نفت و گاز ما قدرت نمیآورد - ۲۸ مهر ۸۷
عبدالکریم پهلوانی<br>تزریق سرمایه به بخش صنعت، واردات کالاهای اساسی، تامین و دستیابی به تکنولوژی جدید صنعتی و نظامی و تامین انرژی داخلی وابسته به درآمد نفتی است و به عبارتی دیگر امنیت اقتصادی، اجتماعی، و حتی از دیدگاهی فراتر امنیت و ثبات سیاسی کشور تحت تاثیر درآمدهای نفتی و به عبارتی اقتصاد نفتی میباشد.
عبدالکریم پهلوانی
تزریق سرمایه به بخش صنعت، واردات کالاهای اساسی، تامین و دستیابی به تکنولوژی جدید صنعتی و نظامی و تامین انرژی داخلی وابسته به درآمد نفتی است و به عبارتی دیگر امنیت اقتصادی، اجتماعی، و حتی از دیدگاهی فراتر امنیت و ثبات سیاسی کشور تحت تاثیر درآمدهای نفتی و به عبارتی اقتصاد نفتی میباشد. نفت حدود ۸۰درصد درآمد ارزی کشور را تامین میکند و ارتباط اقتصاد ایران با دنیا عمدتا از طریق این صنعت صورت میگیرد. بنابراین میتوان اذعان نمود که اگر نفت را از عرصه اقتصاد ملی حذف نماییم تمام ارکان حیات اقتصادی و اجتماعی و حتی سیاسی شدیدا تحتشعاع آن قرار میگیرد.
ایران بیش از۵/۱۳۷میلیارد بشکه ذخایر نفت و با ۹۹/۹۹۲ تریلیون فوتمکعب ذخایر گازی مقام سوم دخایر نفتی و دوم گازی جهان را در اختیار دارد. ایران بر تنگه هرمز که ۴۰درصد نفت کشورهای حوزه خلیج فارس را به بازارهای مصرف منتقل میکند، مسلط است و به جهت جایگاه جغرافیایی خود به عنوان یک گزینه انکارناپذیر جهت انتقال نفت و گاز کشورهای تازه استقلالیافته آسیای مرکزی به بازارهای مصرف مطرح میباشد. اما جمهوری اسلامی ایران تاکنون متناسب با این امکانات به ایفای نقش منطقهای و بینالمللی نپرداخته است. در حالی که با بالفعل کردن توانمندیهای خود از نظر تولید و انتقال(خطوط لوله) انرژی و بهرهبرداریهای سیاسی و اقتصادی متعاقب آن،میتواند انرژی و بطور خاص دیپلماسی خطوط لوله را به عنوان محور همگرایی با مرکزیت ایران مورد استفاده قرار دهد. این موضوع تا آنجا اهمیت دارد که بنیاد مطالعاتی «هریتیج» در آخرین تحلیل خود که بوسیله تحلیل گران برجسته آن «اریل کوهن»،«جیمز فیلیپس» و «ویلیام چیرانو» تنظیم شده است به کارکرد ابزاری نفت برای ایران اشاره کرده و اذعان داشتهاند آمریکا فعلا توان مقابله با ایران را ندارد.
روسیه با تسلط بر شبکه خطوط لوله نفت و گاز و همچنین ظرفیت تولید خود و عربستان از طریق ظرفیت تولید ۵/۱۱میلیون بشکه ای خود قادرند در شرایط واقعی و در عمل از ابزار انرژی در راستای منافع خود استفاده کنند. برخی تحلیلگران معتقدند سکوت غرب در مورد چالشهای درونی روسیه و عربستان به ویژه نقض حقوق بشر در این کشورها به دلیل توانمندیهای انرژی این دو کشور است.اما بر خلاف این کشورها، جمهوری اسلامی ایران قادر نبوده است خود را به این ابزار تجهیز و از آن در راستای منافع خود استفاده کند. تولید نفت کشور از سال ۱۹۷۴ که از ۴۰۰ حلقه چاه ۶میلیون بشکه نفت تولید میشد سیر نزولی پیدا کرد تا اینکه امروز از ۱۵۰۰ حلقه چاه ظرفیت تولید ما ۲/۴میلیون بشکه در روز رسیده است؛ این در حالی است که با احتساب افزایش سالانه ۵درصدی مصرف داخلی و همچنین افت تولید ۲۰۰هزار بشکهای و فرسودگی چاههای نفتی و مهمتر از همه چالشهای مکرر سیاسی نمیتوان آینده امید بخشی برای تولید و صادرات نفت متصور بود. مازاد ظرفیت تولید نه تنها امتیازی اقتصادی است؛ بلکه مهمتر از آن ابزاری سیاسی است که کشورها را در شرایط سیاسی یاری مینماید و به بهبود جایگاه سیاسی آنها کمک میکند. ایران که هماکنون حدود ۷/۲میلیون بشکه نفت صادر میکند طبق پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی در سال ۲۰۱۰ حدود ۸/۲ و در سال ۲۰۳۰ حدود ۴/۴میلیون بشکه نفت برای صدور خواهد داشت. این ارقام نوید حضور فعال و موثر ایران در بازار انرژی را نمیدهد. در زمینه تولید گاز نیز با کاهش تولید به میزان ۵/۶درصد در سال ۱۳۸۶ مواجه بودهایم و تولید امسال گاز کشور در منطقه خاورمیانه کمتر از یک سوم کل تولید گاز بوده است. این در حالی است که ایران علاوه بر صادرات، برای روند افزایشی و ۳درصدی مصرف داخلی خود و - همچنین با توجه به اینکه ۷۰ میدان نفتی ایران عمر مفید خود را سپری کردهاند- برای تزریق گاز جهت برداشت نفت در جای میادین نفتی، حجم فراوانی گاز نیاز دارد. پس به طور کلی از منظر سیاسی در شرایط کنونی ایران تنها از تصورات روانی شکل گرفته در بازار انرژی که برخاسته از توان بالقوه ایران در زمینه ذخایر نفت و گاز است، استفاده محدودی میبرد، ولی در صحنه عمل به دلیل وابسته بودن اقتصاد کشور به نفت، محدود بودن ظرفیت تولید و در نتیجه محدود بودن شعاع بازیگری ایران در بازار انرژی، عدم تسلط بر خطوط و شبکههای انتقال انرژی به بازار مصرف، توان استفاده از این ابزار را - نه از جهت ظرفیت تولید و نه از نظر تسلط بر شبکههای انتقال انرژی- ندارد.
نفت و ضرورت توسعه تعاملات بینالمللی: تجارب جهانى گویاى این نکته است که نحوه و میزان تعامل با نظام جهانى تاثیر تعیینکنندهاى بر نرخ رشد اقتصادى و رقابتپذیرى اقتصادهاى ملى دارد. به همین جهت در برنامه چهارم نیز بر تعامل سازنده با دنیاى خارج - به منظور بهره گیرى از فناورىهاى دنیاى پیشرفته، مزایاى تجارت بینالمللى و سرمایهگذارى خارجى - تاکید شده است و به دلیل همین اهمیت بوده است که شیبانی، رییس سابق بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در جلسه تودیع خود گسترش روابط و همکاریهای بینالمللی با نهادهای مالی را به عنوان یکی از مهمترین توصیههای خود به رییس جدید مطرح کرد. امروزه مسوولان اقتصادی کشور به خوبی ضرورت تعاملات بینالمللی را درک میکنند. یکی از مقامات جمهوری اسلامی ایران در رابطه با همین موضوع میگوید: «برونگرایی سیاسی پایه رشد صادرات کشور و برون گرایی در عرصههای سیاسی و تولیدی و... موجب رشد و توسعه صادرات کشور میشود. ایران در ترتیبات منطقه ای رتبه خوبی ندارد و تنشهای سیاسی و تصویرسازی ضد ایرانی برونگرایی ایران را مخدوش کرده و به صادرات ایران ضربه زده است».صنعت نفت از مرحله شکلگیری پروژهها تا دوران حتی پس از بهرهبرداری به عرصه بینالمللی جهت تامین مالی، تامین تکنولوژی، تجهیزات و فروش محصولات وابسته است. همچنین هیچ صنعتی به اندازه صنعت نفت، چه در بخش بالا دستی و چه در بخش پایین دستی، سرمایه بر و پرهزینه نیست. لذا حجم عظیمی سرمایهگذاری و طبق برنامه پیشنهادی غلامحسین نوذری(وزیر نفت) به مجلس ۴۷۲میلیارد دلار تا افق ۱۴۰۳ سرمایهگذاری میطلبد تا نهتنها افزایش تولید حاصل شود؛ بلکه ظرفیت فعلی و سهمیه کشور در اوپک حفظ شود. این در حالی است که سرمایههای داخلی، توانایی تامین سرمایهگذاری سریع،کلان و همراه با فناوری را ندارند. بنابراین به دلیل ناتوانی شرکتهای داخلی و ناکافی بودن سرمایههای داخلی چارهای جز روی آوردن به سرمایههای خارجی نیست. به ویژه از آن جهت که اکتشاف و ظرفیت سازی، نیازمند سرمایهگذاری کلان همراه با فناوری مدرن است.
ادامه دارد