بعد از اقتصاد جدید
اگر تا امروز زندگی شما بر مبنای قواعد اقتصادی دهه قبل بوده و حالا مجبور شوید آنها را تغییر دهید آیا توانایی چنین کار را دارید؟
اگر تا امروز زندگی شما بر مبنای قواعد اقتصادی دهه قبل بوده و حالا مجبور شوید آنها را تغییر دهید آیا توانایی چنین کار را دارید؟ اصولا تغییر زمانی مثمر ثمر است که بتواند در تمام سطوح انجام شود و این تغییرات وقتی در ابتدای راه هستید میتواند کارساز باشد اما زمانی که کار از کار گذشت دیگر فایده ندارد. همانطور که نمیتوان از عاقله مردی ۵۰ساله انتظار داشت قهرمان المپیک شود. داگ نویسنده کتاب «بعد از اقتصاد جدید» به همین مساله پرداخته است. او در واقع میخواهد به مخاطبش بگوید تغییرات اقتصادی زمانی باید اعمال شوند که نکات مثبتی در پی داشته باشند. او درباره این کتاب چنین میگوید: «برای من سخت است باور کنم پول واحد اروپایی میتواند قدرت دلار را تحت تاثیر قرار دهد، اما حقیقت این است که چنین رویدادی بخشی از اقتصاد جدید جهان است و باید آن را پذیرفت. در بسیاری از نهادهای اداری و دولتی، ساعات کار تغییر کرده و شرایط کار به گونهای است که اگر کارمند مانند ۲۰ سال قبل کار کند، به راحتی اخراج میشود. مردم باید این تغییرات را بپذیرند. نوع دیگر تغییرات، سطح کلان کشور را در بر میگیرد. به عنوان مثال، کشوری مانند مونتهنگرو باید به مردم چنین بگوید که استقلال و تمامیت ارضی در گرو قدرتمند کردن بخشهای اقتصادی است و اگر چنین چیزی روی ندهد نمیتوان آینده را آنطور که باید و شاید بسازد.»
سایت بیزنس ویک درباره این کتاب چنین نوشته است: «راهکارهای اقتصادی کنونی جهان، مبتنی بر برونرفتهای امروزی نیست؛ بلکه سالهای آتی را در بر دارد. این تغییرات از آنجا که منشاء اجتماعی دارند، یعنی لایههای تعریف شده اجتماعی را تغییر میدهند، گاه موج بزرگی را به وجود میآورند که نمیتوان در برابرش مقاومت کرد.
بنابراین باید پذیرفت مولف این کتاب چنین مسالهای را درک کرده و آن را محور اصلی کتاب خود قرار داده است. مخاطبان این اثر هنوز هم نظرات خود را روی وبسایتهای گوناگون میگذارند و از میان آنها میتوان به این نکته اشاره کرد که این اثر، تلسکوپی است برای رویت آینده اقتصادی.»