خانه جهانی وکلا(۳۲)
کوتر و یولن<br> ترجمه و تلخیص: علی سرزعیم<br>۶ - تعبیر قضایی کارایی<br>در بسیاری مواقع قضات لفظ کارایی را به کار نمیبرند ولی همین معنا را در ذهن دارند و تعابیری که به کار میبرند همین معنا را افاده میکند.
کوتر و یولن
ترجمه و تلخیص: علی سرزعیم
۶ - تعبیر قضایی کارایی
در بسیاری مواقع قضات لفظ کارایی را به کار نمیبرند ولی همین معنا را در ذهن دارند و تعابیری که به کار میبرند همین معنا را افاده میکند. مثلا وقتی گفته میشود که خاطی باید هزینهای که به یک زیان دیده وارد میکند را باید در محاسبات خود درونی کند، قضات این را به این شکل مطرح میکنند که خاطی باید همانقدر دغدغه ضرر به دیگران را داشته باشد که دغدغه ضرر به خود را دارد.
قانون غفلت معمولا قانون همه یا هیچ است اگر کسی مقصر شناخته شود باید همه خسارت را بپردازد حتی اگر همه تقصیر با او نباشد. تغییر این قانون به سمت غفلت تطبیقی (مقایسه) از دید فرد زیان دیده برای موارد آتی بهتر است نه مورد فعلی چرا که با اجرای قانون فعلی او خسارت بیشتری دریافت میکند. در این موارد شکل خاصی از کارایی پارتو مطرح است که کارایی پارتو آینده نگرانه گفته میشود.
۷ - استانداردهای ادله آوردن
کسی که بخواهد عقلایی رفتار کند باید در موارد احتمالی برخی قواعد را رعایت کند اما میتوان نشان داد که بر اساس روالهای موجود در دادگاهها برخی از این اصول نقض میشود. مثلا قرار است در یک تالار ۱۰۰۰نفری کنسرت برگزار شود. ۴۰۰بلیت فروخته شده اما بر اثر فشار جمعیت ۶۰۰نفر در را شکسته و وارد میشوند. صاحب تالار از افراد نشسته عکس میگیرد و میتواند صد نفر از حضار را شناسایی کند. چون زمان برگزاری دادگاه دیر است افراد بلیت خود را نگه نمیدارند. صاحب تالار میتواند مدعی شود که احتمال مقصر بودن هر کدام از این ۱۰۰ نفر ۶/۰ است. معمولا دادگاه چنین استدلالی را قبول نمیکند اما اگر در زمان حادثه نگهبان افراد بدون بلیت را به خاطر بسپرد و بعدا بتواند ۶۰درصد را بیاد بیاورد دادگاه این امر را قبول میکند. از نظر عقلایی فرقی میان این دو حالت نیست اما از دید دادگاه بین آنها فرقی وجود دارد و ارزش قضایی یکسانی ندارند.
در عین حال دستورات و روالهایی که برای هیات منصفه مطرح است میتواند موجب شود تا آنها رفتارشان را از یک رفتار عقلایی دور شود. برای رفع این نقیصه محدودیتهای روالی حاکم بر دادگاه موجب میشود تا دادگاهها در چارچوب این محدودیتها عقلاییتر رفتار کنند و احتمال رفتارهای غیرعقلایی کاهش یابد.