زاویه

کروگمن از دستاوردهایش می‌گوید

شماره روزنامه: ۱۶۶۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۰۵۶۸ اقتصاد-سیاسی

مترجم: آمنه حسینی<br>واقعیت این است که من نمی‌خواهم در حالی که جهان در حال ذوب شدن است، درباره خودم سخن بگویم. اما من با درخواست‌هایی برای نوعی توضیح غیررسمی ‌آنچه که دریافتم، مواجه بودم. بنابراین در اینجا سعی می‌کنم که به این درخواست پاسخ دهم.

مترجم: آمنه حسینی

واقعیت این است که من نمی‌خواهم در حالی که جهان در حال ذوب شدن است، درباره خودم سخن بگویم. اما من با درخواست‌هایی برای نوعی توضیح غیررسمی ‌آنچه که دریافتم، مواجه بودم. بنابراین در اینجا سعی می‌کنم که به این درخواست پاسخ دهم. در واقع این نوشته درباره دو امر مرتبط به هم است. تئوری جدید تجارت و جغرافیای جدید اقتصادی. بسیار خوب، تئوری قدیم تجارت چه بود؟ تئوری قدیم تجارت نظریه‌ای است که با نگاهی به مقدمه علم اقتصاد آن‌را یاد خواهید گرفت: کشورها متفاوت هستند، سطح‌های مختلفی از بهره‌وری را در صنایع به‌خصوص دارند، از منابع مختلفی بهره‌مند هستند و این تفاوت‌ها تجارت را به وجود می‌آورد. کشورهای گرمسیر، موز و کشورهای معتدل، گندم پرورش می‌دهند و صادر می‌کنند. کشورهایی با نیروی کار تحصیل کرده کالاهایی با تکنولوژی بالا و کشورهایی با نیروی کار کمتر تحصیل کرده پیراهن و شلوار صادر می‌کنند. تئوری جدید تجارت با این مشاهده‌ آغاز شد که در حالی‌که تئوری قدیم بسیاری از جنبه‌های تجارت جهانی را توضیح می‌دهد،با این حال بسیاری را توضیح نمی‌دهد. فرانسه و آلمان با این‌که آب‌و‌هوا و منابع یکسانی دارند، چیزهای زیادی به یکدیگر می‌فروشند، همچنین آمریکا و کانادا. دلیل این پدیده چیست؟

پاسخ این است که کالاهای بسیاری وجود دارند که شبیه موز و گندم نیستند، اما در عوض شبیه هواپیمای جت غول‌پیکر هستند. جاهای کمی‌ وجود دارد که جت‌های غول‌پیکر در آن‌ها تولید می‌شود. به دلیل مقیاس‌های وسیع اقتصادی تنها به چند کارخانه در صحنه جهانی نیاز است. این کارخانه‌ها باید جایی احداث شوند و کشورهایی که کارخانه‌ها را به دست می‌آورند، جت‌ها را صادر می‌کنند؛ در حالی‌که کشورهای دیگر واردکننده جت می‌شوند.

اما چه کسی محصولات کارخانجات جت یا کارخانه‌ای را که کالای ویژه‌ای تولید می‌کند، می‌خرد؟ یا چه کسی محصول کارخانه‌ای را که نوع خاصی از ماشین را برای مصرف‌کننده‌ای خاص در سراسر جهان تولید می‌کند، می‌خرد؟ پاسخ تئوری جدید تجارت (که پاسخی به معنای دقیق کلمه رهایی‌بخش است) این است که این امر اهمیتی ندارد. تعداد زیادی کالای مبتنی بر مقیاس‌های اقتصادی وجود دارد، هر کسی برخی از آنها را می‌خرد و جزئیات آن که ممکن است به اندازه داستان یک واقعه تاریخی طولانی باشد، اهمیتی ندارد. در عوض آن‌چه که اهمیت دارد، الگوی کلی تجارت است. الگوی وسیعی که در آن تولید کشورها به وسیله اموری مانند آب و هوا و منابع تعیین می‌شود، اما به علت مقیاس‌های اقتصادی تخصصی‌شدن‌های بیشتری شکل می‌گیرد و به‌خصوص بین کشورهای مشابه، نسبت به آن‌چه که نظریه مبتنی بر منابع پیش‌بینی می‌کند، تجارت بیشتری وجود دارد.

ممکن است این تئوری به نظر توضیح واضحات بیاید و واقعا نیز واضح است. در حالی‌که تا قبل از سال ۱۹۸۰ این‌گونه نبود. به جز برخی نقل قول‌های غیب‌گویانه از پل ساموئلسون، کسی را پیدا نمی‌کنید که تجارت را این‌گونه توضیح داده باشد. تا این‌که این نظریه به صورت مدل ریاضی بیان شد و بعدا به زبان ساده به انگلیسی منتشر شد. بهتر است در نظر داشته باشید که اقتصاددانان درباره تجارت بین‌الملل به مدت یکی دو قرن فکر می‌کرده‌اند و می‌نوشته‌اند. این‌که بتوانید بیایید و بگویید «ما از نیمی‌از قضیه بی‌خبر بوده ایم» کار بزرگی است.حال می‌رسیم به جغرافیای اقتصادی جدید. یک دهه بعد از تئوری جدید تجارت، راجع به این‌که چه می‌شود که برخی عوامل اقتصادی (نه همه آنها) به خصوص نیروی کار و سرمایه، می‌توانند جا به جا شوند، شروع به فکر کردن کردم. در جهان متعلق به نظریه قدیم تجارت، «تحرک سرمایه» جانشینی برای تجارت بود: اگر کارگران صنعتی و کارخانه‌ها بتوانند به راحتی جا به جا شوند، نزدیک کشاورزان مستقر خواهند شد. در این صورت لازم نیست غذا و کالاهای تولیدی مسافت‌ها جا به جا شوند. اما در جهان صرفه‌های اقتصادی (که در حال مطالعه‌اش بودم) تاثیر مرکز گریز منابع به‌شدت پراکنده که فعالیت‌های اقتصادی را به پخش شدن سوق می‌دهد، باید با نیروی مرکزگرای دستیابی به بازارهای بزرگ که فعالیت اقتصادی را به متمرکز شدن سوق می‌دهد، رقابت کنند.هنری فورد و اتومبیل مدل

T اش را در نظر آورید. او ‌می‌توانست کارخانه‌های زیادی را ثبت کند، در سرتاسر کشور گسترده شود و نزدیک مشتریانش باشد. اما متوجه شد که احداث تنها یک کارخانه بزرگ در میشیگان با وجود افزایش هزینه‌های اضافی جابه‌جایی کالا، به علت ایجاد صرفه‌های مقیاس توجیه اقتصادی دارد.

هنگامی‌که در حال متمرکز کردن تولید در تعدادی مکان محدود هستید، چه موقعیت و مکانی را انتخاب می‌کنید؟ موقعیتی را انتخاب می‌کنید که در آن بازار بزرگی وجود دارد و تعداد زیادی از تولیدکنندگان آن‌جا را برای متمرکز کردن تولیداتشان انتخاب کرده‌اند. اگر نیروهای مرکزگرا به اندازه کافی پر قدرت باشند، شما فرآیند متراکم شدن را شاهد خواهید بود. مناطقی که به دلیل تاریخی به عنوان مراکز تولید دارای امتیاز هستند، حتی تولیدکنندگان بیشتری را جذب خواهند کرد و به هسته اقتصادی تبدیل می‌شوند؛ در حالی‌که مناطق دیگر به حاشیه می‌روند. بر همین مبنا برای حدود یک قرن، تا قبل از رشد یک سوم جنوبی ایالات متحده حجم زیادی از تولیدات آمریکا در کرانه‌ای نسبتا باریکی از نیوانگلند تا غرب مرکزی انباشته شده بود. امروز ۶۰میلیون نفر در منطقه باریک کرانه شرقی زندگی می‌کنند. ۶۰میلیون نفری که به دلیل لذت بردن از چشم‌انداز، آنجا نیستند؛ هر کدام از آن‌ها به این علت آن‌جا هستند که ۶۰میلیون نفر دیگر آن‌جا زندگی می‌کنند.

همین منطق توضیح می‌دهد که چرا صنایع به‌خصوص در جای مشخصی متمرکز می‌شوند، به جز در بعضی موارد که این منطق گرفتار اموری مانند بازار نیروی کار پیچیده برای مهارت تخصصی و بازاری خوب برای عرضه‌کنندگان محصولات تخصصی می‌شود. چه چیزی تعیین می‌کند که چه صنعتی در کجا واقع شود؟ پاسخ این است که اغلب تصادف تعیین کننده است. سیلیکون‌ولی (منطقه‌ای در جنوب ایالت کالیفرنیا که به تولید محصولات با تکنولوژی پیشرفته شهره است) وجودش را مدیون افرادی چون هولت و پاکارد است. کسانی که فعالیت‌هایی را در گاراژ خودشان شروع کردند. نیویورک فقط به واسطه کانالی که امروزه فقط قایقرانان تفریحی از آن استفاده می‌کنند، نیویورک است. ممکن است این نکات هم به نظر واضح بیاید، اما همان‌طور که گفتم تا قبل از سال ۱۹۹۱ واضح نشده بود. درآمدن نسخه روان انگلیسی آن نیز بعد از این‌که مدل ریاضی آن منتشر شد، امکان‌پذیر شد.

ممکن است سوال کنید این یافته‌ها چه سیاست‌هایی را تجویز می‌کنند. در واقع اخلاق سیاسی تا حدودی زیرکانه است. برای مثال نظریه تجاری جدید الگویی را برای دخالت‌های دولت پیشنهاد و در عین حال دستاوردهای بزرگ‌تری از آزادسازی تجاری را مطرح می‌کند. بخش اعظم کار من در زمینه تجارت و جغرافیا درباره فهم جهان و نه ارائه یک خط مشی سیاسی است. نتایج مطالعات من چیزی بود که در این‌جا به طور خلاصه به آن اشاره کردم.

منبع: نیویورک تایمز

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن