مقدمهای بر حقوق و اقتصاد (۲۱)
کوتر و یولن<br> ترجمه و تلخیص: علی سرزعیم<br>مثال: شخصی بارج یعنیکشتیهای حمل بار خود را در ساحل نیویورک بسته بود. یککشتی یدککش که میخواست یکی از بارجها را ببرد، پس از انجام کار طناب وصلکننده بارجها را درست وصل نکرد و ...
کوتر و یولن
ترجمه و تلخیص: علی سرزعیم
مثال: شخصی بارج یعنیکشتیهای حمل بار خود را در ساحل نیویورک بسته بود. یککشتی یدککش که میخواست یکی از بارجها را ببرد، پس از انجام کار طناب وصلکننده بارجها را درست وصل نکرد و ... متعاقب آن بارج در روز بعد به دریا روان شد و با یککشتی تصادف کرد که بر اثر آن بارهایش غرق شد. صاحب بارج از یدککش شکایت کرد. یدککش هم معتقد بود که باید صاحب بارج روی بارج بود تا درست بستن طنابها را کنترل میکرد. قاضی چنین استدلال کرد که لزومی ندارد تا صاحب بارج همیشه روی بارج باشد چرا که برای امور مختلف نظیر خرید اقلام مصرفی باید جای خود را به سمت ساحل ترک کند. در مواقع طوفانی یا ترافیک لزوم حضور او بیشتر است. اما نکته این است که غیبت وی که در روز حادثه اتفاق افتاده بیش از حد طولانی بوده که موجب گردیده تا این اتفاق رخ دهد. از این رو صاحب بارج هم در این زیان مقصر و شریک است.
و. تحلیل اقتصادی تعهد قطعی
در شرایطی که فرد خاطی باید همه زیانها را بپردازد آیا سیستم بهینه خواهد بود؟ در این روش هیچ حد استاندارد و قانونی برای پیشگیری مطرح نیست. این حالت در شرایطی که احتیاط یک طرفه اهمیت داشته باشد و خسارت به طور کامل پرداخت شود مطرح میگردد. در این حالت فرد خاطی همه هزینهها یعنی هزینه اجتماعی را درونی میکند. نتیجه طبیعی این است که اگر او بخواهد هزینههایش را حداقل کند به همان حدبهینه خواهد رسید. مساله این است که اگرچه فرد خاطی حد بهینه احتیاط را رعایت خواهد کرد اما فرد زیان دیده دلیلی برای این احتیاط نخواهد داشت. در واقع مساله این است که آیا شرایط دو طرفه است یا یک طرفه. در شرایط یک طرفه نظیر وقتی که برای تخریب دینامیت میگذارند یا با مواد سمیسروکار هست، قاعده تعهد قطعی کارآمد است اما در شرایط دوطرفه نمیتوان از این قاعده استفاده کرد چرا که انگیزه کافی برای احتیاط بهینه از سوی زیان دیده را ایجاد نمیکند. ممکن است گفته شود که عدم پرداخت کامل هزینهها آیا میتواند روش تعهد قطعی را برای شرایط دو طرفه بهینه سازد؟ این مساله اگرچه امروزه در صنایع بیمه مثل بیمه بدنه وسیعا استفاده میشود اما حلکننده مشکل نخواهد بود. مساله این است که هرچه این عدم پوشش خسارت بیشتر گردد، احتیاط شخص خاطی کاهش خواهد یافت!
ز. مقایسه قاعده غفلت و تعهد قطعی
اگر دادگاهها در مواقعی که تعهد قطعی به کار رفته جریمه کمتر از میزان زیان تعیین کنند یا شخص زیان دیده شکایت نکند آنگاه خاطی میزان احتیاطش را کمتر از حد بهینه خواهد کرد. اثبات غفلت و میزان حد آن کاری دشوار و هزینه بر است در حالیکه در قاعده تعهد قطعی چنین دشواریهایی مطرح نیست. لذا هزینه اداره دعاوی تحت قاعده تعهد قطعی به مراتب کمتر است. گاه هزینه کمتر قاعده تعهد قطعی میتواند ناکارآیی این روش را خنثی کند و بر عکس.
فصل هفتم: مباحثی در اقتصاد قانون مسوولیت مدنی
بسیاری معتقدند که قانون مسوولیت مدنی امروز در بحران به سر میبرد چرا که موجب شده تا خسارات عظیمیبه تولیدکنندگان وارد آید و به تبع آن تولیدکنندگان تولیدات خود را کاهش دادهاند. مثلا بهترین شرکت تولیدکننده لوازم پیشگیری بدلیل جرایم ناشی از شکایت، تولیدات خود را شدیدا کاهش داده است. خیلی از مربیان ورزشی بازیکنانی که در حین ورزش مجروح شوند را با ماشین خود به بیمارستان منتقل نمیکنند چرا که میترسند گرفتار شوند. پزشکان جراحیهای حاد و پرریسک را انجام نمیدهند تا گرفتار تبعات حقوقی آن نشوند. بسیاری از تولیدکنندگان واکسن کودکان از ترس گرفتار شدن در مسائل حقوقی فعالیت خود را تعطیل کردند و به این ترتیب عرضه این اقلام محدود شد. پیامد این وضع به شرکتهای بیمه نیز منتقل گردید. شرکتهای بیمه مبالغ بالایی را برای پوشش بیمه طلب میکنند که به راحتی قابل پرداخت نیست. پزشکان برای بیمه خود در برابر ریسک خطاها باید مبالغ هنگفتی بپردازند.
۱. اعمال مدل اقتصادی و برخی موضوعات جدید
الف. غفلت
سوالی که بسیار مطرح است این است که آیا عادت رایج در یک حوزه کسب و کار توجیهی در برابر یک اتهام قلمداد میشود؟ مثلا عرف رایج در یک حوزه این است فلان مقدار کنترل کیفی صورت گیرد اما میتوان کنترل کیفی دقیقتری را نیز صورت داد. حال باید توجه کرد که کدام ملاک است؟ آیا رعایت عرف و نادیده گرفتن حداکثر کنترل کیفی دلیل بر غفلت است؟
مثال: دختری جوان عارضهای چشمیداشته که بمرور زمان میتواند به کوری کامل یا کوری نسبی منتهی شود. تشخیص این بیماری با انجام یک آزمایش بینایی سنجی خاص میسر است اما عرف رایج چشم پزشکان این است که چنین تستی را برای افراد زیر ۴۰ سال انجام نمیدهند. این دختر به چند چشم پزشک مراجعه میکند و آنها گمان میکنند که مساله نزدیک بینی است و کماکان به او عینک تجویز میکنند تا نهایتا پس از چند سال عارضه جدی شده و بینایی وی مخدوش میگردد. حال آیا پزشکان به غفلت متهماند در حالیکه انجام این تست هزینه اندکی داشته است؟
ب. محاسبه ضرر
در فصل قبل دیدیم که تعیین پیشگیری بهینه منوط به تعیین میزان جبران ضرر توسط دادگاه است. حال باید ببینیم که چطور اقتصاد خرد میتواند به تعیین خسارت یاری رساند.
۱. خسارت جبرانکننده
در بخش قبل، جبران کامل خسارت به این معنا گرفته شد که فرد دقیقا بر روی منحنی مطلوبیت قبلی خود پیش از زیان بینی برسد. یعنی آنقدر به او پول پرداخت شود که در وضعیت مطلوبیت اولیه قرار گیرد یعنی روی همان منحنی بیتفاوتی قرار گیرد. به عبارت دیگر حالت بدون ضرر معادل با حالت زیانبینی به علاوه مقداری پول گردد. حال وقتی یک بچهکشته میشود در اثر یک حادثه یا سانحه، آیا میتوان سخن از جبران کامل کرد؟ آیا میتوان آنقدر به والدین پول داد که نداشتن فرزند به علاوه پول همان مطلوبیت را ایجاد کند که داشتن فرزند برای والدین او داشت؟ روشن است که هیچ چیز نمیتواند جایگزین فرزند گردد. همچنین ارزش یک دست یا پا برای افراد را چگونه میتوان با پول تعیین کرد. در عین حال زندگی سراسر ریسک است و بدون ریسک نمیتوان زندگی کرد.