گفت و گو -گفت‌وگوی «دنیای اقتصاد» با دکتر نعمت‌ا... افاضلی استاد دانشگاه علامه

مدرنیته تابع الگوی واحدی نیست - ۲۲ آبان ۸۷

شماره روزنامه: ۱۶۶۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۱۷۳۲ اقتصاد-سیاسی

مجید یوسفی<br> Yousefi۱۹۶۸@yahoo.com<br>بخش نخست این گفت و گو را دیروز خواندید. امروز بخش پایانی آن را می‌خوانید:<br>این قضاوت، به نوعی قضاوت ایدئولوژیک است که به گفته ماکس وبر عقلانیت در آن جایگاهی ندارد. پس نباید از مدرنیته سخنی گفته شود.

مجید یوسفی

Yousefi۱۹۶۸@yahoo.com

بخش نخست این گفت و گو را دیروز خواندید. امروز بخش پایانی آن را می‌خوانید:

این قضاوت، به نوعی قضاوت ایدئولوژیک است که به گفته ماکس وبر عقلانیت در آن جایگاهی ندارد. پس نباید از مدرنیته سخنی گفته شود. یا مثلا سنتی‌ها با آن قضاوت‌های خودشان که این چه شباهتی به سنت دارد یا این فقط لگدمال کردن ارزش‌های ماست. به اعتقاد من هر دوی اینها به یک اندازه از تجزیه و تحلیل و فهم آنچه که اتفاق افتاده ناتوانند و برای اینکه ناتوانی خودشان را پنهان کنند به قضاوت‌های سیاسی و ایدئولوژیک پناه می‌برند چون راحت تر می‌توانیم آن را در معرض اتهام قرار دهیم. در اینجا می‌توان گفت که تفکرات، تفکرات التقاطی است، ایدئولوژی‌های التقاطی با واژه‌های غربی است، غربی نیست، سنتی است یا سنتی نیست همدیگر را متهم می‌کنند.

دلیل این ناتوانی و ضعف در چیست؟

چون کسانی که قرار بود اینها را بفهمند اغلب یا فیلسوفان بودند که با واقعیات فاصله داشتند و به کمک مفاهیم می‌خواستند درک کنند نه به کمک تجربه یا یک نگاه درونی داشتند یا ادبا بودند که می‌خواستند از طریق تخیل یا از طریق سنت‌هایی که در ادبیات و هنر و یا با یک نوع نگاه زیباشناسانه و با واسطه صنایع و اسلوب‌ها و سنت‌های هنری که وجود داشت، با آن برخورد کنند. یا سیاستمداران بودند که براساس منافع و قدرت می‌خواستند متوجه شوند. و یا جامعه شناسانی بودند که اغلب می‌خواستند بر اساس همان مفاهیمی که در سنت علوم اجتماعی، که در جای دیگری شکل گرفته درک کنند. انسان شناسانی که در سنت جامعه بزرگ شده باشند و این مسائل را تجربه کرده باشند را ما تربیت نکردیم نگاه آنتوگرافیک مردم نگارانه ای که از دل این تجربه برآمده باشد و بخواهد این تجربه را توضیح بدهد و نگوید که اینها ظاهر قضیه است و بگویند زندگی همین است. زندگی اصلا ظاهر و باطن ندارد که زندگی یک هستی، یک کلیت، با همین اجزا است. این مبل در خانه من ظاهر زندگی من نیست. همین زندگی من است. به همان اندازه که چیزهای دیگر جزو زندگی من است. و کلیت زندگی ایرانی همین‌ها است. ما وقتی می‌توانیم به فهم واقعی برسیم که از همین جا شروع کنیم از همین ظواهر شروع کنیم نه اینکه اینها در پرانتز و کنار بگذاریم. من در این کتاب و کتاب‌های دیگری که درحال آماده کردن هستم به دنبال این هستم که توضیح بدهم که این ترکیب تازه از تعامل تجربه تاریخی ۱۵۰ ساله ما چیست؟ و فکر می‌کنم که آن نگاه‌های گذشته ما پاسخگو نیست. مثلا، عده ای فکر می‌کنند که با تجزیه و تحلیل نظام اندیشه تاریخی ما می‌توانند پاسخگو باشند ولی از دیدگاه من بیراه می‌روند.

اینها معتقدند که اگر اندیشه‌های تاریخی تفکرات ایرانی را پیدا بکنند می‌توانند ادعا کنند که کجا ایستاده‌ایم، در حالیکه تجربه امروز ما تجربه منحصر به فردی است ما نمی‌توانیم با تبیین اینکه در هزار سال پیش یا ۱۵۰۰سال پیش چگونه می‌اندیشیدیم؟ دریابیم که امروز چگونه می‌توانیم باشیم؟ درعین حال ما به تاریخ نیاز داریم ما در بستر تاریخ‌مند و مکان مندی مدرنیته ایران و تجربه ایرانی باید ملاحظه کنیم، اما این تاریخ مندی نباید از زمان‌های دور بررسی شود، از ۲۰۰۰ سال پیش یا ۵۰۰۰هزار سال پیش شروع شود و فقط یک بعدش مد نظر باشد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن