آخرین ماهواره شوروی
جعفر خیرخواهان
آندره اسلوند<br> مترجم:جعفر خیرخواهان<br>هزینههای پادگان بزرگ شوروی در آلمان شرقی بیش از حد تحمل گورباچف به نظر میرسید. با این حال او نمیخواست کشتی را درب و داغان کند.
آندره اسلوند
مترجم:جعفر خیرخواهان
هزینههای پادگان بزرگ شوروی در آلمان شرقی بیش از حد تحمل گورباچف به نظر میرسید. با این حال او نمیخواست کشتی را درب و داغان کند. تا ۱۹۸۹ اتفاقات اندکی در اروپای شرقی افتاد و عقیده عمومی بر این بود که بدون رضایت مسکو هیچ چیزی را نمیتوان تغییر داد.
سخنرانی سازمان ملل گورباچف در دسامبر ۱۹۸۸، همچون زنگی برای اروپای شرقیها صدا کرد که منتظر تعهدی قانعکننده بودند که اتحاد شوروی از قدرت نظامی در برابر آنها استفاده نخواهد کرد. واکنش آنها تند و سریع بود اما نه آنچه گورباچف انتظار داشت. در عرض یک سال، امپراتوری بیرونی شوروی مضمحل شد.
لهستان و مجارستان پیشتاز اصلاحات بودند. سخنرانی سازمان ملل گورباچف، رهبران لیبرال منطقه را آگاه ساخت که برای حفظ قدرت و اقتدار، بهتر است دموکراسیسازی کنند. این دو کشور برای اصلاحات دموکراتیک رقابت کردند. رهبران کمونیست لهستان یک میزگرد با مخالفان برپا کردند و برای برگزاری انتخابات پارلمانی نسبتا دموکراتیک در ۴ ژوئن ۱۹۸۹ موافقت کردند. آن روز امپراتوری بیرونی شوروی در هم شکست. شصت و پنجدرصد کرسیها برای کمونیستها و متحدان آنها کنار گذاشته شد اما جنبش همبستگی با یک پیروزی قاطع همه کرسیهای آزاد را برنده شد. اقتدار حزب کمونیست پایان یافته بود. متحدانش به جنبش همبستگی پناه آوردند و در سپتامبر، همبستگی توانست یک دولت ائتلافی شکل بدهد که به زودی اصلاحات اقتصادی رادیکال بازار را آغاز کرد. لهستان گذار صلحآمیز به دموکراسی را به انجام رسانده بود.
دولت مجارستان در تابستان ۱۹۸۹ میزگردی با مخالفان برگزار کرد که منجر به دموکراسیسازی کامل با انتخابات آزاد پارلمانی در مارس ۱۹۹۰ شد، زمانی که کمونیستها یکسره شکست خوردند.
بحث برانگیزترین کشور آلمان شرقی بود. رژیم اریش هونکر بسیار متحجر بود و گورباچف حتی سعی نکرد بیزاری خود را از هونکر پنهان سازد. در چهلمین سالگرد تشکیل جمهوری دموکراتیک آلمان در اکتبر ۱۹۸۹، گورباچف علنا اظهار کرد که «دنیا، کسانی که دیر میآیند را تنبیه میکند.» او روشن ساخت که اتحاد شوروی از رژیم هونکر دفاع نمیکند. یک ماه بعد نه فقط هونکر بلکه کل دولت رفته بود. بیثباتی سیاسی آلمان شرقی زمانی شروع شد که مجارستان در ۱۱ سپتامبر مرز خود را به روی اتریش باز کرد.هزاران جوان آلمان شرقی از طریق آن مرز به آلمان غربی فرار کردند جایی که با آنها مثل شهروند برخورد شد. آلمان شرقیهایی که پشت مرز ماندند با تظاهرات دموکراتیک واکنش نشان دادند که در ۹ نوامبر به اوج رسید زمانی که تعداد زیادی از تظاهرکنندگان، فریاد میزدند «گوربی! گوربی!» و به سمت دیوار منفور برلین هجوم آورده و راه خود را به غرب باز میکردند. به علت منعی که گورباچف تحمیل کرده بود پلیس وحشتزده آلمان شرقی دستور تیراندازی نداشت.
دولت آلمان شرقی هیچ مشروعیتی نداشت. در انتخابات پارلمانی در مارس ۱۹۹۰، اتحادیه جناح راستی دموکرات مسیحی برنده شد و در ا کتبر ۱۹۹۰ آلمان شرقی به جمهوری فدرال آلمان ملحق شد. دو آلمان، اتحاد شوروی، آمریکا، فرانسه و انگلستان در مذاکرات نفسگیر به مدت یکسال درباره اتحاد مجدد آلمان درگیر بودند که گورباچف با آسانگیری قابل توجهی اتحاد را پذیرفت. گورباچف حتی رضایت داد که آلمان شرقی به اتحادیه اروپا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بپیوندد.
آلمان غربی مقداری کمک مالی کرد که به ۱۲میلیارد مارک آلمان کمک برای انتقال سربازان شوروی به خارج از آلمان شرقی به علاوه ۳میلیارد مارک آلمان وام بدون بهره محدود میشد که در کل کمتر از ۱۲میلیارد دلار بود. این مبلغ ناچیز را با ۸۰میلیارد دلاری مقایسه کنید که آلمان شرقی هر ساله از ۱۹۹۰ به آلمان شرقی واریز میکرد. با این حال گورباچف مجبور بود برای همین پول ناچیز چانهزنی کند.
ارتش بزرگ تانکهای شوروی در اروپا زائد و فرسوده بودند. غرب بر پیمان چندجانبه برای نیروهای مسلح متعارف در اروپا (CFE) پافشاری میکرد که گورباچف پذیرفت. این پیمان در پاریس در نوامبر ۱۹۹۰ توسط آمریکا، روسیه و ۲۰۰ کشور دیگر امضا شد. اتحاد شوروی در حال فروپاشی، متعهد به خروج نیروهای شوروی از اروپای مرکزی و شرقی شد که پیش از این در حال انجام بود. این پیمان تضمین داد که نیروهای شوروی در اروپا شامل روسیه اروپایی به نصف برسد و برای آینده قابل پیشبینی همین طور باقی بماند. پیمان مشخص میکرد روسیه اجازه داشت چه تعداد سرباز در مناطق گوناگون داشته باشد. در ۱۹۹۴ بیش از نیممیلیون سرباز، وابستگان و غیرنظامیهای شوروی از آلمان خارج شده بودند.
در بلغارستان تودور ژیوکوف دیکتاتور کمونیستی از ۱۹۵۴، یک روز پس از سقوط دیوار برلین در کودتایی درونی در ۱۰ نوامبر ۱۹۸۹ سرنگون شد. توطئه براندازی ظاهرا از مسکو برخاسته بود اما فرایند دموکراسیسازی شروع شد که کمونیستهای اصلاحطلب رهبری میکردند. مذاکرات میزگرد در ابتدای ۱۹۹۰ به انتخابات دموکراتیک در ژوئن ۱۹۹۰ منجر شد که نتیجه آن اکثریت ضعیف کمونیستها بود.
در ۱۷ نوامبر۱۹۸۹، انقلاب به اصطلاح مخملی در چکسلواکی شروع شد. صدهاهزار چک به خیابانها ریختند و پس از سه هفته، گوستاو هوزاک رییسجمهور کمونیست سازشناپذیر مجبور به استعفا شد. انتخابات پارلمانی در ژوئن ۱۹۹۰ برگزار شد و احزابی که از تریبون مدنی مخالفان شکل گرفتند برنده شدند.
آخرین ماهواره شوروی در اروپای شرقی، رومانی بود. در ۲۱ دسامبر ۱۹۸۹ که یک روز زمستانی بود، نیکولای چائچسکو دیکتاتور بیرحم در بالکن دفتر مرکزی حزب مبادرت به سخنرانی برای دههاهزار نفر در بخارست کرد. ناگهان جمعیت شروع به هو کردن کرد و به ساختمان حزب هجوم آورد. چائوچسکو با هلیکوپتر از سقف ساختمان گریخت و تیراندازی بیهدف در پایتخت درگرفت. چند روز بعد، دیکتاتور متواری دستگیر و بدون تشریفات قانونی اعدام شد. مردم دموکراسی را دنبال کردند اما تغییر رژیم خشن به نفع کمونیستها تمام شد که موفق به حفظ قدرت همانند بلغارستان پس از انتخابات دموکراتیک شدند.