام با الهام از فلسفه حاکم بر همین کنفرانس بود که به منظور آزاد سازی بازرگانی بین‌المللی، در سال ۱۹۴۷ میلادی «موافقتنامه عمومی‌ تعرفه و تجارت» معروف به «گات» به امضا رسید که در سال ۱۹۹۴ جای خود را به سازمان جهانی تجارت سپرد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن