بنگاهها زیر فشار دولت - ۱۱ آبان ۸۷
جعفر خیرخواهان
آندره اسلوند<br> مترجم:جعفر خیرخواهان<br>این پیروزی کاملی برای اصلاحطلبها بود. گورباچف به روشنی اعلام کرد: «ما نیاز به تعاونیهای کاملا کارآ و مجهز فنی داریم که توانایی ارائه کالاها و خدمات با بالاترین کیفیت و رقابت با بنگاههای داخلی و خارجی را داشته باشند.»
آندره اسلوند
مترجم:جعفر خیرخواهان
این پیروزی کاملی برای اصلاحطلبها بود. گورباچف به روشنی اعلام کرد: «ما نیاز به تعاونیهای کاملا کارآ و مجهز فنی داریم که توانایی ارائه کالاها و خدمات با بالاترین کیفیت و رقابت با بنگاههای داخلی و خارجی را داشته باشند.» لئونید آبالکین، اصلاحطلب عضو فرهنگستان علوم استدلال کرد که تعاونیها، تقاضای بازار برای کالاها و خدمات باکیفیت را اشباع خواهند کرد، نیروی کار اضافی را بسیج کرده و تولید دولتی را وادار کنند تا از دیوانسالاری بکاهد.
به زودی تعاونیهای بسیار عالی پیدا شدند که شبیه شرکتهای غربی امروزی به نظر میرسیدند. یکی از نخستین تعاونیهای جدید، رستوران روسی در خیابان کرپوتکینسکایا در مسکو بود. برعکس رستورانهای روسی، این رستورانی دنج و آرام بود با خدمات عالی و بهترین غذاهای روسی که سرو میکرد،اما قیمتهای آن غربی بود. به دلیل آزادی اقتصادی، این بنگاههای جدید، خدمات بهتر و محصولات با کیفیت بالاتر ارائه میکردند و کارآیی اقتصادی بیاستثنا چشمگیری داشتند. دولت از این تعاونیها به عنوان موفقیت در فعالیتهای تبلیغاتی نام میبرد.
نتایج اقتصادی عالی را که کنار بگذاریم، یک واکنش مردمی گسترده علیه نخستین تعاونیها و بنگاههای خصوصی از تابستان ۱۹۸۷ پیدا شد. نگرانکنندهترین موضوع در این جامعه هنوز سوسیالیستی، ظهور ناگهانی درآمدهای خصوصی عظیم برملا شده بود. در ۲۱ مارس ۱۹۸۷، تیتر اصلی در روزنامه پرطرفدار کومسومولسکایا پراودا این بود: «آنهامیلیونر خواهند شد!» عده کمی از کارآفرینان نترس، بازار را خیلی خوب چاپیده بودند. نگرانی دیگر، قیمتهای بالای تعاونیها بود که احتمالا سه تا چهار برابر قیمتهای دولتی بود چون کمبودهای سراسری وجود داشت. ایده قیمتگذاری آزاد، برای شهروندان شوروی به همان اندازه که ناشایست بود، قابل درک هم نبود. طبیعتا شکایتها درباره جرایم اقتصادی و بیاخلاقیها بالا گرفت. رقابت و مالیاتها در کمترین حد و مقرارت تنظیمی مبهم بود. هیچکس نمیدانست این ثروت زاینده چه مدت دوام میآورد. به نظر میآمد کل چارچوب طراحی شده است تا عده اندکی را ثروتمند سازد،اما آبالکین توضیح داد که این شرایط بیدردسر «عمدا به وجود آمده بود تا آن قلمرو را زنده نگه داشته و توسعه دهد.»تعاونیهای جدید، بنگاههای سرمایهداری واقعی بودند که با همه اصول اقتصاد سوسیالیستی در تضاد بود. بازتابهای چندگانهای دیده شد. آنها پول بنگاه را پول واقعی ساختند. بازار سیاه روبلهای حساب «مصنوعی» برای معاملات بین بنگاهها گسترش یافت که آنها را به یک سوم روبلهای نقدی معمولی در اوایل ۱۹۹۰ ارزشگذاری میکرد.
مدیران بنگاههای دولتی هر چه بیشتر مستقلتر از وزارتخانهها میشدند و میخواستند داراییهای شرکتهای دولتی را به سمت خودشان هدایت کنند. مدیران با تاسیس تعاونیهای خصوصی در مقیاسی گسترده و چسباندن آنها به بنگاههای دولتی «خودشان»، پول بنگاه مرده را به جیب خودشان انتقال میدادند.