تولید انرژی و ماجرای گازهای مخرب (۱۷)
صالح واحدی
آلن گریناسپن<br> مترجم: صالح واحدی<br>فراتر از همه مسائل گفته شده، آیا یک دولت دموکراتیک میتواند این اتهام را بپذیرد که بر مردم خود فشار میآورد تا تولید گازهای مخرب را محدود کنند، در حالی که دولتهای بزرگی هستند که موافقتنامه ۱۹۷۷ کیوتو را امضا نکردهاند و با حجم انبوه تولید گازهای مخرب اثرات مثبت فعالیت سایر کشورها را خنثی میکنند؟
آلن گریناسپن
مترجم: صالح واحدی
فراتر از همه مسائل گفته شده، آیا یک دولت دموکراتیک میتواند این اتهام را بپذیرد که بر مردم خود فشار میآورد تا تولید گازهای مخرب را محدود کنند، در حالی که دولتهای بزرگی هستند که موافقتنامه ۱۹۷۷ کیوتو را امضا نکردهاند و با حجم انبوه تولید گازهای مخرب اثرات مثبت فعالیت سایر کشورها را خنثی میکنند؟ و آیا میتوان از کشورهای توسعهیافته خواست که در روند فعالیتهای توسعهای خود تولید گاز کربن را متوقف کنند؟ آیا میشود تا زمان توسعهیافتگی تعداد زیادی از کشورها چشم بر تولید گازهای مخرب بست؟ من شک دارم که بتوان با موافقتنامهای شبیه کیوتو تولیدکنندگان گازهای گلخانهای را مجبور به پرداخت جریمه کرد. آکنده کردن فضا از گاز CO۲ نادیده گرفتن حقوق دیگران و مانند آن است که کسی زباله خانه خود را به حیاط همسایه بیندازد. اما مراقبت از این حق و ارزیابی هزینههای نادیده گرفتن آن بسیار مشکل و تقریبا غیرممکن است. خوشبختانه در سالهای اخیر ما توانستهایم در برخی مسائل بینالمللی که نیاز به توافقهای گسترده بوده، چه در سازمان ملل و چه در سازمان تجارت جهانی و دیگر نهادهای بینالمللی به موفقیتهای خوبی دست یابیم و این مایه خوشبینی من است. تعیین سقف مجاز تولید گاز یا وضع مالیات بر تولید کربن فقط تا زمانی طرفدار دارد که موجب کاهش مشاغل و گسترش بیکاری نشود.
البته ایدهآل است که موضوع ارتباط گاز کربن با تولید و صنعت، با ابزار تکنولوژی حل شود و دیگر نیازی به وضع مقررات و امثال آن نباشد، اما وقتی این ایدهآل دست نیافتنی است و لازم است نوعی الزام به کار گرفته شود نظام تخصیص بهینه منابع دستخوش آسیب میشود، آنچنان که در نظامهای برنامهریزی متمرکز تجربه شده است.
کاهش اجباری تولید به معنی کاهش ورودی به سیستمهای تولیدی است و ادامه این روند به تدریج تمام دستاوردهای آزادسازی اقتصادی پس از جنگ را نابود خواهد کرد. وضع مالیات بر تولید کربن اگر به صورت یکسان برای همه کشورها اجرا شود، ممکن است موجب کاهش مشاغل نشود، اما من شک دارم که چنین چیزی را بتوان یکسان اجرا کرد. تا زمانی که ما به تکنولوژی لازم دست نیافتهایم تا بدون تولید گازهای مخرب صنعت و تولید جهانی را اداره کنیم و توسعه دهیم تنها راهی که برای کاهش گازهای خطرناک در پیش رو داریم ایجاد محدودیت در تولید و در نتیجه کاهش اشتغال است و اگر به تکنولوژی لازم دست یابیم، دیگر نیازی به وضع قوانین الزامآور هم نیست. با وجود یک نظام قانونی موثر میتوان انتظار داشت که سازندگان تکنولوژیهای جدید به مزیت نسبی در قیمت دست یابند، اما فرآیند توسعه آن احتمالا به دلایل سیاسی بسیار طولانی خواهد بود. بنابراین راه حل ساده و کمهزینهای برای این مشکل وجود ندارد. من نگرانم که کشورها برای پدیده گرم شدن کره زمین فقط زمانی به فکر چارهجویی بیفتند که این پدیده به اقتصاد ملیشان صدمه بزند. مثلا اجبار کشورها به ساخت آببند در اطراف شهرهایی که در معرض افزایش سطح آب دریا و سیل هستند. (هلندیها سابقه موفق چندین قرنی در مقابله با این پدیده را دارند، در حالی که ونیزیها چنین توفیقی نداشتهاند). البته معمولا چنین بوده که سیاستمداران و مردم عادی به علاج مشکلات بیشتر توجه میکنند تا به پیشگیری از آنها. با این حال آنها مختارند که چه زمان به فکر حل مشکل بیفتند، چرا که هزینههای موضوع به عهده همان مردمی است که منافع ماجرا نیز به آنها بازمیگردد. حالا اگر دقت کنیم که گرم شدن زمین اثراتی فراتر از صرفا جاری شدن سیل دارد (برای مثال تغییرات آب و هوایی) دستیابی به راه حل دشوارتر خواهد بود.
تحلیلهای اولیه واقعیت تلخ دیگری را نیز پیش روی ما قرار میدهد: رهایی از وابستگی به جریان سنتی نفت کار آسانی نیست. فراخوان پرزیدنت نیکسون برای «استقلال در انرژی» که در سال ۱۹۷۳ اعلام شد - و روسای جمهوری بعدی آمریکا نیز آن را تکرار کردند - یک موضعگیری سیاسی بود که تنها شکل معقول آن میتواند به دست گرفتن روند قیمتها در بازار باشد و این راهی به جز در اختیار داشتن ذخایر مطمئن آماده مصرف ندارد.