خانه جهانی وکلا(۳۱)
کوتر و یولن<br> ترجمه و تلخیص: علی سرزعیم<br>اگر مقدار مورد اختلاف ۱۰۰۰ باشد و هرکس ۵۰درصد احتمال برنده شدن بدهد و هزینه دادرسی برای هر طرف ۲۰۰ باشد، آنگاه ارزش مورد انتظار برای هر کدام ۳۰۰ است.
کوتر و یولن
ترجمه و تلخیص: علی سرزعیم
اگر مقدار مورد اختلاف ۱۰۰۰ باشد و هرکس ۵۰درصد احتمال برنده شدن بدهد و هزینه دادرسی برای هر طرف ۲۰۰ باشد، آنگاه ارزش مورد انتظار برای هر کدام ۳۰۰ است. مازاد ناشی از همکاری در مقایسه با شکایت ۴۰۰ (۶۰۰-۱۰۰۰) خواهد بود که میتواند انگیزه همکاری را فراهم کند. اما اگر هر کس احتمال پیروزی خود را ۸۰درصد بداند ارزش مورد انتظار آنها ۶۰۰ خواهد بود و راضی به سازش نخواهند شد.
۴ - استراتژیها
اینکه کی چانهزنی شکست میخورد و کار به دادگاه میکشد نیاز به بررسی دارد. دو استراتژی میتواند میان طرفین بکار رود. هر کس میتواند یا موضع سخت اتخاذ کند یا موضع نرم. موضع سخت یعنی اینکه ۶۰درصد از مبلغ مورد انتظار را طلب کند و موضع نرم یعنی ۴۰درصد آن را مطالبه کند. ماتریس وضعیت ایجاد شده در شکل زیر است:
خواهان
موضع نرم
موضع سخت
خوانده
۰.۴،۰.۶ ۰،۰ موضع سخت
۰.۵،۰.۵ ۰.۶،۰.۴ موضع نرم
در ماتریس فوق فرض شده که هزینه دادرسی برای هر طرف ۵۰۰دلار باشد. لذا در حالتی که هر دو موضع سخت بگیرند، و انتظار موفقیت هر کدام ۵۰درصد باشد، آنگاه ارزش مورد انتظار هر کدام صفر خواهد بود. از جدول فوق مشخص است که استراتژی بهینه برای خوانده این است که موضع سخت اتخاذ کرده و آنگاه خواهان استراتژی بهینهاش این خواهد که موضع نرم بگیرد. این حالت در وضعیتی رخ میدهد که اول یکی تصمیم بگیرد و بعد دیگری. در شرایط واقعی افراد نمیدانند که دیگری چه استراتژی اتخاذ خواهد کرد و بیشتر به صورت همزمان انتخاب استراتژی میکنند. مثلا اگر احتمال اینکه خوانده استراتژی سخت انتخاب کند p باشد که نتیجه آن ارزش صفر خواهد بود و با احتمال ۱-p ارزش ۶۰۰ را بهدست میآورد، لذا ارزش مورد انتظار خوانده ۰*p+(۱-p)*۶۰۰ میشود. اما اگر استراتژی نرم را برگزیند مقدار ۴۰۰ به احتمال p و ۵۰۰ به احتمال ۱-p بهدست میآورد. شبیه همین حرف را هم میتوان در مورد خواهان زد. تعادل وقتی برقرار میشود که ارزش مورد انتظار آنها برابر گردد. در نتیجه به p=q=۰.۲ خواهیم رسید. در نتیجه احتمال اینکه آنها هر دو یک موضع سخت بگیرند ۰۴/۰ خواهد شد. یعنی به احتمال ۹۶درصد سازش خواهند کرد.
۵ - آیا قانون عرفی به سمت کارایی حرکت میکند؟
آیا دست نامرئی آدام اسمیت در مورد نظام قضایی نیز به نحوی کار میکند که این سیستم را به سمت کارآیی بکشد؟ یعنی آیا قضات با رای خود ناخودآگاه سیستم را به سمت بهبود سوق میدهند؟ برخی معتقدند که قوانین ناکارآ موجب شکایتهای بیشتری شده و به همین دلیل این قوانین بیشتر در مظان تغییر قرار خواهند گرفت و طبیعتا بیشتر اصلاح میشوند. لذا فقط کافی است که قضات مخالف کارآیی نباشند تا سیستم به تدریج خودش اصلاح گردد. این مکانیزم شبیه تکامل داروینی قوانین است. مقصود این است که قوانین ناکارآ موجب میشود تا مالکیت مثلا به شخصی تعلق گیرد که ارزش کمتری برای یک کالا قائل است. در این حالت فردی که ارزش بیشتری برایش دارد، انگیزه مییابد تا شکایت کند. اگر کسی بتواند یک قانون بد را عوض کند، هم از بزرگ شدن ثروت و هم از بهبود توزیع تقسیم ثروت بهرهمند خواهد شد اما وقتی قانونی کارآست، تغییر آن موجب کاهش سهم ناشی از کوچک شدن کیک و افزایش سهم ناشی از تغییر توزیع خواهد بود. لذا ارزش تغییر قانون بد به مراتب بیشتر از قانون خوب است. لذا در مورد قوانین بد هم تعداد شکایتها زیاد میشود و هم هزینهای که در پروندههای مرتبط صورت میگیرد زیاد خواهد بود. وکلای بهتر استخدام شده و اینها استدلالات بهتری میکنند و میشود نهایتا رای دادگاه را برگرداند. در مقابل استدلالت فوق میتوان گفت که دست نامرئی درسیستم قضایی کار میکند اما کارکرد آن ضعیف است. همان مشکلاتی که مانع میشود نوآوری در علوم پایه توجیه اقتصادی بیابد (سرریز اجتماعی و امکان ناپذیری محصور کردن) در مورد اصلاح قوانین هم مطرح است. اگر کسی تلاش کند تا یک قانون بد اصلاح شود، دیگران هم منتفع میشوند. در قوانین مرتبط با مسئولیت مدنی، افراد صرفا به دنبال افزایش سهم خود هستند نه بزرگ کردن کیک. یعنی دغدغه توزیع است نه کارآیی. لذا در بازار سیستم قضایی دغدغه توزیع غالب است تا کارآیی. به همین دلیل هم دست نامرئی خوب کار نمیکند.